زبان ارتباط با دنیا
پرده اول: امان از سیستم آموزشی ایران یکی از بحثهایی که در آموزش زبان خارجی در کشور ما مطرح میشود، ناکارآمدی روشها و دروس مدارس است. دانشآموز ایرانی بعد از نزدیک شش سال خواندن دو زبان انگلیسی و عربی، در نهایت بدون مهارتی در مکالمه فارغالتحصیل میشود. نهایت تلاش این دانشآموزان در یادگیری واژگان و قواعد زبانهای خارجی برای تستهای کنکور و بالا بردن درصد و نمره کنکور است. این در حالی است که در بسیاری از کشورها، دانشآموزان در پایان دوره دبیرستان، حداقل یک زبان بهجز زبان رسمی کشورشان بلد هستند.
پرده دوم: طرح سؤال
دو سال پیش که رژیم غاصب تصمیم به پیشروی در بیتالمقدس و پاکسازی محلهها از فلسطینیها کرد، چند دختر و پسر جوان فلسطینی را در اینستاگرام پیدا کردم که تمام مدت در حال روشنگری و پخش گزارش زنده از شرایط محلهشان بودند. از تاریخ ورود مهاجران یهود، هجوم نظامی آنها و غصب زمینهای فلسطینی گفتند. کشتار و سرکوب را با فیلم و عکس و نقشههای قدیمی نشان دادند. در اینستاگرام لایو برگزار میکردند. یکی دو نفرشان که معروفتر بودند با بیبیسی و سیانان مصاحبه کردند و نکته قابل توجه این که همه این لایوها و مصاحبهها به زبان انگلیسی بود. چه منا و محمد کُرد، خواهر و برادر ساکن محله شیخجراح و چه لیلا دختر خبرنگار ساکن غزه، هر دو با تسلط کامل انگلیسی حرف میزنند. در حالی که میدانیم شرایط تحصیل برای آنها بهراحتی بچههای ما نیست، پس چطور به این خوبی زبان خارجی بلدند؟ و چرا فرزندان ما که در مقایسه با آنها در رفاه هستند، هیچوقت نمیتوانند به گرد پای آنها برسند؟
پرده سوم: اصل احتیاج
برخلاف آنچه از این متن برمیآید، هدف تخریب و تخطئه سیستم آموزشی یا دانشآموزان نیست. اینکه چرا نوجوانان و جوانان بسیاری از کشورها در پایان دوره تحصیل حداقل یک زبان خارجی غیر از زبان رسمی یا مادری خود بلدند، به عوامل مختلفی بستگی دارد. مثلا کشورهایی که صنعت گردشگری فعالی دارند، خواهناخواه در برخوردهای مکرر با توریستها مجبور میشوند زبان انگلیسی یا فرانسه را بیاموزند. در بسیاری از کشورهای آفریقایی هر شهر یا روستا متعلق به یک قبیله است و زبان مورد استفاده از این شهر تا شهر بغلی فرق میکند. این معضل تعدد زبانها با تعیین یک یا دو زبان رسمی بهعنوان زبان مشترک همه اهالی این کشور حل میشود اما وقتی در یک کشور یا منطقه تعدد زبانی باشد، تولید محتوای ادبی، هنری و علمی را هم تحتالشعاع قرار میدهد. گویشور زبان الف نمیتواند داستان، شعر یا مقاله علمی گویشور زبان ب را بفهمد. از طرفی اغلب این کشورها مستعمره بودند و چند 10سال زبان رسمی و اولشان زبان کشور استعمارگر بوده است. در نتیجه محتواهای قدیم و جدید به زبان کشوری استعمارگر تولید شدهاند. نسل جوان این کشور برای تحصیل، سفر، مطالعه و حتی تفریح نیازمند این است که یک زبان خارجی مثل انگلیسی یا فرانسه را بیاموزد. از طرف دیگر، وقتی صنعت تولید فیلم، سریال یا انیمیشن کشوری قوی نباشد، لاجرم این محصولات را به زبان اصلی نمایش میدهد. افرادی که از دوران کودکی در معرض این تولیدات رسانهای بودهاند، زبان مربوط را موازی با زبانمادری میآموزند و در نوجوانی و جوانی بهخوبی از آن بهره میبرند.
عطیه عیار | گروه فرهنگ و هنر
دو سال پیش که رژیم غاصب تصمیم به پیشروی در بیتالمقدس و پاکسازی محلهها از فلسطینیها کرد، چند دختر و پسر جوان فلسطینی را در اینستاگرام پیدا کردم که تمام مدت در حال روشنگری و پخش گزارش زنده از شرایط محلهشان بودند. از تاریخ ورود مهاجران یهود، هجوم نظامی آنها و غصب زمینهای فلسطینی گفتند. کشتار و سرکوب را با فیلم و عکس و نقشههای قدیمی نشان دادند. در اینستاگرام لایو برگزار میکردند. یکی دو نفرشان که معروفتر بودند با بیبیسی و سیانان مصاحبه کردند و نکته قابل توجه این که همه این لایوها و مصاحبهها به زبان انگلیسی بود. چه منا و محمد کُرد، خواهر و برادر ساکن محله شیخجراح و چه لیلا دختر خبرنگار ساکن غزه، هر دو با تسلط کامل انگلیسی حرف میزنند. در حالی که میدانیم شرایط تحصیل برای آنها بهراحتی بچههای ما نیست، پس چطور به این خوبی زبان خارجی بلدند؟ و چرا فرزندان ما که در مقایسه با آنها در رفاه هستند، هیچوقت نمیتوانند به گرد پای آنها برسند؟
پرده سوم: اصل احتیاج
برخلاف آنچه از این متن برمیآید، هدف تخریب و تخطئه سیستم آموزشی یا دانشآموزان نیست. اینکه چرا نوجوانان و جوانان بسیاری از کشورها در پایان دوره تحصیل حداقل یک زبان خارجی غیر از زبان رسمی یا مادری خود بلدند، به عوامل مختلفی بستگی دارد. مثلا کشورهایی که صنعت گردشگری فعالی دارند، خواهناخواه در برخوردهای مکرر با توریستها مجبور میشوند زبان انگلیسی یا فرانسه را بیاموزند. در بسیاری از کشورهای آفریقایی هر شهر یا روستا متعلق به یک قبیله است و زبان مورد استفاده از این شهر تا شهر بغلی فرق میکند. این معضل تعدد زبانها با تعیین یک یا دو زبان رسمی بهعنوان زبان مشترک همه اهالی این کشور حل میشود اما وقتی در یک کشور یا منطقه تعدد زبانی باشد، تولید محتوای ادبی، هنری و علمی را هم تحتالشعاع قرار میدهد. گویشور زبان الف نمیتواند داستان، شعر یا مقاله علمی گویشور زبان ب را بفهمد. از طرفی اغلب این کشورها مستعمره بودند و چند 10سال زبان رسمی و اولشان زبان کشور استعمارگر بوده است. در نتیجه محتواهای قدیم و جدید به زبان کشوری استعمارگر تولید شدهاند. نسل جوان این کشور برای تحصیل، سفر، مطالعه و حتی تفریح نیازمند این است که یک زبان خارجی مثل انگلیسی یا فرانسه را بیاموزد. از طرف دیگر، وقتی صنعت تولید فیلم، سریال یا انیمیشن کشوری قوی نباشد، لاجرم این محصولات را به زبان اصلی نمایش میدهد. افرادی که از دوران کودکی در معرض این تولیدات رسانهای بودهاند، زبان مربوط را موازی با زبانمادری میآموزند و در نوجوانی و جوانی بهخوبی از آن بهره میبرند.
عطیه عیار | گروه فرهنگ و هنر
تیتر خبرها




