«جامجم» ظرایف آموزنده مجموعه اقتباسی - تاریخی «هیس هیچی نیس» که برای نوجوانان روی آنتن رفته را بررسی میکند
استعمار به زبان ساده
تاریخ به بیانی ساده، مفهومی انتزاعی است که از آن دوبرداشت میشود؛ یکی رویدادهای گذشته و دیگری بررسی و پژوهش درباره این رخدادها. اینکه تاریخ را به زبان تصویر و با جذابیتهای بصری در هم آمیزیم و آن را مقابل چشم مخاطب بیاوریم، میتواند ناظر بر دو برداشت منتج شده از این مفهوم باشد.
ضمن اینکه همهفهمتر و سرگرمکنندهتر از قالب متنی است. به همین خاطر بر نمایش تصویری تاکید میشود؛ بهخصوص برای نسل جدید که با زبان نمایش و تصویر بیش از انواع دیگر رسانهها ارتباط برقرار میکنند. با وجود تمام این توصیهها، چند اثر تاریخی میشناسیم که برای کودک و نوجوان ساخته شده باشد؟ آثاری که نه فقط به بیان قصص بسیار شنیده شده از دل تاریخ بسنده کنند بلکه پا را فراتر از مرزهای تجربه شده بگذارند و نسل جدید را راهی سفری به سرزمینهای کمترکشف شده از گذشته کنند.یکی از ضعفهایی که برای خلق چنین آثاری وجود دارد و خلأ آن حس میشود، متن خوب و مناسبسازی شده برای گروه سنی کودک و نوجوان است که این موضوع هم راهکار دارد. بهره بردن از کتب منتشر شده برای گروه سنی نوجوان یا بهسازی آنها برای این گروه سنی، ابتداییترین راههایی است که میتوان در این مسیر از آن بهره برد. در این خصوص میتوان به نمونههای موفقی هم اشاره کرد. نمونههایی که اتفاقا برای گروه سنی نوجوان روی آنتن رفتند که البته همچنان خلأ محتوای نمایشی برای این رده سنی روی آنتن و همچنین بر پرده سینما حس میشود. مجموعه «هیس هیچی نیس» که اخیرا روی آنتن شبکه دوی سیما رفت و پخش آن از شبکه امید همچنان ادامه دارد، اثری است که از یک مجموعه کتاب(سرگذشت استعمار) ویژه نوجوان برای نگارش فیلمنامه استفاده کرد. البته این متن برای جاگرفتن در قاب تصویر و همچنین جذابتر شدن برای این رده سنی، به دست یک گروه سردبیری و همچنین نویسندگان، مورد بررسی و نگارش مجدد قرارگرفت.درباره این مجموعه کمدی-فانتزی که شاهد پخش آن از تلویزیون هستیم، نکات برجستهای به چشم میخورد که تا پیش از این، کمتر به آن پرداخته شده بود یا میتوان ادعا کرد چند سالی بود که کمتر مورد توجه برنامهسازان قرار داشت و با تولید و پخش هیس هیچی نیس بار دیگر روی آنتن جانگرفت. در اینجا ضمن گفتوگو با حسین حقانی(کارگردان)، مجید بخششیان(سرپرست نویسندگان و بازیگر) و علی فرحناک(بازیگر) این مجموعه، نگاهی به برخی از این نکات داشتیم.
چرا اقتباس؟ چرا تاریخ؟
حسین حقانی، کارگردان مجموعه هیس هیچی نیس، در گفتوگو با جامجم در خصوص محوریت قصه که اقتباسی است و شناختی که از نوجوانها در این حوزه دارد، میگوید: من قبل از این مجموعه چند کار کودک در حوزه داستانی انجام داده بودم. ضمن اینکه بازیگران آن کارها هم کودک بودند. بنابراین با مخاطب کودک آشنایی داشتم. اما بحث سر این است که نوجوانان و کودکان به نسبت دهههای قبل خیلی تغییر کردهاند و میتوانم بگویم بچههای امروزی خیلی پیشرفت کردهاند؛ به این خاطر که هم گیرایی سریعتری دارند و هم اشاراتی که در کار میبینند، برایشان پرسش ایجاد میکند.به همین جهت یکی از دغدغههای ما از ابتدای کار این بود که انتقال اطلاعات از طریق نمایش، چقدر برایشان ایجاد سؤال میکند تا سراغ مطالعه بروند.
ما کودک نیستیم
همانطور که اشاره شد، محتوای مناسب برای نوجوانان با آنچه برای کودکان راهی آنتن میشود تفاوت دارد. هیس هیچی نیس، این مورد را در نظر داشته و با عنایت به این تمایز در متن و اجرا، کار را جلو برده است. علی فرحناک، بازیگر پیشکسوت تئاتر و تلویزیون در گفتوگو با جامجم در اینخصوص بیان میکند: معمولا آثار کمتری در حوزه نمایش برای نوجوانان ساخته میشود یا آنقدر سطح این آثار پایین است که به نوعی شاید محتوای آن مناسب کودک یا حتی خردسال باشد. درواقع سطح درک مخاطب نوجوان را در حد سطح درک یک کودک پایین میآورند و با همان نگاه کار را تولید میکنند. با اینکه سن نوجوانی میتواند خیلی از مسائل را درک و برداشت کند و لازم نیست با همان زبان کودکی با آن صحبت شود. به همین خاطر است که بعضی با دیدن هیس هیچی نیس هم میگویند این مجموعه برای بزرگسال است یا نوجوان؟ چون توقع ندارند نوجوان مفاهیمی که در این اثر هست را درک کند اما فکر میکنم مسائل پیچیدهتر از این را هم میتوان با نوجوانان مطرح کرد؛ چون قابلیت درک خیلی بیشتری دارند. کاش در تولید کارهای نمایشی در مدیومهای مختلف، بیشتر به این گروه سنی توجه شود. به این ترتیب باید دو کلمه کودک و نوجوان از همدیگر تفکیک و آثاری ویژه نوجوان تهیه و تولید شود.
مقابله با بحثهای انحرافی
از دید فرحناک، میتوان برای نوجوانان موضوعات مهمتر و پیچیدهتری را بیان کرد.درهمین مجموعه هیس هیچی نیس که بهتازگی راهی آنتن شد، موضوع استعمار دستمایه قرار گرفت و با محوریت آن برای مخاطبان نکاتی بیان شد. از این بازیگر میپرسیم لزوم بیان این بخش از تاریخ برای این گروه سنی چیست؟ او توضیح میدهد: باتوجه به وجود فضای مجازی و دسترسی سریع و راحت به آن، حجم تبلیغات و موضوعاتی که در این فضا مطرح میشود، باید راهی برای مقابله ایجاد کرد. گاهی اطلاعات غلط به عمد در این فضا منتشر و بهراحتی در دسترس مخاطبان نوجوان قرار میگیرد که موجب انحراف ذهنی آنان میشود. برخی موضوعات نیازمند تفکر است و باید اطلاعات درستی درباره آن به مخاطبان ارائه شود. باید برای مقابله با یکسری از افکار غلط و بحثهای انحرافی که در فضای مجازی مطرح میشود، نوجوان آگاه باشد. در این زمینه فقط تلاشهای تلویزیون کافی نیست. در فضای مجازی هم باید برنامههایی ساخته شود تا مخاطب نوجوان که دائما از طریق تلفن همراه در این فضا حضور دارد، بتواند به این محتوا دسترسی داشته باشد.وی ادامه میدهد: عنصر جذابیت برای این گروه سنی خیلی مهم است.سن نوجوانی، سنی پر از هیجانات خاص خود است و این هیجانات هر لحظه میتواند تصمیم شخص راعوض کند.یک نوجوان به دنبال اشکال خلاقانه، اتفاقات بدیع، تازه، سریع و بهروز است.حوصله ندارد برای او قصه مفصل و با ریتم کند تعریف کنی.نوجوان افکار پایدار ندارد و به دنبال کشف و جستوجوست. احتمال تغییر در رفتارش وجود دارد و باید مدام افکارواطلاعات درست دراختیارش قرار گیرد تا از مسیرمنحرف نشود و بتواند انتخاب صحیحی داشته باشد. به همین دلیل ارائه اطلاعات درست تاریخی برای این گروه سنی اهمیت دارد.
حقانی درباره فضای اصلی داستان و تبدیل آن به فضای سرگرمکننده و فانتزی این مجموعه توضیح میدهد: متنی که ما در ابتدا داشتیم، برای خودمان هم یک مقدار گنگ بود. به همین دلیل مجبور شدیم سه ماه زمان صرف بازنویسی متن کنیم. یعنی متن را از حالت اولیه تغییر دادیم تابه این چیزی که الان پخش میشود رسیدیم.اتفاقی که افتاداین بود که دیدیم این وقایع تلخ وسیاه هستند و خیلی قابل انتقال به مخاطب نیست و ممکن است مخاطب آن راپس بزند؛بنابراین به این نتیجه رسیدیم که فضای فانتزی و سرگرمکننده کار را بالا ببریم.به همین دلیل متن رابازنویسی کردیم.به نظرم این سه ماه وقفه، ارزشش راداشت. اصلا همین نکتهای است که باعث میشود مخاطب تا پایاهمرا مجموعه باشد، همین فضای سرگرمکننده استکه توانسته تلخی کار را یک مقدار بگیرد.
فرحناک در ادامه درباره بازخوردها عنوان میکند: مهمترین نکتهای که میتوانم به آن اشاره کنم این است که از زمان پخش برنامه بازخوردهای خوبی گرفتم. همه گفتند این همه بازیگر جوان و عوامل خوب نظیر طراحی صحنه و لباس، گریم، تصویر و... چطور یک جا جمع شدند. نیاز است از این گروه حمایت شود تا بتوانند آثار بعدی را تولید کنند.
میخواهیم سؤال برای مخاطب ایجاد کنیم
اشاره کردیم اقتباس از کتاب میتواند به غنیتر شدن فیلمنامه اثر کمک کند. کارگردان مجموعه هیس هیچی نیس در این خصوص بیان میکند: اقتباس ما از کتاب تاریخگونهای به سفارش سوره بود که باید همه جزئیات در این مجموعه گفته میشد. یکی از مشکلاتی که ما داشتیم بیان همه جزئیات آن کتاب در مجموعهای که هر قسمت آن 20 دقیقه بود و همین، کار ما را دشوار میکرد. به این خاطر که نمیشد روی شخصیتها مانور بدهیم تا مخاطب با شخصیتها همراه شود و جلو برود. بنابراین مهمترین دغدغه ما همین مسأله بود که چطور کاری کنیم که مخاطب بتواند با شخصیتها ارتباط برقرار کند.وی همچنین میافزاید: کاری که به نظرمان رسید انجام بدهیم این بود که یکسری وقایع تاریخی که مدنظرشان است را در قالب نمایش قرار بدهیم و فاکتور اصلیاش را در آیتمها بگنجانیم. در این صورت اگر مخاطب نوجوان دغدغه تاریخ داشته باشد و اینکه بخواهد بداند در آن دوره تاریخی چه اتفاقی افتاده، ممکن است خودش مشتاق شود و در آن زمینه مطالعه کند. حال اینکه چقدر در این مسیر موفق شدهایم را باید منتظر بازخورد مخاطبان باشیم که ببینیم آن چیزی که فکر میکردیم اتفاق افتاده یا نه.
حقانی دربخش دیگری ازاین گفتوگو عنوان میکند: من کم و بیش با مخاطبان نوجوانی که کار را دیده بودند، صحبت کردم و متوجه شدم بچهها با آیتمها ارتباط برقرار کردهاند.ولی سؤالی که برایشان پیش آمده این است که این اتفاقات و آیتمها چطور در آن روند تاریخی جای میگیرد. البته من از همان ابتدا به این موضوع فکر کرده بودم. یعنی میدانستم بچهها مجموعه را میبینند و با آیتمها ارتباط برقرار میکنند ولی اینکه این پروسه، اتفاقات و شخصیتها چطور در آن برهه تاریخی به هم ربط پیدا میکنند، برایشان سؤال است. شاید اگر روند قصهگویی برایشان از ابتدا روشن بود و از یک جایی به جای دیگر پیش میرفت، موفقتر بود و از همان ابتدا همراه میشدند و کل ماجرا را با همان شخصیتها پیش میبردند اما در همین قصه وقتی در جریان ماجرای برادران هیوود قرار میگیرند و با آنها همراه میشوند، متوجه ماجرا میشوند که در صنعت نساجی غرب چه اتفاقی افتاده است اما در آیتمهای دیگر که حضور شخصیتها کمتر است و فقط ماجرا داریم، ممکن است برای بچهها سؤال ایجاد شود.وی درباره لوکیشنهای این کار هم میگوید: خانم آشتیانی طراح صحنه خیلی برای این کار زحمت کشید؛ چون در بحث طراحی صحنه نکات مهمی مدنظر ما بود. یکی اینکه فضای داخلی کار به تئاتر و دکوراسیون تلهتئاتر نزدیک نشود که مخاطب را پس نزند. بنابراین با ایشان صحبت کردیم تا جایی که امکان دارد، منابع نوری برای نورپردازی بگذارد تا بتواند نور طبیعی را به داخل منتقل کند. ولی لوکیشنهای متعددی داشتیم که همین جابهجایی کار را سختتر میکرد. به نظرم به آنچه میخواستیم نزدیک شدیم. یعنی دکور و حالت تئاتری بودن، مخاطب را اذیت نمیکرد.وی در پایان هم درباره کلیت کار کودک و اینکه طرح این موضوع برای این گروه سنی چقدر لازم است هم عنوان میکند: اطلاع داشتن از تاریخ و خواندن آن برای هرکسی لازم است. اهمیتش از این جهت است که خیلی از اتفاقاتی که افتاده و تلخ بوده، دوباره تکرار نشود. این برای هر ملتی لازم است. بنابراین باید از سنین پایین شروع کرد. اطلاع داشتن از تاریخ صرفا جهت قصهگویی نیست. باید هرکسی از همه اتفاقات اطلاع داشته باشد. این چیزی است که همیشه در ذهن من بوده است، چون انگار تاریخ مدام در حال اتفاق افتادن است. اگر مخاطب از این اتفاقات اطلاع نداشته باشد، همان بلایی که سر گذشتگان آمده دوباره تکرار میشود. بنابراین، این کار باید از پایه شروع شود.
گرفتن زهر یک واقعه تاریخی
مجید بخششیان، سرپرست نویسندگان و بازیگر مجموعه هیس هیچی نیست درخصوص همکاری با این اثر، به جامجم میگوید: اصل کار این بوده که متن کامل تا 30 قسمت نوشته شد و بعد در مرحله کارگردانی، یک بخشهایی را قدری تغییر دادیم که کمک خانم رودسار بود. ما بخشهایی مثل استندآپکمدی داشتیم که حذف و به آیتمهای دیگر تبدیل شد. مثلا آیتم استندآپکمدی به مسابقه استعدادیابی تبدیل شد. اما اینکه چگونه از روی کتاب به این مطلب رسیدیم، باید بگویم یک تیم طراحی توسط خانم یزدانی سرپرستی شد و تحقیقات و خلاصهبرداریهایی برای آن صورت گرفت ودرنهایت به دست ما رسید. اینها در روند تبدیل به داستان، به این نقطه رسید که به آیتمهای نمایشی تبدیل شود واین مفهوم را برای نوجوانان قابلدرک و فهم کند. وی در خصوص اهمیت مسأله استعمار که در این برنامه به آن توجه میشود، اینطور بیان میکند:دانستن این مسأله مهم است،چون استعمار و سوءاستفاده از جهان، درست از همین نادانستن ماست. اگر ما به آگاهی برسیم، این استثمار برای آیندگان رخ نمیدهد. بخششیان میافزاید: بخش بازی با عروسک روباه، مورد استقبال قرار گرفت که با صداپیشگی مجید امیری و عروسکگردانی مهدی برقهای بود. این دو توانستند شخصیت عروسکی ماندگاری را در ایران خلق کنند. این را هم باید در نظر گرفت که نمایشدادن یک فضای طنز از یک فضا و مطلب جدی، کار سختی است. بهخصوص اگر اجازه بداههگویی را قدری از بازیگر و عروسکگردان گرفته باشی، چراکه خود فضای تاریخی، رفرنس دارد و نمیتوان هر مطلبی را بیان کرد. این محدود بودن، با قابلیت دوستان درآمد و خودم در بازی با آنها راحت بودم و ارتباط راحتی داشتم که در نهایت مخاطب هم آن را دوست داشت. وی تاکید میکند: گرفتن زهر از یک واقعه تاریخی، اتفاقی بود که سخت به دست میآمد اما ما از کنتراست افراد استفاده کردیم. ما در کل داستان این را میگوییم که ناآگاهی باعث این ظلم شد اما راوی بهدلیل آگاهی، دچار حیلههای روباه نمیشود. این اتفاق باعث یک طنز میشود. وقتی به آگاهی برسیم، تلاش طرف مقابل مذبوحانه و شکستخورده است که همین باعث طنز میشود. ما در این فضا به یک طنز آگاهی رسیدیم. برخلاف خیلی از طنزها که از هجو استفاده میکند، ما آگاهانه به سمت این طنز رفتیم و تلاش کردیم مخاطب ما با خندههای ریز، احساس خوشایند داشته باشد. درواقع طوری نباشد که به یک طنز هجو قهقهه بزند که آگاهی پشت آن نباشد. این اتفاق افتاد و ناکامی و نوع دستبرد روباه به آیتمها ایجاد طنز میکند.درست مثل وقتی که ازحادثه بزککردن بردهها برای فروش صحبت میکنیم، روباه از بزککردن پنیر برای فروش در بازار صحبت میکند. تلاش کردیم ازتمثیلات استفاده کنیم که برای مخاطب نوجوان سادهتر باشد و درعینحال، واقعه تلخ را گفته باشیم و لبخندی ساده، به تماشاگر هدیه کنیم.
این بازیگر عنوان میکند: درباره شخصیت آشپز باید بگویم ابتدا قرار بود کلاغ باشد تا تمثیل معروف روباه و کلاغ شکل گیرد. اما در روند طراحی این شخصیت، تیم کارگردانی آقای عطارد به این نتیجه رسید که اگر این شخصیت به شکل عروسک باشد، شاید از کل مجموعه مجزا دیده شود. بههمینخاطر، کاراکتر کلاغ، تبدیل به سرآشپز شد که بتواند با هم تقابل داشته باشد. خود آقای عطارد نظرش این بود. چون معتقد بود که راوی، روایتگر مسائلی است که تفهیم آن به مخاطب سخت است. ما حتی سر صحنه گاهی بالا و پایین میکردیم و اتفاقهای بصری برای آن پیدا میشد و با یک همفکری، این بازی شکل میگرفت. برای خودم تجربه جالبی بود، چون شخصیت فوق، جدی جلو میرود ولی موقعیتهای طنز با آن ساخته میشود. این کنتراست را در بازیگران طنز جهان هم داشتیم و در لورل و هاردی هم این مسأله تا حدی دیده میشود. تلاش کردم قدری تم هاردی وباستر کیتون را داشته و بین اینها باشد. در این طنز، روباه کاراکتر دارد اما چون عروسک است و نمیتواند حالتهای صورت خاصی داشته باشد، قابهای ما به شکل کنشهای دوطرفه گولزدن و گولنخوردن باشد.
چرا اقتباس؟ چرا تاریخ؟
حسین حقانی، کارگردان مجموعه هیس هیچی نیس، در گفتوگو با جامجم در خصوص محوریت قصه که اقتباسی است و شناختی که از نوجوانها در این حوزه دارد، میگوید: من قبل از این مجموعه چند کار کودک در حوزه داستانی انجام داده بودم. ضمن اینکه بازیگران آن کارها هم کودک بودند. بنابراین با مخاطب کودک آشنایی داشتم. اما بحث سر این است که نوجوانان و کودکان به نسبت دهههای قبل خیلی تغییر کردهاند و میتوانم بگویم بچههای امروزی خیلی پیشرفت کردهاند؛ به این خاطر که هم گیرایی سریعتری دارند و هم اشاراتی که در کار میبینند، برایشان پرسش ایجاد میکند.به همین جهت یکی از دغدغههای ما از ابتدای کار این بود که انتقال اطلاعات از طریق نمایش، چقدر برایشان ایجاد سؤال میکند تا سراغ مطالعه بروند.
ما کودک نیستیم
همانطور که اشاره شد، محتوای مناسب برای نوجوانان با آنچه برای کودکان راهی آنتن میشود تفاوت دارد. هیس هیچی نیس، این مورد را در نظر داشته و با عنایت به این تمایز در متن و اجرا، کار را جلو برده است. علی فرحناک، بازیگر پیشکسوت تئاتر و تلویزیون در گفتوگو با جامجم در اینخصوص بیان میکند: معمولا آثار کمتری در حوزه نمایش برای نوجوانان ساخته میشود یا آنقدر سطح این آثار پایین است که به نوعی شاید محتوای آن مناسب کودک یا حتی خردسال باشد. درواقع سطح درک مخاطب نوجوان را در حد سطح درک یک کودک پایین میآورند و با همان نگاه کار را تولید میکنند. با اینکه سن نوجوانی میتواند خیلی از مسائل را درک و برداشت کند و لازم نیست با همان زبان کودکی با آن صحبت شود. به همین خاطر است که بعضی با دیدن هیس هیچی نیس هم میگویند این مجموعه برای بزرگسال است یا نوجوان؟ چون توقع ندارند نوجوان مفاهیمی که در این اثر هست را درک کند اما فکر میکنم مسائل پیچیدهتر از این را هم میتوان با نوجوانان مطرح کرد؛ چون قابلیت درک خیلی بیشتری دارند. کاش در تولید کارهای نمایشی در مدیومهای مختلف، بیشتر به این گروه سنی توجه شود. به این ترتیب باید دو کلمه کودک و نوجوان از همدیگر تفکیک و آثاری ویژه نوجوان تهیه و تولید شود.
مقابله با بحثهای انحرافی
از دید فرحناک، میتوان برای نوجوانان موضوعات مهمتر و پیچیدهتری را بیان کرد.درهمین مجموعه هیس هیچی نیس که بهتازگی راهی آنتن شد، موضوع استعمار دستمایه قرار گرفت و با محوریت آن برای مخاطبان نکاتی بیان شد. از این بازیگر میپرسیم لزوم بیان این بخش از تاریخ برای این گروه سنی چیست؟ او توضیح میدهد: باتوجه به وجود فضای مجازی و دسترسی سریع و راحت به آن، حجم تبلیغات و موضوعاتی که در این فضا مطرح میشود، باید راهی برای مقابله ایجاد کرد. گاهی اطلاعات غلط به عمد در این فضا منتشر و بهراحتی در دسترس مخاطبان نوجوان قرار میگیرد که موجب انحراف ذهنی آنان میشود. برخی موضوعات نیازمند تفکر است و باید اطلاعات درستی درباره آن به مخاطبان ارائه شود. باید برای مقابله با یکسری از افکار غلط و بحثهای انحرافی که در فضای مجازی مطرح میشود، نوجوان آگاه باشد. در این زمینه فقط تلاشهای تلویزیون کافی نیست. در فضای مجازی هم باید برنامههایی ساخته شود تا مخاطب نوجوان که دائما از طریق تلفن همراه در این فضا حضور دارد، بتواند به این محتوا دسترسی داشته باشد.وی ادامه میدهد: عنصر جذابیت برای این گروه سنی خیلی مهم است.سن نوجوانی، سنی پر از هیجانات خاص خود است و این هیجانات هر لحظه میتواند تصمیم شخص راعوض کند.یک نوجوان به دنبال اشکال خلاقانه، اتفاقات بدیع، تازه، سریع و بهروز است.حوصله ندارد برای او قصه مفصل و با ریتم کند تعریف کنی.نوجوان افکار پایدار ندارد و به دنبال کشف و جستوجوست. احتمال تغییر در رفتارش وجود دارد و باید مدام افکارواطلاعات درست دراختیارش قرار گیرد تا از مسیرمنحرف نشود و بتواند انتخاب صحیحی داشته باشد. به همین دلیل ارائه اطلاعات درست تاریخی برای این گروه سنی اهمیت دارد.
حقانی درباره فضای اصلی داستان و تبدیل آن به فضای سرگرمکننده و فانتزی این مجموعه توضیح میدهد: متنی که ما در ابتدا داشتیم، برای خودمان هم یک مقدار گنگ بود. به همین دلیل مجبور شدیم سه ماه زمان صرف بازنویسی متن کنیم. یعنی متن را از حالت اولیه تغییر دادیم تابه این چیزی که الان پخش میشود رسیدیم.اتفاقی که افتاداین بود که دیدیم این وقایع تلخ وسیاه هستند و خیلی قابل انتقال به مخاطب نیست و ممکن است مخاطب آن راپس بزند؛بنابراین به این نتیجه رسیدیم که فضای فانتزی و سرگرمکننده کار را بالا ببریم.به همین دلیل متن رابازنویسی کردیم.به نظرم این سه ماه وقفه، ارزشش راداشت. اصلا همین نکتهای است که باعث میشود مخاطب تا پایاهمرا مجموعه باشد، همین فضای سرگرمکننده استکه توانسته تلخی کار را یک مقدار بگیرد.
فرحناک در ادامه درباره بازخوردها عنوان میکند: مهمترین نکتهای که میتوانم به آن اشاره کنم این است که از زمان پخش برنامه بازخوردهای خوبی گرفتم. همه گفتند این همه بازیگر جوان و عوامل خوب نظیر طراحی صحنه و لباس، گریم، تصویر و... چطور یک جا جمع شدند. نیاز است از این گروه حمایت شود تا بتوانند آثار بعدی را تولید کنند.
میخواهیم سؤال برای مخاطب ایجاد کنیم
اشاره کردیم اقتباس از کتاب میتواند به غنیتر شدن فیلمنامه اثر کمک کند. کارگردان مجموعه هیس هیچی نیس در این خصوص بیان میکند: اقتباس ما از کتاب تاریخگونهای به سفارش سوره بود که باید همه جزئیات در این مجموعه گفته میشد. یکی از مشکلاتی که ما داشتیم بیان همه جزئیات آن کتاب در مجموعهای که هر قسمت آن 20 دقیقه بود و همین، کار ما را دشوار میکرد. به این خاطر که نمیشد روی شخصیتها مانور بدهیم تا مخاطب با شخصیتها همراه شود و جلو برود. بنابراین مهمترین دغدغه ما همین مسأله بود که چطور کاری کنیم که مخاطب بتواند با شخصیتها ارتباط برقرار کند.وی همچنین میافزاید: کاری که به نظرمان رسید انجام بدهیم این بود که یکسری وقایع تاریخی که مدنظرشان است را در قالب نمایش قرار بدهیم و فاکتور اصلیاش را در آیتمها بگنجانیم. در این صورت اگر مخاطب نوجوان دغدغه تاریخ داشته باشد و اینکه بخواهد بداند در آن دوره تاریخی چه اتفاقی افتاده، ممکن است خودش مشتاق شود و در آن زمینه مطالعه کند. حال اینکه چقدر در این مسیر موفق شدهایم را باید منتظر بازخورد مخاطبان باشیم که ببینیم آن چیزی که فکر میکردیم اتفاق افتاده یا نه.
حقانی دربخش دیگری ازاین گفتوگو عنوان میکند: من کم و بیش با مخاطبان نوجوانی که کار را دیده بودند، صحبت کردم و متوجه شدم بچهها با آیتمها ارتباط برقرار کردهاند.ولی سؤالی که برایشان پیش آمده این است که این اتفاقات و آیتمها چطور در آن روند تاریخی جای میگیرد. البته من از همان ابتدا به این موضوع فکر کرده بودم. یعنی میدانستم بچهها مجموعه را میبینند و با آیتمها ارتباط برقرار میکنند ولی اینکه این پروسه، اتفاقات و شخصیتها چطور در آن برهه تاریخی به هم ربط پیدا میکنند، برایشان سؤال است. شاید اگر روند قصهگویی برایشان از ابتدا روشن بود و از یک جایی به جای دیگر پیش میرفت، موفقتر بود و از همان ابتدا همراه میشدند و کل ماجرا را با همان شخصیتها پیش میبردند اما در همین قصه وقتی در جریان ماجرای برادران هیوود قرار میگیرند و با آنها همراه میشوند، متوجه ماجرا میشوند که در صنعت نساجی غرب چه اتفاقی افتاده است اما در آیتمهای دیگر که حضور شخصیتها کمتر است و فقط ماجرا داریم، ممکن است برای بچهها سؤال ایجاد شود.وی درباره لوکیشنهای این کار هم میگوید: خانم آشتیانی طراح صحنه خیلی برای این کار زحمت کشید؛ چون در بحث طراحی صحنه نکات مهمی مدنظر ما بود. یکی اینکه فضای داخلی کار به تئاتر و دکوراسیون تلهتئاتر نزدیک نشود که مخاطب را پس نزند. بنابراین با ایشان صحبت کردیم تا جایی که امکان دارد، منابع نوری برای نورپردازی بگذارد تا بتواند نور طبیعی را به داخل منتقل کند. ولی لوکیشنهای متعددی داشتیم که همین جابهجایی کار را سختتر میکرد. به نظرم به آنچه میخواستیم نزدیک شدیم. یعنی دکور و حالت تئاتری بودن، مخاطب را اذیت نمیکرد.وی در پایان هم درباره کلیت کار کودک و اینکه طرح این موضوع برای این گروه سنی چقدر لازم است هم عنوان میکند: اطلاع داشتن از تاریخ و خواندن آن برای هرکسی لازم است. اهمیتش از این جهت است که خیلی از اتفاقاتی که افتاده و تلخ بوده، دوباره تکرار نشود. این برای هر ملتی لازم است. بنابراین باید از سنین پایین شروع کرد. اطلاع داشتن از تاریخ صرفا جهت قصهگویی نیست. باید هرکسی از همه اتفاقات اطلاع داشته باشد. این چیزی است که همیشه در ذهن من بوده است، چون انگار تاریخ مدام در حال اتفاق افتادن است. اگر مخاطب از این اتفاقات اطلاع نداشته باشد، همان بلایی که سر گذشتگان آمده دوباره تکرار میشود. بنابراین، این کار باید از پایه شروع شود.
گرفتن زهر یک واقعه تاریخی
مجید بخششیان، سرپرست نویسندگان و بازیگر مجموعه هیس هیچی نیست درخصوص همکاری با این اثر، به جامجم میگوید: اصل کار این بوده که متن کامل تا 30 قسمت نوشته شد و بعد در مرحله کارگردانی، یک بخشهایی را قدری تغییر دادیم که کمک خانم رودسار بود. ما بخشهایی مثل استندآپکمدی داشتیم که حذف و به آیتمهای دیگر تبدیل شد. مثلا آیتم استندآپکمدی به مسابقه استعدادیابی تبدیل شد. اما اینکه چگونه از روی کتاب به این مطلب رسیدیم، باید بگویم یک تیم طراحی توسط خانم یزدانی سرپرستی شد و تحقیقات و خلاصهبرداریهایی برای آن صورت گرفت ودرنهایت به دست ما رسید. اینها در روند تبدیل به داستان، به این نقطه رسید که به آیتمهای نمایشی تبدیل شود واین مفهوم را برای نوجوانان قابلدرک و فهم کند. وی در خصوص اهمیت مسأله استعمار که در این برنامه به آن توجه میشود، اینطور بیان میکند:دانستن این مسأله مهم است،چون استعمار و سوءاستفاده از جهان، درست از همین نادانستن ماست. اگر ما به آگاهی برسیم، این استثمار برای آیندگان رخ نمیدهد. بخششیان میافزاید: بخش بازی با عروسک روباه، مورد استقبال قرار گرفت که با صداپیشگی مجید امیری و عروسکگردانی مهدی برقهای بود. این دو توانستند شخصیت عروسکی ماندگاری را در ایران خلق کنند. این را هم باید در نظر گرفت که نمایشدادن یک فضای طنز از یک فضا و مطلب جدی، کار سختی است. بهخصوص اگر اجازه بداههگویی را قدری از بازیگر و عروسکگردان گرفته باشی، چراکه خود فضای تاریخی، رفرنس دارد و نمیتوان هر مطلبی را بیان کرد. این محدود بودن، با قابلیت دوستان درآمد و خودم در بازی با آنها راحت بودم و ارتباط راحتی داشتم که در نهایت مخاطب هم آن را دوست داشت. وی تاکید میکند: گرفتن زهر از یک واقعه تاریخی، اتفاقی بود که سخت به دست میآمد اما ما از کنتراست افراد استفاده کردیم. ما در کل داستان این را میگوییم که ناآگاهی باعث این ظلم شد اما راوی بهدلیل آگاهی، دچار حیلههای روباه نمیشود. این اتفاق باعث یک طنز میشود. وقتی به آگاهی برسیم، تلاش طرف مقابل مذبوحانه و شکستخورده است که همین باعث طنز میشود. ما در این فضا به یک طنز آگاهی رسیدیم. برخلاف خیلی از طنزها که از هجو استفاده میکند، ما آگاهانه به سمت این طنز رفتیم و تلاش کردیم مخاطب ما با خندههای ریز، احساس خوشایند داشته باشد. درواقع طوری نباشد که به یک طنز هجو قهقهه بزند که آگاهی پشت آن نباشد. این اتفاق افتاد و ناکامی و نوع دستبرد روباه به آیتمها ایجاد طنز میکند.درست مثل وقتی که ازحادثه بزککردن بردهها برای فروش صحبت میکنیم، روباه از بزککردن پنیر برای فروش در بازار صحبت میکند. تلاش کردیم ازتمثیلات استفاده کنیم که برای مخاطب نوجوان سادهتر باشد و درعینحال، واقعه تلخ را گفته باشیم و لبخندی ساده، به تماشاگر هدیه کنیم.
این بازیگر عنوان میکند: درباره شخصیت آشپز باید بگویم ابتدا قرار بود کلاغ باشد تا تمثیل معروف روباه و کلاغ شکل گیرد. اما در روند طراحی این شخصیت، تیم کارگردانی آقای عطارد به این نتیجه رسید که اگر این شخصیت به شکل عروسک باشد، شاید از کل مجموعه مجزا دیده شود. بههمینخاطر، کاراکتر کلاغ، تبدیل به سرآشپز شد که بتواند با هم تقابل داشته باشد. خود آقای عطارد نظرش این بود. چون معتقد بود که راوی، روایتگر مسائلی است که تفهیم آن به مخاطب سخت است. ما حتی سر صحنه گاهی بالا و پایین میکردیم و اتفاقهای بصری برای آن پیدا میشد و با یک همفکری، این بازی شکل میگرفت. برای خودم تجربه جالبی بود، چون شخصیت فوق، جدی جلو میرود ولی موقعیتهای طنز با آن ساخته میشود. این کنتراست را در بازیگران طنز جهان هم داشتیم و در لورل و هاردی هم این مسأله تا حدی دیده میشود. تلاش کردم قدری تم هاردی وباستر کیتون را داشته و بین اینها باشد. در این طنز، روباه کاراکتر دارد اما چون عروسک است و نمیتواند حالتهای صورت خاصی داشته باشد، قابهای ما به شکل کنشهای دوطرفه گولزدن و گولنخوردن باشد.
تیتر خبرها




