بازداشت فیشینگکاران کلاهبردار
دو فیشینگکار حرفهای با 18۰۰ مالباخته و ۳۰ میلیارد ریال کلاهبرداری توسط پلیس فتای استان البرز بازداشت شدند.
سردار حمید هداوند، فرمانده انتظامی البرز دراین باره به سایت پلیس گفت: در پی ارجاع یک فقره پرونده بررسی خرید اینترنتی با وجوه کلاهبرداری شده ازطریق فیشینگ،تحقیقات ماموران فتای استان البرز آغازشد. درجریان تحقیقات معلوم شد شاکی قصد فروش تلفن همراه خود در یکی از سایتهای خرید و فروش لوازم دست دوم را داشته که شخصی ناشناس با وی تماس گرفته و با واریز وجه به حساب او ازطریق تاکسی اینترنتی گوشی تلفن همراه را دریافت و نامبرده پس ازمدتی با انسداد حساب خود روبهرو شده است. وی افزود: در جریان تحقیقات رد دو مرد دراین رابطه به دست آمدوآنها درشهر جدید مهستان بازداشت شدند. در بررسی تجهیزات الکترونیک متهمان، اطلاعات حساب بانکی ۱۸۰۰نفرازکاربران و۵۰ اکانت تلگرامی که ازطریق آنها لینکهای آلوده به کاربران ارسال میشد به دست آمد.همچنین ازمخفیگاه آنها پنج دستگاه تلفن همراه آیفون۱۳که با وجوه کلاهبرداری خریداری شده بودند، کشف شد. متهمان تاکنون از18مالباخته در شهرهای مختلف بیش از 30 میلیارد ریال کلاهبرداری کردهاند.
قصاص برای قاتل مادربزرگ
نوه ناخلف که بامجسمه گچی مادربزرگش راکشته بود، در حالی به زودی محاکمه میشود که عمههایش برای او درخواست قصاص کردهاند.
به گزارش خبرنگار جامجم، سیزدهم اسفندسال۱۴۰۱باگزارش قتل زنی۸۳ساله درخانهاش درخیابان مدنی تهران تحقیقات پلیسی آغاز شد. ماموران پس از ورود به آپارتمان با پیکر بیجان این زن ۸۳ساله وخانهای بههم ریخته روبهروشدند. شکستگی شیشه پنجرهها و تخریب در بالکن نشان میداد سارق یا سارقان به قصد سرقت وارد خانه زن تنهاشده و پس ازقتل وی، اموال قیمتی خانهاش را به سرقت بردهاند. جسدزن سالخورده درپذیرایی افتاده بود ومجسمه گچی خرد شدهای کنار جسد قرار داشت. شواهد نشان میداد او بر اثر وارد شدن ضربه مجسمه گچی به سرش به قتل رسیده و طلاها همراه لوازم باارزش خانهاش سرقت شده است. در تخریب شده بالکن و سالم بودن در ورودی نشان میداد سارقان از بالکن وارد خانه شدهاند. مأموران با بررسی تکههای مجسمه گچی روی زمین و کنار جسد اثر انگشت قاتل را روی آن به دست آوردند. آنها در شاخه دیگری از تحقیقات سراغ دوربینهای مداربسته اطراف محل حادثه رفتند و با بازبینی تصاویر آن تصویر مردی جوان را که نوه مقتول بود مشاهده کردند که آخرین بار وارد خانه مقتول شده و ساعتی بعد آنجا راترک کرده بود.با کشف این سرنخ دو فرضیه پیش روی تیم جنایی قرار گرفت؛ نخست اینکه قتل ازسوی این مرد رخ داده یا اینکه پس از رفتن او،سارقان ازطریق بالکن وارد خانه پیرزن شده و جان او را گرفتهاند. اثر انگشت روی مجسمه گچی به آزمایشگاه پلیس فرستاده شد وپس ازانجام بررسیها حقیقت ماجرا آشکار شد. اثر انگشت متعلق به نوه مقتول بود. متهم پس از دستگیر شدن در بازجویی وقتی هیچ راهی برای فرار نداشت، لب به اعتراف گشود و گفت: با مادربزرگم اختلافی نداشتم. چون چند سال از او بیخبر بودم، دلتنگش شدم وبه خانهاش رفتم. ۱۳قرص اعصاب خورده بودم. درباره گذشته حرف زدیم که ناگهان به مادر فوت شدهام فحاشی کرد.عصبانی شدم و چون سابقه پرت کردن وسایل به سمت افراد را داشتم مجسمه گچی را پرت کردم که به سر مادربزرگم خورد و او فوت شد. از شدت ترس عرق کردم به طوری که همه لباسهایم خیس شده بود. زبانم بند آمده بود.وسایل خانه را بههم ریختم، دو گوشی تلفن او و دستگاه اکسیژنساز را بردم و در خیابان انداختم تا تصور شود او قربانی سرقت از خانهاش شده است. به خانه بازگشتم و حرفی به همسرم نزدم. به دلیل ترس از سرنوشت دختر شش سالهام تسلیم نشدم.»
پس از تکمیل تحقیقات مقدماتی و بازسازی صحنه جرم، برای متهم کیفرخواست صادر و پروندهاش به شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. این درحالی است که عمههای متهم برای او درخواست قصاص کردهاند.
قصاص برای قاتل مادربزرگ
نوه ناخلف که بامجسمه گچی مادربزرگش راکشته بود، در حالی به زودی محاکمه میشود که عمههایش برای او درخواست قصاص کردهاند.
به گزارش خبرنگار جامجم، سیزدهم اسفندسال۱۴۰۱باگزارش قتل زنی۸۳ساله درخانهاش درخیابان مدنی تهران تحقیقات پلیسی آغاز شد. ماموران پس از ورود به آپارتمان با پیکر بیجان این زن ۸۳ساله وخانهای بههم ریخته روبهروشدند. شکستگی شیشه پنجرهها و تخریب در بالکن نشان میداد سارق یا سارقان به قصد سرقت وارد خانه زن تنهاشده و پس ازقتل وی، اموال قیمتی خانهاش را به سرقت بردهاند. جسدزن سالخورده درپذیرایی افتاده بود ومجسمه گچی خرد شدهای کنار جسد قرار داشت. شواهد نشان میداد او بر اثر وارد شدن ضربه مجسمه گچی به سرش به قتل رسیده و طلاها همراه لوازم باارزش خانهاش سرقت شده است. در تخریب شده بالکن و سالم بودن در ورودی نشان میداد سارقان از بالکن وارد خانه شدهاند. مأموران با بررسی تکههای مجسمه گچی روی زمین و کنار جسد اثر انگشت قاتل را روی آن به دست آوردند. آنها در شاخه دیگری از تحقیقات سراغ دوربینهای مداربسته اطراف محل حادثه رفتند و با بازبینی تصاویر آن تصویر مردی جوان را که نوه مقتول بود مشاهده کردند که آخرین بار وارد خانه مقتول شده و ساعتی بعد آنجا راترک کرده بود.با کشف این سرنخ دو فرضیه پیش روی تیم جنایی قرار گرفت؛ نخست اینکه قتل ازسوی این مرد رخ داده یا اینکه پس از رفتن او،سارقان ازطریق بالکن وارد خانه پیرزن شده و جان او را گرفتهاند. اثر انگشت روی مجسمه گچی به آزمایشگاه پلیس فرستاده شد وپس ازانجام بررسیها حقیقت ماجرا آشکار شد. اثر انگشت متعلق به نوه مقتول بود. متهم پس از دستگیر شدن در بازجویی وقتی هیچ راهی برای فرار نداشت، لب به اعتراف گشود و گفت: با مادربزرگم اختلافی نداشتم. چون چند سال از او بیخبر بودم، دلتنگش شدم وبه خانهاش رفتم. ۱۳قرص اعصاب خورده بودم. درباره گذشته حرف زدیم که ناگهان به مادر فوت شدهام فحاشی کرد.عصبانی شدم و چون سابقه پرت کردن وسایل به سمت افراد را داشتم مجسمه گچی را پرت کردم که به سر مادربزرگم خورد و او فوت شد. از شدت ترس عرق کردم به طوری که همه لباسهایم خیس شده بود. زبانم بند آمده بود.وسایل خانه را بههم ریختم، دو گوشی تلفن او و دستگاه اکسیژنساز را بردم و در خیابان انداختم تا تصور شود او قربانی سرقت از خانهاش شده است. به خانه بازگشتم و حرفی به همسرم نزدم. به دلیل ترس از سرنوشت دختر شش سالهام تسلیم نشدم.»
پس از تکمیل تحقیقات مقدماتی و بازسازی صحنه جرم، برای متهم کیفرخواست صادر و پروندهاش به شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. این درحالی است که عمههای متهم برای او درخواست قصاص کردهاند.




