محمد درآمد خوبی داشت

محمد درآمد خوبی داشت

همسر شهید محمد رضایی می‌گوید: وقتی از افغانستان به تهران آمدیم، محمد آقا سمت میدان تجریش کار می‌کرد. پیمانکار بود. آقا محمد ۵صبح سر کار می‌رفت تا ۲عصر.

ماه رمضان هم که بود روزه می‌گرفت، خودش غذا درست می‌کرد، لباس‌های بچه‌ها راخودش اتو می‌کرد. نمی‌گذاشت من کاری انجام بدهم. می‌گفت از صبح که من می‌روم، تو درگیر این سه تا هستی، افغانستان هم خیلی اذیت شدی. من گاهی وقت‌ها بهش می‌گفتم تو از صبح می‌روی تا عصر، نمی‌خواهد این همه کار کنی و زحمت بکشی... این‌قدر اخلاقش خوب بود، مهمان‌نواز بود، یک جورهایی خیلی شوخ بود، اهل بگو و بخند بود؛ این‌طور نبود که در خانه ناراحتی داشته باشد. سمت شهرری، غنی‌آباد، خانه گرفتیم. درآمد همسرم خوب بود. خدا را شکر خوب بود. یک ساختمان که می‌گرفت، کارگرها را خودش انتخاب می‌کرد. آن مواقع ۱۰ ، ۱۵ میلیون خیلی پول بود. آخر ماه همین مقدار برای آقا محمد می‌ماند. هم خرج خانه‌مان بود و هم کرایه خانه. ما که آمدیم تهران، پنج میلیون تومان پول‌پیش خانه داشتیم، ماهی ۵۰۰تومان هم کرایه می‌دادیم در سال۹۱. صاحبخانه‌مان پول‌پیش نمی‌خواست. وضع‌مان خوب بود. خرج خانه و کرایه خانه‌مان را که می‌داد، ماهی ۱۰ میلیون هم برای آقا محمد می‌ماند. یک روز اتفاق عجیبی برای محمد افتاد. توی مترو خوابش برد و همان ماجرا، مسیر زندگی‌اش را تغییر داد. داستانش را بعدا برای‌تان تعریف می‌کنم...