شور عاشقی؛ هشداری برای تکرار عاشورا

شور عاشقی؛ هشداری برای تکرار عاشورا

داریوش یاری کارگردانی است که عشق خود را به امام حسین(ع) با فیلم‌های مختلفی مانند «دخیل»، «هاتف» و «کربلا جغرافیای یک تاریخ» نشان داده است. این کارگردان بار دیگر با فیلم «شور عاشقی» که برای اولین‌بار در جشنواره فیلم فجر سال گذشته نمایش داده شد،این علاقه را ثابت کرد و این روزهاهمزمان بامحرم شورعاشقی بر پرده سینماست.

این فیلم، درباره کاروان اسرای کربلاست که از کوفه تا شام حرکت می‌کنند و سلما (شهره موسوی)زنی است که مأمور می‌شود زبان گویای کاروان اسرای کربلا وزینب(س) باشدوبا آگاهی‌دادن به آدم‌هایی که شمر(پیام احمدی‌نیا)آنها رافریب داده، حقیقت را روشن کند. همین موضوع بهانه خوبی شد تا در جام‌جم میزبان این کارگردان و برخی بازیگران این فیلم باشیم و درباره این فیلم گفت‌وگو کنیم. 

فیلم شما در ابتدا «پس از واقعه» نام داشت چرا به شور عاشقی تبدیل شد؟
نام این فیلمنامه از آغاز نگارش شور عاشقی بود. در زمان پیش‌تولید انسان بزرگواری فیلمنامه را خواند و به سمتی رفتیم که نام فیلم پس از واقعه باشد. اصلا ترسی نداشتم که تشابه اسمی میان فیلم «روز واقعه» و «پس از واقعه» باشد. اتفاقا به لحاظ استراتژیک دوست داشتم این‌طور احساس شود که سینمای ایران هم ارادت خود را به روز واقعه و پس از واقعه نشان داده است. بعدها که توفیق همکاری با آن شخص حاصل نشد، به‌آرامی به خانه اول و شور عاشقی برگشتیم. 

شما تابه‌حال فیلم‌های مختلفی با مضمون عاشورا ساخته‌اید. علت این‌که به تعبیر خودتان این فیلم‌ها با زلف امام حسین(ع) گره بخورد، چیست؟
این مهم‌ترین سؤال شما در رابطه با من و اثر است. خیلی خوب است سینماگرانی داشته باشیم که صاحب یک اندیشه و دیدگاه باشند؛ یعنی در حوزه فیلم‌هایی که می‌سازند، مؤلف باشند، ببخشید که از واژه مؤلف استفاده می‌کنم، چون کلمه سنگینی است. اتفاق خوبی است روی حوزه‌ای که به‌طور جدی پژوهش کردم و نسبت به آن دغدغه دارم، کار کنم و همان به زبان مشترک من با مخاطب تبدیل شود. در حال حاضر جای خالی فیلم‌های دینی و تاریخ اسلام با محوریت مفاهیم عاشورایی را احساس می‌کنیم. کسی روی این مسائل کار نمی‌کند و روی زمین مانده و احساس کردم حیف است که این پرچم روی زمین بماند. به‌دلیل این‌که روی این موضوع کار مطالعاتی جدی انجام دادم، تصمیم گرفتم به میدان بیایم. به همین دلیل است برای تلویزیون که مستند ساختم، سر از مجموعه «اهل سوگ» درآوردم. در جایی دیگر دنبال پژوهش درباره تاریخ معماری تمدن اسلامی نوظهور بودم اما به یکباره سر از «کربلا جغرافیای یک تاریخ» درآوردم. در فیلم «خانه‌ای روی تپه» تهیه‌کننده وسط پروژه آمد و گفت این سکانس‌هایی که گرفتی داخل فیلم نیست و قرار نبود اینجا هیأت امام حسین(ع) باشد و تو او را به امام حسین(ع) وصل کنی، اما این جهان یک آدم است که نمی‌تواند آن را انکار کند. اصلا برای چه باید این جهان را انکار کند؟... ما باید عاشقی را در سالی فریاد بزنیم و این پرچم را بلند کنیم که مخاطبان به‌دلیل نگاه غلط برخی، دل‌ آزرده‌اند. اتفاقا امام حسین(ع) الان دنبال یار و رفیق می‌گردد و همین موقع است که صدای «هَلْ مِنْ ناصِرٍ ینْصُرُنی» را می‌شنوم و احساس می‌کنم باید بگویم لبیک یا حسین(ع).واکنش من نسبت به مهم‌ترین اتفاقات جامعه این‌گونه و با ساخت فیلم است. در یک مقطع مهم تاریخی، اتفاقی در کشورم می‌افتد و می‌بینم تا چه اندازه مرز بین دروغ و راست درهم تنیده شده و انسان نمی‌تواند فاصله بین حقیقت و دروغ را تشخیص دهد. گاهی با صدای بلند فریاد می‌زنیم که سمت درست حقیقت ایستادیم، اما این‌طور نبوده و باید پیگیر حقیقت راستین باشیم. این دشت مشوش چیست؟ در این مواقع از امام حسین(ع) کمک می‌گیریم که چراغ هدایت است.

از نظر شما چطور امکان رسیدن به شناخت حقیقی در شرایط فعلی که از هر طرف در محاصره رسانه‌های مختلفیم، وجود دارد؟
همان‌طور که گفتم، ممکن است شما به‌عنوان مخاطب برای پاسخگویی به شک‌تان از جامعه‌شناس، کارشناس و رسانه‌ها کمک بگیرید، اما من سراغ حسین‌بن علی(ع) می‌روم و می‌گویم: «تو چراغ هدایتی، یک بار دیگر بر زندگی‌ام بتاب تا ببینم چه کار باید انجام دهم؟ یا حسین(ع) خودت وسط معرکه راست و دروغ بودی، زیرا در کربلا همه کسانی که فکر می‌کردیم راست می‌گویند، دروغ گفتند. یا حسین(ع) بعد از ماجرای کربلا لشکری از کاروان اسیر راه افتادند که بروند تا برخی بتوانند مردم را فریب دهند؛ اما راست و حقیقت تو بودی.» حسین(ع) به شما می‌گوید این دعوا همیشگی است و نیاز به یک معرفت و فهم دارد که آگاه شوید. اگر آگاه شوی، فانوسی در قلبت روشن می‌شود که از جنس چراغ هدایت است. حسین(ع) اصل مأموریت هدایت در روزگار معاصر را به ما سپرده است. آدم‌های مختلفی هستند که مثال می‌زنیم و خودشان مثل او چراغ‌دار هستند. حسین(ع) مشکلاتم را با همه جفایی که در حقم شده و نمی‌توانم از آن صحبت کنم، حل می‌کند؛ چون نمی‌شود فیلمی از خاندانی بسازم که به آنها بالاترین جفا شده و بعد گوشه‌ای بایستم و بگویم به من جفا شده است. اصلا وقتی درباره خاندانی فیلم ساختید که زخم خوردند، خودتان باید از این زخم‌ها بخورید. اگر فیلم شور عاشقی را دیده باشید، صحنه‌ای در اولین شهری که کاروان وارد می‌شود، وجود دارد و یک نفر سنگی به پیشانی شخصیت زن اصلی فیلم (سلما) می‌زند. مواقعی که این صحنه را می‌بینم به خودم می‌گویم داریوش یاری! چنین سنگ‌هایی باید به پیشانی‌ات بخورد و بشکند تا در این مسیر باشی. هرچقدر این زخم‌ها وارد می‌شود، احساس می‌کنم مسیر را درست می‌روم. 

اگر به فیلم‌های قبلی شما هم رجوع کنیم، زمینه مشترک بسیاری از آنها حقیقت‌طلبی، راستگویی، عدالت‌خواهی و رعایت حقوق دیگران است. دلیل تأکید شما روی این مضامین چیست؟
حسین‌بن علی(ع) سال 61 هجری به شهادت رسیدوتمام شد،امابه این فکر کنیداوچه داردکه هرسال10روز برایش عزاداری می‌کنید؟ می‌دانید چه دارد؟ زنده‌شدن همین مفاهیم. یک سوی میدان عباس(ع) یعنی مظهر وفای به عهد است و سوی دیگر فرماندهان سپاه شمر و بی‌وفایی به امام حسین(ع) هستند. یک سوی میدان محبت و دوستی است و یک سوی دیگر سراسر خشم. یک سوی میدان منفعت جمعی و نجات دین خدا و سوی دیگر منفعت فردی است که عمر سعد می‌خواهد در ازای به‌اصطلاح دفع شر امام حسین(ع) به حکومت ری برسد. به عبارتی همه فضایل اخلاقی در برابر زشتی‌های اخلاقی در سرزمین نینوا رو‌در‌روی هم ایستادند. کربلا دعوای آدم‌ها نیست؛ جنگ مفاهیم خیر و شر است. این مفاهیمی است که موجب آگاهی مامی‌شود و بعد از آن اجازه نمی‌دهیم هرکسی برایمان راست را دروغ جلوه دهد. به‌عنوان سینماگر باید این را جزو وظیفه بدانیم.درهر لوکیشنی که شخصیت ما در شور عاشقی وارد می‌شود، یک‌نفر که حتی ممکن است قمارباز نزدیک به خلیفه باشد به رستگاری می‌رسد؛ چون در برابر زبان دروغ می‌ایستد و می‌گوید برنده کسی است که با خدا معامله کرده. لشکر سیاهی این صحبت‌ها و حقایق را نمی‌پذیرد، او کشته می‌شود و به رستگاری می‌رسد. تاریخ پر از لحظاتی است که بزنگاه‌های تاریخی در آن اتفاق می‌افتد. به همین دلیل است که بزرگان ما جمله معروف «کُلُّ یومٍ عاشُوراءُ وَ کُلُّ أرْضٍ کَرْبَلا» را می‌گویند؛ یعنی هر لحظه در شرایطی قرار می‌گیرید که باید تصمیم بگیرید بین منافع خودتان، فضیلت‌های اخلاقی و منفعت جمعی یکی را انتخاب کنید. لحظه‌ای که سراغ منفعت جمع رفتید و تصمیم به نجات کشورتان گرفتید و اجازه ندادید دروغ غلبه کند، رستگار می‌شوید. این اندیشه جاری تشیع است. جالب است که ما این فیلم را با تمام این پیش‌زمینه‌ها می‌سازیم و بعضی می‌گویند فلان بخش، خلاف تاریخ است. «این حرف‌ها را رها کنید...! کدام تاریخ...؟!» یک نفر ما را متهم کرد بعد از عاشورا اصلا شمری نبود که بخواهد لشکری فراهم کند و کاروان اسرا را از کوفه تا شام ببرد. اول اینکه او یک‌بار نرفته  یک کتاب تاریخ بخواند و ببیند هیچ مورخی نبود شمر را تأیید نکرده است اما من می‌گویم: «شمر! اگر نباشی هم کاروان را دستت می‌دهیم و ذلت و خواری را -در فیلم- به سرت می‌آوریم که تاریخ فراموش نکند، چه بودی!». این اندیشه سیار آیینی و فرهنگی تفکر شیعه است که کار خودش را می‌کند. نتیجه رفتار فردی که نسبت به بودن شمر در کاروان اسرا خرده می‌گیرد، این می‌شود که آدم‌ها به او می‌گویند: «در هیأتی که تو تبلیغ می‌کنی، شرکت نمی‌کنیم.»

با توجه به آثاری که ساختید چقدر خودتان را در راه ساخت فیلم‌های دینی ماندگار و موفق دیدید؟
مرحوم عباس کیارستمی گفت که هیچ فیلمی در زمان خودش نمی‌تواند بگوید، موفق و ماندگار است بلکه باید برود و شلاق غبار زمان به آن بخورد. وقتی «کربلا جغرافیای یک تاریخ» را ساختم، بلایی به سرم آوردند که دو ساعت در پارک پردیسان فریاد می‌زدم و به خودم گفتم: «آخرین‌بارت باشد!» امروز سربلندم چون بعد از نزدیک به 10 سال هنوز آن فیلم را نشان می‌دهند، درباره آن گفت‌و‌گو می‌کنند و از تصاویر و نریشن آن کلیپ می‌سازند و در دانشگاه‌ها در حوزه مستندسازی تدریس می‌شود. امیدوارم این اتفاق درباره شور عاشقی هم بیفتد، چون خدا را شاهد می‌گیرم، چیزی کم نگذاشتم و تمام توانم را به میدان آوردم. قرار نیست یک فیلم هالیوودی با جلوه‌های ویژه همراه با آتش، تیر و سلاخی آدم‌ها را در شور عاشقی ببینید، چون از نظر داریوش یاری جنگ و مردان جنگی در کربلا تمام شدند. اگر برای تماشای فیلمی شبیه هالیوودی‌ها می‌آیید، لطفا نیایید شورعاشقی را ببینید...! به عنوان سینماگر باید وضعیت شما را نسبت به پدیده‌ها روشن کنم و این همان چیزی است که در فیلم به آن اشاره می‌کنم. 

اشاره غیرمستقیمی هم دارید که دستگاه تبلیغاتی بنی‌امیه چطور حقیقت را وارونه نشان می‌دهند که امکان مقایسه آن با شرایط امروز وجود دارد.
بله. الان مثل همان جمله فیلم باید شمشیر زبان از نیام دهان برکشید، چون دعوای دیالوگ‌ها و جنگ روایت‌هاست؛ چیزی که در یمن، غزه، فلسطین، عراق، سوریه، جریان مقاومت و حتی در آمریکا می‌بینید. شور عاشقی فیلمی است که می‌گوید باهم صحبت کنیم و ببینیم چه اتفاقی افتاد که سر مبارک حسین‌(ع) را بریدند و چه بلایی در جهان اسلام نازل شد که جز کشتن حسین‌(ع) هیچ راهی برای نجاتش نبود؛ یعنی دشت مشوشی را خلیفه‌ها در کمتر از 50 سال ساختند که برای نجات دین راهی جز کشتن حسین(ع) نبود. حالا مردم! جامعه امروزتان را نگاه کنید و ببینید شبیه آن جامعه هست یا نیست...؟ اگر هست، منتظر باشید و به‌زودی دوباره سر می‌برید!  در بخش‌هایی از فیلم هم به این موضوع اشاره کردیم که بسیاری برای منفعت و سکه زر همه‌چیز را فراموش می‌کنند. امروز هم خیلی‌ها همین‌طور هستند و داعیه حقیقت دارند. سر منفعت فردی، شانه خالی می‌کنیم و تمام منفعت اجتماعی را زمین می‌زنیم. این وضعیت جامعه عرب بود که سر حسین بن‌علی(ع) را بریدند؛ یعنی آدم‌ها را زود می‌خریدند. ما در فیلم می‌گوییم: خوب در معامله افتادید اما مراقب خودتان باشید...! آن روز خیلی دور نیست که یک‌بار دیگر کاروان اسرای حسین‌(ع) از روبه‌روی شما رد شود و این‌بار مثل چیزی که در فیلم بود، مجبور شوید از ترستان شمشیر بچرخانید. به‌طور کلی، منظورم از نبش قبر تاریخ این است که عبدالرحمن و سلمای امروزمان را ببینیم و زینب‌(س) و اسرای کاروان، حسین(ع) امروزمان را پیدا کنیم.

چرا ترجیح دادید دکور خاصی در فیلم نداشته باشید و بیشتر از فضای باز استفاده کنید؟
به بچه‌ها گفتم اذیت می‌شوید اما بیایید از این دکور10کیلومتری تهران فاصله بگیریم.فقط یک‌جا روی کره زمین هنگام حرکت اسب‌ها خاک بلند می‌شد که همین خور و بیابانک بود و این خیلی عجیب بود. بنای فیلم این بود که تصفیه و پالایشی درون همه بازیگران و عوامل رخ دهد و موجب شود با این پدیده‌ای که جلوی ما ظاهر می‌شود، با معرفت نگاه کنیم. وقتی این بینش در اثری به وجود می‌آید به آرامی کارکرد خود را در بدنه اثر نشان می‌دهد. همه بچه‌ها در پایان کار گفتند هیچ‌کدام از ما همان آدم قبل از تجربه کار در شور عاشقی نیستیم. 

معمولا بحث‌های زیادی بر سر دریافت بودجه فیلم‌هایی از جنس شور عاشقی وجود دارد. بودجه این فیلم چطور تأمین شد؟
اگر این فیلم بودجه‌های زیادی را جذب می‌کرد، صداقت،صمیمیت وعشق آن را الکن می‌کردوبه همین دلیل اصرار داشتم هر بودجه‌ای و به هر مقداری وارد این فیلم نشود. هرچند بعضی مرا متهم می‌کنند که بودجه‌های زیادی برای فیلم گرفتم اما اشکالی ندارد و می‌دانم نیتم چه چیزی است. تهیه‌کننده‌‌ای راغب نبود که بیاید و این فیلم را بسازد چون هرکس می‌آمد، این بودجه باید ضرب‌‌در سه می‌شد و خودم مجبور شدم تهیه‌کنندگی را به‌عهده بگیرم وگرنه چرا باید به این فکر می‌کردم که آیا تراکتور برای شترها علوفه می‌آورد یا نمی‌آورد (می‌خندد). هیچ‌کس جلو نیامد چون قلک نشده بودم...! این راهم بگویم که پنج روز اول فیلمبرداری 10نفر از تیم ما رفتند که روزی‌شان نبود بمانند و اشکالی هم ندارد. دستیارم کلافه و عصبانی بود، گفتم اصلا برای ماندن‌شان اصرار نکن، هرکس دوست دارد، بماند، هرکس دوست دارد، برود و ما تا قران آخر با او تسویه حساب می‌کنیم. علاوه‌بر این، به بیش از 90 درصد افراد پروژه هدیه‌ای بابت حضور در پروژه هم داده شد. 

به نظر می‌رسد در شور عاشقی با نشان دادن جلوه‌های محبت و غریب‌نوازی راهب نصرانی نسبت به سر امام حسین(ع) در حال مقایسه عملکرد خوب مسیحیان نسبت به مسلمان و عملکرد بد مسلمانان در حق یکدیگرید.
اخیرا متنی برایم آمد که آربی آوانسیان ــ سینماگر ــ یک روز می‌بیند که مراسم عزاداری به‌خوبی در محل برگزار نشده و با پرسش متوجه می‌شود جای کافی نداشتند. بنابراین، کلید پارکینگ سینما را می‌دهد و از آن سال هیأت در پارکینگ سینما برگزار می‌شود و اهالی سینما، اولین حضور دسته‌شان را جلوی در خانه این ارمنی می‌برند. این مربوط به روزگار متأخر ماست. در تاریخ هم کاروان اسرای کربلا وارد شهری می‌شوند که نصرانی و مسلمان باهم زندگی می‌کنند. در تاریخ نوشته شده هنگام درگیری، راهب دیر، ناقوس گلی را بر سر شمر می‌کوبد. به‌جز این، مهم‌ترین واقعه در رابطه با دین مسیحیت مربوط به ماجرای امانت گرفتن سر امام حسین(ع) به دست راهب دیر است. انواع نژاد مختلف در کاروان امام حسین(ع) است، بنابراین، او تنها برای ما نیست، بلکه متعلق به تمام دنیا و ادیان است و او خودش غریب‌نوازی را انجام داده و تو به‌عنوان دوستدارش اگر بخواهی فیلمی بسازی باید به ماجرا با همین معرفت نگاه کنی. 

از نحوه اکران فیلم راضی هستید؟
بله. بچه‌های پخش، برای شور عاشقی شیوه پخش سیار را در شهرهای فاقد و محروم از سینما راه انداختند و در مساجد و تکیه‌ها با رقم کمی نمایش می‌دهند. چند روز پیش هم بعد از نماز مغرب و عشا این فیلم را کنار مقبره شهید ابراهیم هادی نمایش دادیم و حداقل 200 نفر آنجا بودند. جالب این‌که آدم‌های بسیاری گفتند می‌خواهیم این فیلم با هزینه ما در فلان جا نمایش داده شود. 

کار در تیغ آفتاب برای امام‌حسین(ع)
اولین سکانس آمدن کاروان اسرا بود که می‌خواستیم فیلمبرداری کنیم؛ یعنی باید از بالا ــ از سمت خط افق ــ فیلمبرداری می‌کردیم و پایین می‌آمدیم و بچه‌ها آمده بودند و مقدمات آماده بود. به یکباره دیدم چادر کوچکی زدند و کولر و پنکه آوردند. ما 15 تیر وسط تیغ آفتاب بودیم و به خودم گفتم چطور می‌توانی با این شرایط فیلمبرداری کنی؟ تو مگر آرزو نداشتی یک روز کاروان اسرای کربلا را در فیلمت نشان دهی؟ پس از آن بچه‌های تدارکات گفتند تاکسی آوردند تا داخل آن خنک شوم و بتوانم فیلمبرداری را ادامه دهم، اما قبول نکردم و گفتم هرچقدر این آفتاب رویم بتابد حالم قشنگ‌تر است، بگذارید با احترام به این کاروان نگاه کنم، اما وقتی به خودم آمدم متوجه شدم تازه این تصمیم را گرفتم و فریدون شیردل، فیلمبردار و فرخ فدایی، صدابردارمان چهار ساعت زودتر چنین تصمیمی گرفته بودند. ما با این روحیه به میدان آمدیم و نمی‌خواستیم در روند تهیه فیلم قلکی به‌نام امام‌حسین‌(ع) بسازیم و بودجه فاخر را داخل آن بریزیم و بعد هم به کمک جلوه‌های ویژه اسبی را چپه کنیم و جایی را آتش بزنیم.

تغییر ذائقه با فیلم‌های نامناسب برای کودکان
انتخاب فیلم‌های نامناسب کودکان که مربیان مدرسه‌ها انجام می‌دهند، مشکل‌زاست. همین الان بچه‌های ما را از مدارس برای تماشای فیلم‌های کمدی سخیف می‌برند. به نظرم ما نیاز به یک شکایت حقوقی از سیستم آموزش‌وپرورش به کمک یک انسان توانا داریم که چطور به خودشان اجازه می‌دهند مدیران امور تربیتی بچه‌های ما را برای دیدن این فیلم‌ها ببرند؟ این نفی سینمای کمدی نیست و تمام زیبایی سینما به آسمان رنگی و متنوع فیلم‌هاست اما این مربیان در مرحله انتخاب دست روی کمدی گذاشتند و این خوب نیست. مسأله مهم‌تر این است که ذائقه یک ملت با این انتخاب‌های نادرست از کودکی که حساس‌ترین سن است تغییر می‌کند. از سر کج‌فهمی چنین مدیرانی است که ذائقه ملت تغییر کرده و به‌همین‌دلیل الان نمی‌توانم توقع داشته باشم فیلم‌های اجتماعی، سیاسی و مذهبی در سینمای ما بفروشد. تاوان این ندانم‌کاری را من و امثال فیلم‌های «روایت ناتمام سیما» و «آبی روشن» باید بدهد.

نسرین بختیاری - گروه فرهنگ وهنر