درباره «ساجی» و روایت نسرین باقرزاده از خرمشهر
تنه به تنه رمان
چه اشکالی دارد آدم همان اول یادداشت با کمال صداقت لو بدهد میخواهد از کتاب «ساجی» سراسر تعریف کند و آن را سر دست بگیرد و به همه نشان دهد؟ بله، خاطرات خانم نسرین باقرزاده همسر شهید بهمن باقری آنقدر ارزشمند است که نمیتوان روی آن قیمت گذاشت. کتابی که خانم ضرابیزاده جفت و جور کرده 17فصل خواندنی دارد که اگر با آن همراه شوی، میخندی و گریه میکنی و افتخار میکنی و شرمنده میشوی و اوج و رشد هم پیدا میکنی.
حسن مجیدیان - نویسنده
من کتاب ساجی را بیش از کتاب روایت و خاطره، کتابی تربیتی یافتم که بهنوعی درمان دردهای خودساخته ماست؛ کتابی که فقط حال تو را خوش نمیکند بلکه دستت را میگیرد و راهت میاندازد.
نسرین و بهمن پسرعمو و دخترعمو هستند.خانواده اصیل و جنوبی آنها پرجمعیت است و شلوغ و پر ازرفت و آمد و آداب و عادات خوب و زنده جنوبی. آدمهای این کتاب کم نیستند. گاهی باید برگردی و از ابتدا یادآور شوی نامها را تا یادت باشد تکتک این ایل و تبار پرجمعیت را. خرمشهر و آبادان در کتاب، ازقبل انقلاب و از پالایشگاه و کارگران و مهندسان و تیپ و قیافه و عادات مردم وخوردنیها و پوشیدنیها و دیدنیها و...خوب وزنده توصیف شدهاند.صحنهها واقعا زندهاند. مخصوصا با اوجگیری انقلاب و با آتش گرفتن سینما رکس آبادان. صحنه اجتماع مردم و تشییع شهدا در خاکستون آبادان به عینه مانند فیلم مستندی ازجلوی چشمت میرود.همین زنده بودن تصاویر تاآخرکتاب همراهت میآید.صحنه عروسیها، شادی فتح خرمشهر، بمباران خانهها، مرگ ساجی و روز تدفین او، آمدن خبر بهمن و... .
حتی وضع پاسداران و رزمندگان در میانه دوم جنگ و نزدیک به روزهای پایانی نبرد و نمایی از وضع خانوادگی آنها هم تا حدودی در کتاب روشن شده است. انسجام این خانواده پرجمعیت و رفت و آمد فراوان و پای کار بودنشان در غم و شادی عجیب و آموزنده و یادآور فرهنگ خوب همدلی و همزیستی در دهه 60 است.
کتاب حتی ابا ندارد که بگوید نسرین مذهبی نبوده و معنای ولایت و نفس اماره را نمیدانسته. رقص بندری بچهها و شادی و رقص دوستان نسرین در عروسی را پنهان نمیکند و میخواهد جنوبیجماعت را با همان سر و وضع خودش نشان بدهد اما یادآور هم میشود که همان خرمشهری و آبادانی اهل بزم و شادی و تفریح، فدایی اسلام و مدافع خاک و وطن و عاشق امامخمینی(ره) است. کتاب این چیزهایش خوب است که نشان میدهد گاهی نسرین بانو تا سرحد یأس و خستگی و افسردگی میرود و برمیگردد. کتاب قشنگ نشان میدهد که چه حجم عظیمی از درد و دربهدری و بزرگ کردن بچهها و نبود شوهر و ناامنی و دلهره و... روی دوش یک دختر جوان افتاده. کتاب اینها را بهخوبی و گام به گام، شیرین و داستانوار و بیدستانداز و بیآنکه شعار قلمبه سر دهد، نشان میدهد! کتاب وجود یک رزمنده عاشق زن و بچه و شوق و ذوق او برای فرزندآوری و گریههای بیاختیار در غم از دست دادن فرزند را سانسور نمیکند. کتاب ساجی این چیزهایش خوب است و آیینهای تمامنماست از آنچه بین نسرین و بهمن گذشته اما خانم باقرزاده از روز عروسی و با شروع جنگ و سیر حوادث بیشماری که در مدتی کم حادث میشود قد میکشد و در سیری کوتاه اما شگفت، آن دختر کمطاقت جنوبی تبدیل میشود به نخلی تناور و پرثمر. کتاب خوب ساجی که حاصل تلاش ستودنی خانم ضرابیزاده است. تنه به تنه رمان میزند. متنی روان، توصیفاتی عالی و زنده، پرداخت به جزئیات لازم و شرح خوب حالات و درونیات راوی به مدد واژهها و کلمات و... کتاب را در میان نظایر خودش ممتاز کرده است. آن حرف اول را دوباره تکرار کنم که امثال این کتاب را باید سر دست گرفت و به همگان معرفی کرد. حیف است بانوان این سرزمین و دختران این آب و خاک، چنین کتابهایی را نبینند.
در آخر اینکه چقدر خرمشهر و آبادان مظلوم واقع شدند. چقدر مردمان آنجا لطمه و مصیبت دیدند. چه جوانها که شهید شدند. چه آرزوها که خاک شدند و... ساجی باعث میشود اینها از یادمان نرود.
نسرین و بهمن پسرعمو و دخترعمو هستند.خانواده اصیل و جنوبی آنها پرجمعیت است و شلوغ و پر ازرفت و آمد و آداب و عادات خوب و زنده جنوبی. آدمهای این کتاب کم نیستند. گاهی باید برگردی و از ابتدا یادآور شوی نامها را تا یادت باشد تکتک این ایل و تبار پرجمعیت را. خرمشهر و آبادان در کتاب، ازقبل انقلاب و از پالایشگاه و کارگران و مهندسان و تیپ و قیافه و عادات مردم وخوردنیها و پوشیدنیها و دیدنیها و...خوب وزنده توصیف شدهاند.صحنهها واقعا زندهاند. مخصوصا با اوجگیری انقلاب و با آتش گرفتن سینما رکس آبادان. صحنه اجتماع مردم و تشییع شهدا در خاکستون آبادان به عینه مانند فیلم مستندی ازجلوی چشمت میرود.همین زنده بودن تصاویر تاآخرکتاب همراهت میآید.صحنه عروسیها، شادی فتح خرمشهر، بمباران خانهها، مرگ ساجی و روز تدفین او، آمدن خبر بهمن و... .
حتی وضع پاسداران و رزمندگان در میانه دوم جنگ و نزدیک به روزهای پایانی نبرد و نمایی از وضع خانوادگی آنها هم تا حدودی در کتاب روشن شده است. انسجام این خانواده پرجمعیت و رفت و آمد فراوان و پای کار بودنشان در غم و شادی عجیب و آموزنده و یادآور فرهنگ خوب همدلی و همزیستی در دهه 60 است.
کتاب حتی ابا ندارد که بگوید نسرین مذهبی نبوده و معنای ولایت و نفس اماره را نمیدانسته. رقص بندری بچهها و شادی و رقص دوستان نسرین در عروسی را پنهان نمیکند و میخواهد جنوبیجماعت را با همان سر و وضع خودش نشان بدهد اما یادآور هم میشود که همان خرمشهری و آبادانی اهل بزم و شادی و تفریح، فدایی اسلام و مدافع خاک و وطن و عاشق امامخمینی(ره) است. کتاب این چیزهایش خوب است که نشان میدهد گاهی نسرین بانو تا سرحد یأس و خستگی و افسردگی میرود و برمیگردد. کتاب قشنگ نشان میدهد که چه حجم عظیمی از درد و دربهدری و بزرگ کردن بچهها و نبود شوهر و ناامنی و دلهره و... روی دوش یک دختر جوان افتاده. کتاب اینها را بهخوبی و گام به گام، شیرین و داستانوار و بیدستانداز و بیآنکه شعار قلمبه سر دهد، نشان میدهد! کتاب وجود یک رزمنده عاشق زن و بچه و شوق و ذوق او برای فرزندآوری و گریههای بیاختیار در غم از دست دادن فرزند را سانسور نمیکند. کتاب ساجی این چیزهایش خوب است و آیینهای تمامنماست از آنچه بین نسرین و بهمن گذشته اما خانم باقرزاده از روز عروسی و با شروع جنگ و سیر حوادث بیشماری که در مدتی کم حادث میشود قد میکشد و در سیری کوتاه اما شگفت، آن دختر کمطاقت جنوبی تبدیل میشود به نخلی تناور و پرثمر. کتاب خوب ساجی که حاصل تلاش ستودنی خانم ضرابیزاده است. تنه به تنه رمان میزند. متنی روان، توصیفاتی عالی و زنده، پرداخت به جزئیات لازم و شرح خوب حالات و درونیات راوی به مدد واژهها و کلمات و... کتاب را در میان نظایر خودش ممتاز کرده است. آن حرف اول را دوباره تکرار کنم که امثال این کتاب را باید سر دست گرفت و به همگان معرفی کرد. حیف است بانوان این سرزمین و دختران این آب و خاک، چنین کتابهایی را نبینند.
در آخر اینکه چقدر خرمشهر و آبادان مظلوم واقع شدند. چقدر مردمان آنجا لطمه و مصیبت دیدند. چه جوانها که شهید شدند. چه آرزوها که خاک شدند و... ساجی باعث میشود اینها از یادمان نرود.
تیتر خبرها




