ده سال دیگر از اینجا میرویم
مشكلات اقتصادی تنها مشكلات پیش پای گروه مقداد نبوده است. حیدری میگوید مردم منطقه خیلی سخت با آنها ارتباط برقرار كردند. جلب اعتماد مردم خیلی سخت بوده است. حیدری و اعضای گروهش اما به اینها توجهی نكرده و هر طور شده راه ورود به دل مردم را پیدا كردهاند. آنها روز اول به در خانه مردم رفتند، مردم اما در خانه را برایشان باز نكردهاند. روز دوم با بسته غذا رفته و آنها را پشت در خانهها گذاشتهاند؛ مهربانی همیشه كار خود را میكند. بیشتر اهالی الان دوست دارند بنشینند و با اعضای گروه گپ بزنند.
هرچند حیدری به اهالی ده حق میدهد: «آنها ترسیده بودند. فكر كردند چه شده است كه یك دفعه این همه آدم از تهران زندگی را جمع كرده و به اینجا آمدهاند؟» او معتقد است حالا در ابتدای كار هستند و كار برای انجام زیاد است. از همان ابتدا، قرار بود این گروه ده سال دیگر كه منطقه از آب و گل بیرون آمد، بار و بنه خود را جمع كنند و به منطقه محروم دیگری برای جهاد بروند.
هرچند حیدری به اهالی ده حق میدهد: «آنها ترسیده بودند. فكر كردند چه شده است كه یك دفعه این همه آدم از تهران زندگی را جمع كرده و به اینجا آمدهاند؟» او معتقد است حالا در ابتدای كار هستند و كار برای انجام زیاد است. از همان ابتدا، قرار بود این گروه ده سال دیگر كه منطقه از آب و گل بیرون آمد، بار و بنه خود را جمع كنند و به منطقه محروم دیگری برای جهاد بروند.




