ادعای متهم به قتل زن جوان در دادگاه:
زمان قتل به من جنون دست داد
مردی که متهم به قتل زنی جوان است، در جلسه دادگاه مدعی جنون در زمان قتل شد. متهم پس از قتل، اقدام به خودزنی کرده بود.
به گزارش خبرنگار جامجم،رسیدگی به این پرونده از اواخر سال1402 و با گزارش قتل زن جوانی در یکی از محلههای شرقی استان تهران آغاز شد. مامورا ن پی بردند اوخفه شده است. مقتول چند ماه پیش به عقد موقت مردی به نام خسرو درآمده و با او زندگی میکرد اما از زمان جنایت او ناپدید شده بود. چند ساعت پس از جستوجوی مأموران، خبر رسید خسرو با علائم خودکشی در بیمارستان بستری شده است. برادر وی در گفتوگو با پلیس اظهار کرد: «ساعت ۸ صبح برادرم با من تماس گرفت و گفت در پارک هستم و مریم را خفه کردهام و حالا قصد خودکشی دارم. برادرم گردنش را با چاقو بریده و بیهوش روی زمین افتاده بود که او را به بیمارستان رساندیم.»پس از بهبودی نسبی، متهم بازجویی و در تشریح ماجرا گفت: «شش ماه قبل با مریم آشنا شدم. او آرایشگر بود و قصد داشت سالن زیبایی راهاندازی کند که کمکش کردم.با هم دچار اختلاف شده و او را در اوج عصبانیت خفه کردم.با تکمیل تحقیقات، پرونده برای محاکمه به شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد و متهم پای میز محاکمه ایستاد. در ابتدای این جلسه اولیایدم که فرزندان و پدر و مادر مقتول بودند برای خسرو درخواست قصاص کردند. سپس متهم در جایگاه ایستاد و با قبول اتهامش گفت: مریم را بیشتر از خودم دوست داشتم. آن روز وقتی دعوا کردیم، اسم یک نفر را آورد که عصبانی شدم و دستم را جلوی دهانش گرفتم. وقتی به خودم آمدم او خفه شده بود.قاضی پرسید: چه مدت زمانی مقابل دهان او را گرفتی، که متهم در پاسخ گفت: یادم نیست. قاضی دوباره پرسید: آن روز موادمخدر مصرف کرده بودی، که خسرو با رد آن ادامه داد: من تا حالا سیگار هم نکشیدهام. البته آن روز مشروب خورده بودم.
رئیس دادگاه با اشاره به بستن دستها و دهان مقتول با شال، درباره علت آن پرسید که متهم گفت: بعد از اینکه خفه شد، چهرهاش سیاه شده بود. شبیه فیلمهای ترسناک بود و فکر میکردم الان به من حمله میکند و روی صورتم چنگ میاندازد.دستها و دهانش را بستم. عاشقش بودم و هر چه داشتم برای مریم بود.
رئیس دادگاه پرسید: بعد از قتل چه کردی، که خسرو پاسخ داد: اول خواستم خود را از یک ساختمان بلند به پایین پرت کنم. به چند برج رفتم اما به داخل راهم ندادند. بعد به پارکی رفتم و با برادرم تماس گرفتم و موضوع را گفتم و رگ دست و گردنم را زدم. به هوش آمدم و کاتر را برداشتم و چند ضربه دیگر به خودم زدم اما زنده ماندم.
پس ازدفاعیات متهم،وکیلش به دفاع ازاوپرداخت وگفت:موکلم درلحظه قتل دچارجنونشده وبه نظرکارشناسان پزشکیقانونی اعتراض داریم. اگر موکلم آن لحظه دچار جنون نمیشد، خودش را طوری نمیزد که سه ماه در بیمارستان بستری شود.
در این بخش از دادگاه، اولیایدم به صحبتهای متهم و وکیلش اعتراض کردند. دختر مقتول گفت: این آقا از قبل مادرم را تهدید به قتل کرده بود و همیشه شک داشت. هیچوقت حرفی را باور نمیکرد. به زور به خانه ما میآمد و میرفت. میگوید از ترس چهره مادرم، دستها و دهانش را بسته درحالیکه فرد ترسیده فرار میکند.
مادر مقتول هم ادامه داد: دخترم میگفت خسرو اذیت میکند و میگویم از خانهام برو اما نمیرود. روز حادثه با دخترم قرار داشتم و چند بار تماس گرفتم اما جواب نداد. بعد با خسرو تماس گرفتم که گفت بیاطلاع است. به خانه مریم رفتم و با صحنه هولناکی روبهرو شدم. با دندان، گره شال را باز کردم.
پس از رسیدگی به این پرونده، قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.
رئیس دادگاه با اشاره به بستن دستها و دهان مقتول با شال، درباره علت آن پرسید که متهم گفت: بعد از اینکه خفه شد، چهرهاش سیاه شده بود. شبیه فیلمهای ترسناک بود و فکر میکردم الان به من حمله میکند و روی صورتم چنگ میاندازد.دستها و دهانش را بستم. عاشقش بودم و هر چه داشتم برای مریم بود.
رئیس دادگاه پرسید: بعد از قتل چه کردی، که خسرو پاسخ داد: اول خواستم خود را از یک ساختمان بلند به پایین پرت کنم. به چند برج رفتم اما به داخل راهم ندادند. بعد به پارکی رفتم و با برادرم تماس گرفتم و موضوع را گفتم و رگ دست و گردنم را زدم. به هوش آمدم و کاتر را برداشتم و چند ضربه دیگر به خودم زدم اما زنده ماندم.
پس ازدفاعیات متهم،وکیلش به دفاع ازاوپرداخت وگفت:موکلم درلحظه قتل دچارجنونشده وبه نظرکارشناسان پزشکیقانونی اعتراض داریم. اگر موکلم آن لحظه دچار جنون نمیشد، خودش را طوری نمیزد که سه ماه در بیمارستان بستری شود.
در این بخش از دادگاه، اولیایدم به صحبتهای متهم و وکیلش اعتراض کردند. دختر مقتول گفت: این آقا از قبل مادرم را تهدید به قتل کرده بود و همیشه شک داشت. هیچوقت حرفی را باور نمیکرد. به زور به خانه ما میآمد و میرفت. میگوید از ترس چهره مادرم، دستها و دهانش را بسته درحالیکه فرد ترسیده فرار میکند.
مادر مقتول هم ادامه داد: دخترم میگفت خسرو اذیت میکند و میگویم از خانهام برو اما نمیرود. روز حادثه با دخترم قرار داشتم و چند بار تماس گرفتم اما جواب نداد. بعد با خسرو تماس گرفتم که گفت بیاطلاع است. به خانه مریم رفتم و با صحنه هولناکی روبهرو شدم. با دندان، گره شال را باز کردم.
پس از رسیدگی به این پرونده، قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.




