زندگی روی عادت

زندگی روی عادت

اکثر کارهایی که در طول روز انجام می‌دهیم، حاصل عادت است نه تصمیمات آگاهانه، اما این الزاما چیز بدی نیست.  پژوهشگران بنجامین گاردنر، استاد روان‌شناسی در دانشگاه ساری و آماندا ربار، دانشیار دانشگاه کارولینای جنوبی، نشان داده‌اند که بخش عمده‌ای از رفتارهای روزمره‌ ما به‌صورت خودکار و بدون فکر آگاهانه انجام می‌شود.

 ما هر روز نمونه‌های بی‌شماری از رفتارهای عادت‌گونه داریم: برداشتن تلفن همراه بلافاصله پس از بیدار شدن، ایستادن در همان نقطه همیشگی سکو یا خوردن یک خوراکی شیرین بعد از شام. اینها رفتارهایی است که به مرور زمان و با تکرار در موقعیت‌های خاص، به شکل خودکار در ما شکل گرفته‌اند. 
   
عادت‌ها چگونه شکل می‌گیرند؟
رفتار عادت‌گونه به‌وسیله محیط و از طریق تکرار یاد گرفته می‌شود. وقتی با محرکی آشنا مواجه می‌شویم ــ مثل یک صدا، مکان یا شخص ــ مغز ما به‌طور ناخودآگاه ارتباطی یادگرفته‌شده را فعال می‌کند و همان باعث می‌شود بدون فکر قبلی عمل کنیم. برای مثال، صدای زنگ ساعت ممکن است بلافاصله شما را وادارد که به‌صورت خودکار سراغ گوشی‌تان بروید، بدون این‌که واقعا تصمیمی بگیرید.  عادت‌ها می‌توانند به دو شکل رفتار ما را هدایت کنند: اول «شروع عادت‌گونه» وقتی بدون فکر آگاهانه تصمیم به انجام کاری می‌گیریم و دیگری «اجرای عادت‌گونه» وقتی مراحل انجام یک کار به‌صورت خودکار طی می‌شود، حتی اگر آغازش آگاهانه بوده باشد؛ اما سؤال اصلی پژوهشگران این بود: چقدر از زندگی روزمره ما تحت تأثیر عادت‌هاست؟
   
نتایج چه می‌گویند؟ 
برای پاسخ به این سؤال، ۱۰۵ نفر در بازه سنی ۱۸ تا ۷۳ سال مورد بررسی قرار گرفتند. به این افراد طی یک هفته، روزی شش بار پیامک فرستاده شد. هر بار باید به چهار سؤال پاسخ می‌دادند: در لحظه دریافت پیام در حال انجام چه کاری هستند؟ تا چه حد بدون فکر آگاهانه آن کار را آغاز کرده‌اند؟ تا چه حد خودکار آن را انجام می‌دهند؟ و چقدر تمایل داشته‌اند آن کار را انجام دهند؟ رفتارهای گزارش‌شده شامل کار یا مطالعه، انجام کارهای خانه یا نگهداری از فرزند و استفاده از دستگاه‌های الکترونیکی بود. 
نتایج نشان داد که ۶۵درصد از تمام کارها بدون تصمیم آگاهانه و فقط از روی عادت آغاز می‌شدند و ۸۸درصد از اعمال به‌صورت خودکار انجام می‌گرفتند. به بیان دیگر، حدود دو‌سوم از کارهایی که در طول روز انجام می‌دهیم حاصل سیستم خودکار مغز ماست، نه تصمیم‌گیری منطقی.  اما این به‌ آن معنا نیست ما بی‌اختیار یا بدون آگاهی عمل می‌کنیم. حدود یک‌سوم از رفتارها آگاهانه ولی غیرعادت‌گونه بودند. آنها احتمالا در موقعیت‌هایی رخ داده‌اند که برای‌ فرد، جدید یا متفاوت بوده یا هنوز به‌ اندازه کافی تکرار نشده‌اند تا تبدیل به عادت شوند.  جالب اینجاست که ۷۶‌درصد از تمام رفتارها ــ حتی آنهایی که به‌صورت عادت انجام شده‌اند ــ با نیت و هدف ‌فرد همسو بوده‌اند. درواقع، عادت‌ها زمانی شکل می‌گیرند که ما کاری را در یک موقعیت خاص بارها تکرار می‌کنیم. مطالعات مختلف نشان داده‌اند که با تکرار روزانه، معمولا حدود دو ماه طول می‌کشد تا یک عادت جدید شکل بگیرد، هرچند ممکن است این زمان از ۴ تا ۳۳۵ روز متغیر باشد.تنها ۲‌درصد از شرکت‌کنندگان گفتند که همیشه آگاهانه عمل می‌کنند و هیچ‌وقت از روی عادت کاری انجام نمی‌دهند. اکثریت افراد اظهار داشتند در اکثر مواقع، رفتارشان ترکیبی از عادت و تصمیم آگاهانه است. احتمالا این تغییرپذیری بستگی به میزان تمرکز و انگیزه ما در زمان‌های مختلف دارد. 
   
چرا عادت‌ها مفیدند؟
اگر عادت‌ها بی‌فایده بودند، مغز ما برای حفظ آنها انرژی صرف نمی‌کرد. درواقع، عادت‌ها معمولا با اهداف ما هم‌راستا هستند. مثلا وقتی به‌صورت خودکار گوشی‌مان را چک می‌کنیم، ممکن است درواقع در پی اطلاع از اخبار یا پیام‌ها باشیم. یا اگر همیشه در همان نقطه از سکو می‌ایستیم، احتمالا می‌دانیم آنجا بهترین جای قطار است. عادت‌ها سازگارانه و مفیدند. مغز انسان منابع ذهنی محدودی دارد. اگر می‌خواستیم برای هر تصمیم کوچک ــ مثل زمان دوش گرفتن یا مسیر رفتن به محل کار ــ فکر کنیم، دیگر انرژی ذهنی کافی برای امور مهم‌تر، مثل آماده شدن برای یک ارائه کاری نداشتیم. 
گاهی اوقات تفکر بیش از حد درباره کارهایی که به‌صورت عادت انجام می‌دهیم، می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد. در پژوهشی در سال ۲۰۱۷، شرکت‌کنندگانی که تلاش کردند در انجام کارهای عادتی خود «آگاهانه» عمل کنند، عملکرد ضعیف‌تری نسبت به افرادی داشتند که اجازه دادند رفتارشان به‌صورت خودکار انجام شود. بنابراین، عادت‌ها دشمن اختیار و اراده نیستند، بلکه می‌توانند زندگی را ساده‌تر و کارآمدتر کنند. 
   
روی تاریک عادت‌ها 
اما روی تاریک عادت‌ها زمانی آشکار می‌شود که دیگر در خدمت اهداف ما نباشند. عادت‌های بد ما را به‌سمت انتخاب‌هایی سوق می‌دهند که برخلاف خواسته‌های واقعی‌مان هستند. کسی که می‌خواهد وزن کم کند، ممکن است با عادت‌های غذایی قدیمی و ناسالمش درگیر شود. مقاومت در برابر چنین عادت‌هایی به اراده‌ای قوی و مداوم نیاز دارد. وقتی خسته، مضطرب یا بی‌حوصله هستیم، این اراده تضعیف می‌شود و احتمال بازگشت به رفتارهای گذشته بالا می‌رود که معمولا باعث احساس گناه و کاهش اعتمادبه‌نفس در توانایی تغییر می‌شود.برای شکستن عادت‌های بد، بهترین راه شناسایی و حذف محرک‌هایی است که آنها را فعال می‌کنند. همچنین می‌توان با دشوار کردن دسترسی به رفتار ناخواسته، آن را کنترل کرد. مثلا کسی که شب‌ها عادت به خوردن خوراکی دارد، می‌تواند با دوری از آشپزخانه در آن ساعت، جلوی وسوسه خود را بگیرد.