شعر قلب تپنده هویت ایرانی
مراسم اختتامیه جایزه ملی «شهر شعر» طی روزهای اخیر باهدف بازتعریف جایگاه ادبی تهران و حمایت از شاعران معاصر برگزار شده است. در عینحال، شبکه چهارسیما اینروزها میزبان فصل پنجم برنامهای به همین نام است که باحضور جمعی از شاعران معاصر و رویکرد توجه به ادبیات نقاط مختلف ایران روی آنتن رفته. این دو رویداد ما را بر آن داشت تا با علیرضا قزوه، شاعر نامآشنا و مدیر مرکز پاسداشت زبان فارسی صداوسیما در این باره به گفتوگو بنشینیم.
آزاده صالحی - گروه فرهنگ و هنر
در اینسالها اهالی قلم بارها به این مساله اشاره داشتهاند که جای راهاندازی برنامههایی با محور ادبیات کهن و ادبیات معاصر در رسانههای جمعی خالی است؛ بااینحال امروز که پخش فصل تازه «سرزمین شعر» از تلویزیون هستیم، مهمترین تاثیر برنامههایی از ایندست از دید شما چیست؟
البته صداوسیما قبلا هم برنامههای ادبی پراکندهای داشته ولی برنامه منسجمی که به جنبههای مختلف شعر بپردازند، کمتر پخش شده است. پیش از این، چهار فصل برنامه سرزمین شعر بهشکل رقابتی در شبکه چهار صورت گرفت و در حال حاضر، فصل پنجم این برنامه بهشکل تخصصیتری به موضوعات شعری میپردازد. البته برنامههایی از این دست فقط در یک شبکه سیما کفایت نمیکند، بلکه لازم است سایر شبکهها مانند نسیم، افق، آموزش و حتی شبکههای استانی هم به این مساله توجه داشته باشند تا از این رهگذر، جدیگرفتن ادبیات یک ضرورت شمرده شود. خوب است مردم هر استانی بهواسطه چنین برنامههایی بتوانند با ادبیات بومی خود آشنا شده و معیار زبان فارسی را بشناسند.
طی روزهای اخیر جایزه ملی شهر شعر برگزار و براساس آن، پایتخت بهعنوان شهر شعر شناخته شد. این مساله ممکن است خوشایند شاعران دیگر شهرهای کشور قرار نگیرد، بهخصوص اینکه در سالهای اخیر از سوی سیاستگذاران به مساله تمرکززدایی تاکید زیادی شده است.
در سالهای گذشته و دورهای که من مدیر بخش ادبی فرهنگسراهای تهران بودم، جشنواره بزرگی بهنام «شبهای شهریور» را برگزار میکردیم. این جشنواره با این موضوع شکل گرفت که شهر تهران بهعنوان محور انتخاب شود اما در دورههای بعدی این جشنواره، با دعوت از بزرگان این عرصه ازسراسر کشور،تمام استانهای کشور رادرگیر کردیم. جایزه ملی شهر شعر که طی روزهای اخیر برگزار شد، درواقع یادآور این رویداد بوده است. اگرچه در فراخوان به موضوعاتی مانند انتخاب شاعران برتر جهان، زبانهای بومی و... اشاره شدودر دوره اول این جشنواره، بیشتر بر قالبهای مختلف و شعر فلسطین تمرکز داشتیم، ولی در این دوره، قالبهای شعر فارسی مورد توجه قرار گرفته است. یکی از کارهای مهم در ایندوره این بوده که شاعران برگزیده از اقصینقاط کشور حضور یافته و توجهات فقط به شاعران تهرانی معطوف نبوده است. در کنار آن هم، زندگی شهرنشینی و مشکلاتی که در کلانشهرها وجود دارد محور بحث قرار داشته است. از ایننظر، معتقدم تهران میتواند بهعنوان پایتخت شعر ایران و حتی پایتخت شعر جهان مطرح شود. دلیلش هم این است که از گذشته تا امروز، ما ایرانیان را در جهان با شعرمان میشناختهاند، نه با محصولاتی چون فرش، نفت، خاویار و... .
باتوجه به غلبه فضای مجازی بر حیطههای مختلف زندگی ما، شعر چقدر تحتتاثیر این فضا قرار گرفته است؟
این هم مورد مهمی است که باید به آن توجه ویژهای شود. شکی نیست که امروز شعر میتواند درفضای مجازی بیش از گذشته مطرح شود؛ هرچند براین باورم درشرایط فعلی، ادبیات و اخلاق در فضای مجازی فراموش شده و افراد بعضا با لحن و زبان تند با یکدیگر صحبت میکنند. از همه مهمتر اینکه امروز در فضای مجازی، سیاستزدگی بر اخلاق غلبه یافته و مشکلآفرین شده است. ردپای این بیاخلاقی را در وقایع اخیر نیز میتوان مشاهده کرد.
ضمن این که درباره وضعیت شعر کلاسیک توضیح میدهید به این مساله هم اشاره کنید که درحالحاضر کدام قالب شعری از اقبال بیشتری نزد شاعران برخورداراست؟
قالبهایی چون غزل، نیمایی، سپید، دوبیتی، شعر طنز و شعر کودکونوجوان درحالحاضر درردیف قالبهای زنده و جدی به شمار میروند و در پنج دهه اخیر انقلاب به این قالبها بیشتر توجه شده است؛ بهخصوص قالب غزل که در اینسالها از تبوتاب و جدیت نیفتاده و همواره کانون توجه بوده است. در کنار بزرگانی که در این قالب خوش درخشیدهاند، حضور جوانان هم دلگرمکننده است و از این منظر میتوان وضعیت شعر امروز را مطلوب دانست. درواقع هیچ نگرانیای از بابت جریان شعری معاصر نداریم.
پس اینکه برخی معتقدند جریانهای نوگرا بر قالبهای سنتی در شعر امروز احاطه یافتهاند درست نیست؟
نهتنها سنتها در شعر امروز کنار گذاشته نشده بلکه ما شاعران زبدهای در هر یک از قالبهای کهن داریم که توانستهاند نکات مفیدی را در حیطه سرودن شعر به جوانان آموزش دهند. میتوان گفت سنت در کنار نوآوری ضرورت دارد، همانطور که رساله دکترای مرحوم استاد قیصر امینپور هم حول محور همین موضوع بوده است. بهبیان سادهتر، نوآوری همیشه در بستر سنت اتفاق میافتد و ما شاعران بهخوبی این موضوع را درک کردهایم. درنتیجه، مثل هواپیمایی نیستیم که ارتباطمان با برج مراقبت قطع شده باشد و راه را گم کرده باشیم و وارد سرزمینهای دیگری شویم که مقصد ما نیست. ضمن این که همیشه به شاعران بزرگی چون سعدی، نظامی، حافظ، بیدل، مولوی، صائب و... افتخار کرده و مسیر این شاعران را ادامه دادهایم. نمونه این مساله، خوانش با لذت شاهنامه بعد از گذشت تقریبا هزار سال از درگذشت فردوسی است. پس سنتها، ریشه و مادر ما بهشمار میروند که هیچوقت از آن منفک نخواهیم بود. خوشبختانه امروز جوانان هم از سنت غافل نشده و در کنار نوآوری در اشعارشان به این ضرورت توجه دارند.
بهنظر شما چطور میتوان بهمدد شعر به حفظ هویت ملی پرداخت؟
قدر مسلم اینکه با مطالعه تاریخ و ادبیات پرافتخارمان و غوطهورشدن در شعرها و منظومههای کهن میتوانیم به هویت خود پیببریم. بهعنوان مثال، کسی که در تهران زندگی میکند، باید بداند که تهران و شهرری هیچگاه از یکدیگر جدا نبودهاند. در اسطورههایی که فردوسی در شاهنامه آفریده نیز آمده است که افراسیاب برادر خود را در شهر ری به قتل میرساند. این اتفاقات که درگذشته خیلی دور ما بهوقوع پیوسته نشانگر آن است که در سرزمین ایران، مدنیت و شهریت وجود داشته. تهران برخلاف شهرهایی مثل واشنگتن و نیویورک که سابقه چندصدساله ندارند، شهری پرافتخار و پرقدمت است اما متاسفانه بعضی که تاریخ را خوب مطالعه نکردهاند، درباره هویت این شهرها هم اطلاعات نادرستی دارند. کما اینکه در وقایع اخیر، جوان لری را دیدم که درحالیکه یک اسلحه برنو بهدوش داشت و بهشدت احساساتی شده بود، میگفت ما فرزندان سردار اسعدیم، درحالی که چون تاریخ نخوانده نمیداند که سردار اسعد بهدست پهلوی کشته شد. از ایننظر، ضرورت دارد ادبیات در خدمت فرهنگ، گذشته و جغرافیای خود قرار بگیرد. در تاریخ از فتحعلیشاه و ناصرالدینشاه بهعنوان بدترین پادشاهان یاد میشود، چراکه باعث شدند بخش اعظمی از سرزمینهای ما از دست برود. در این بین، نام دو پادشاه پهلوی هم بهچشم میخورد. اگر تاریخ را نخوانیم بهاشتباه فکر میکنیم این سلسله خوب است. این درسها را تاریخ و ادبیات به ما میگوید و طبیعی است اگر از مطالعه این متون غافل شویم، در تصمیمگیریهایمان به اشتباه میافتیم. بعد از انقلاب، هیچ سرزمینی از دست ما نرفته و ایران هنوز در ردیف مردمیترین کشورها قرار دارد. نمونه دیگر این مساله، مکتوبشدن خاطرات رزمندگان و سرداران دفاعمقدس است، درحالی که ما در قرون گذشته جنگهایی با عثمانیها، رومیها، تورانیها و روسها هم داشتهایم اما خاطرات و تجربیات آن برههها بهاندازه خاطرات دفاعمقدس مکتوب نشدهاند. البته مشکلات اقتصادی در شرایط فعلی را نمیشود انکار کرد اما باید بدانیم ریشه تمام این مشکلات به کشورهای آمریکا و انگلیس برمیگردد که سالهاست تلاش میکنند سبک زندگی ایرانی-اسلامی دیده و الگو واقع نشود. آمریکا امروز استعمارگر اول در دنیا بهشمار میرود، درحالی که پیش از این همیشه شاگرد انگلیس بوده است. الان بخش زیادی از پولهای ما در کشورهای دیگر بلوکه شده و به ما اجازه برداشت نمیدهند. از سوی دیگر، بهدلیل این فشارها نمیتوانیم محصولات خود را بفروشیم، درنتیجه ناچاریم در بازار سیاه این محصولات را خریداری کنیم. یا درحالحاضر به ما اجازه ارتباط با کشورهای دیگر داده نمیشود. تمام این مسائل باعث شده تا تنگناهای اقتصادی برای ما ایجاد شود اما باید به این مساله توجه داشته باشیم که خود پیامبر(ص) هم در برههای از زمان بهدلیل چنین فشارهایی بهناچار در شعب ابیطالب سکونت کرد و حتی در همان ایام بود که حضرت خدیجه(س) درگذشت. ولی کسی در آن زمان به پیامبر نگفت تو باعث این سختیها شدهای. همه میدانستند که چنین مراحل سختی، زمینهساز رشد اسلام است و ما هم از این قاعده مستثنی نیستیم. بااینحال، آنچه امروز بیشتر از مسائل اقتصادی رنجآور است، بیعدالتی است و اینکه ما در برابر این بیعدالتیها سکوت کردهایم. عدهای سرمایههای این مملکت را یکشبه برده و کسی جلوی آنها را نگرفته است. بهنظرم جوانان امروز که در دانشگاه شعار میدهند، باید مقابل دادگستری بیایند و مطالبات خود را از این زاویه مطرح کنند تا پاسخی به چپاول این عده که برای خود و فرزندانشان میلیاردها پول از حساب مردم برداشتهاند، صورت بگیرد. باوجود آنکه ما مملکتی مردمی داریم، ولی عدهای در این بین سوءاستفاده کردهاند. از این رو، معتقدم شعر میتواند حتی به چنین موضوعاتی ورود کند. هرچند، جوانان، امروز در این حیطهها کمکار و محتاطند، درحالی که با ظرفیت گستردهای که در زمینه طنز و ادبیات در اختیار داریم، میتوانیم شعرهای تاثیرگذاری از خود بهجای بگذاریم.
مهمترین دستاورد این دوره از جایزه ملی شهر شعر چه بوده است؟
شهرداری در مجموع در این سالها به برگزاری برنامههای مثمرثمری از این حیث پرداخته که جای امیدواری دارد. تخصیص مبالغ پانصدمیلیون و 300میلیون تومان به برگزیدگان جشنوارههای شعر، حرکت ارزشمندی است چرا که در تحول زندگی یک جوان نقش بسزایی دارد. ضمن اینکه همیشه براین باور بودهام بخشی از بودجه مردم ما باید فرهنگی باشد و هرچقدر که در این عرصه کار کنیم، خوب است. در جستوجوهایی که داشتم، دیدهام که هرماه، دهها مسابقه و هرماه صدها جلسه ادبی در فرهنگسراهای تهران از سوی شهرداری برگزار میشود از این نظر اگر تهران را شهر شعر بدانیم، بیراه نگفتهایم. البته درکنار تهران، دیگر شهرها مانند تبریز، اصفهان، شیراز، کرمان، ساری و... هم از ظرفیت گسترده شعری برخوردارند و شاعران مستعدی را پرورش دادهاند.
البته صداوسیما قبلا هم برنامههای ادبی پراکندهای داشته ولی برنامه منسجمی که به جنبههای مختلف شعر بپردازند، کمتر پخش شده است. پیش از این، چهار فصل برنامه سرزمین شعر بهشکل رقابتی در شبکه چهار صورت گرفت و در حال حاضر، فصل پنجم این برنامه بهشکل تخصصیتری به موضوعات شعری میپردازد. البته برنامههایی از این دست فقط در یک شبکه سیما کفایت نمیکند، بلکه لازم است سایر شبکهها مانند نسیم، افق، آموزش و حتی شبکههای استانی هم به این مساله توجه داشته باشند تا از این رهگذر، جدیگرفتن ادبیات یک ضرورت شمرده شود. خوب است مردم هر استانی بهواسطه چنین برنامههایی بتوانند با ادبیات بومی خود آشنا شده و معیار زبان فارسی را بشناسند.
طی روزهای اخیر جایزه ملی شهر شعر برگزار و براساس آن، پایتخت بهعنوان شهر شعر شناخته شد. این مساله ممکن است خوشایند شاعران دیگر شهرهای کشور قرار نگیرد، بهخصوص اینکه در سالهای اخیر از سوی سیاستگذاران به مساله تمرکززدایی تاکید زیادی شده است.
در سالهای گذشته و دورهای که من مدیر بخش ادبی فرهنگسراهای تهران بودم، جشنواره بزرگی بهنام «شبهای شهریور» را برگزار میکردیم. این جشنواره با این موضوع شکل گرفت که شهر تهران بهعنوان محور انتخاب شود اما در دورههای بعدی این جشنواره، با دعوت از بزرگان این عرصه ازسراسر کشور،تمام استانهای کشور رادرگیر کردیم. جایزه ملی شهر شعر که طی روزهای اخیر برگزار شد، درواقع یادآور این رویداد بوده است. اگرچه در فراخوان به موضوعاتی مانند انتخاب شاعران برتر جهان، زبانهای بومی و... اشاره شدودر دوره اول این جشنواره، بیشتر بر قالبهای مختلف و شعر فلسطین تمرکز داشتیم، ولی در این دوره، قالبهای شعر فارسی مورد توجه قرار گرفته است. یکی از کارهای مهم در ایندوره این بوده که شاعران برگزیده از اقصینقاط کشور حضور یافته و توجهات فقط به شاعران تهرانی معطوف نبوده است. در کنار آن هم، زندگی شهرنشینی و مشکلاتی که در کلانشهرها وجود دارد محور بحث قرار داشته است. از ایننظر، معتقدم تهران میتواند بهعنوان پایتخت شعر ایران و حتی پایتخت شعر جهان مطرح شود. دلیلش هم این است که از گذشته تا امروز، ما ایرانیان را در جهان با شعرمان میشناختهاند، نه با محصولاتی چون فرش، نفت، خاویار و... .
باتوجه به غلبه فضای مجازی بر حیطههای مختلف زندگی ما، شعر چقدر تحتتاثیر این فضا قرار گرفته است؟
این هم مورد مهمی است که باید به آن توجه ویژهای شود. شکی نیست که امروز شعر میتواند درفضای مجازی بیش از گذشته مطرح شود؛ هرچند براین باورم درشرایط فعلی، ادبیات و اخلاق در فضای مجازی فراموش شده و افراد بعضا با لحن و زبان تند با یکدیگر صحبت میکنند. از همه مهمتر اینکه امروز در فضای مجازی، سیاستزدگی بر اخلاق غلبه یافته و مشکلآفرین شده است. ردپای این بیاخلاقی را در وقایع اخیر نیز میتوان مشاهده کرد.
ضمن این که درباره وضعیت شعر کلاسیک توضیح میدهید به این مساله هم اشاره کنید که درحالحاضر کدام قالب شعری از اقبال بیشتری نزد شاعران برخورداراست؟
قالبهایی چون غزل، نیمایی، سپید، دوبیتی، شعر طنز و شعر کودکونوجوان درحالحاضر درردیف قالبهای زنده و جدی به شمار میروند و در پنج دهه اخیر انقلاب به این قالبها بیشتر توجه شده است؛ بهخصوص قالب غزل که در اینسالها از تبوتاب و جدیت نیفتاده و همواره کانون توجه بوده است. در کنار بزرگانی که در این قالب خوش درخشیدهاند، حضور جوانان هم دلگرمکننده است و از این منظر میتوان وضعیت شعر امروز را مطلوب دانست. درواقع هیچ نگرانیای از بابت جریان شعری معاصر نداریم.
پس اینکه برخی معتقدند جریانهای نوگرا بر قالبهای سنتی در شعر امروز احاطه یافتهاند درست نیست؟
نهتنها سنتها در شعر امروز کنار گذاشته نشده بلکه ما شاعران زبدهای در هر یک از قالبهای کهن داریم که توانستهاند نکات مفیدی را در حیطه سرودن شعر به جوانان آموزش دهند. میتوان گفت سنت در کنار نوآوری ضرورت دارد، همانطور که رساله دکترای مرحوم استاد قیصر امینپور هم حول محور همین موضوع بوده است. بهبیان سادهتر، نوآوری همیشه در بستر سنت اتفاق میافتد و ما شاعران بهخوبی این موضوع را درک کردهایم. درنتیجه، مثل هواپیمایی نیستیم که ارتباطمان با برج مراقبت قطع شده باشد و راه را گم کرده باشیم و وارد سرزمینهای دیگری شویم که مقصد ما نیست. ضمن این که همیشه به شاعران بزرگی چون سعدی، نظامی، حافظ، بیدل، مولوی، صائب و... افتخار کرده و مسیر این شاعران را ادامه دادهایم. نمونه این مساله، خوانش با لذت شاهنامه بعد از گذشت تقریبا هزار سال از درگذشت فردوسی است. پس سنتها، ریشه و مادر ما بهشمار میروند که هیچوقت از آن منفک نخواهیم بود. خوشبختانه امروز جوانان هم از سنت غافل نشده و در کنار نوآوری در اشعارشان به این ضرورت توجه دارند.
بهنظر شما چطور میتوان بهمدد شعر به حفظ هویت ملی پرداخت؟
قدر مسلم اینکه با مطالعه تاریخ و ادبیات پرافتخارمان و غوطهورشدن در شعرها و منظومههای کهن میتوانیم به هویت خود پیببریم. بهعنوان مثال، کسی که در تهران زندگی میکند، باید بداند که تهران و شهرری هیچگاه از یکدیگر جدا نبودهاند. در اسطورههایی که فردوسی در شاهنامه آفریده نیز آمده است که افراسیاب برادر خود را در شهر ری به قتل میرساند. این اتفاقات که درگذشته خیلی دور ما بهوقوع پیوسته نشانگر آن است که در سرزمین ایران، مدنیت و شهریت وجود داشته. تهران برخلاف شهرهایی مثل واشنگتن و نیویورک که سابقه چندصدساله ندارند، شهری پرافتخار و پرقدمت است اما متاسفانه بعضی که تاریخ را خوب مطالعه نکردهاند، درباره هویت این شهرها هم اطلاعات نادرستی دارند. کما اینکه در وقایع اخیر، جوان لری را دیدم که درحالیکه یک اسلحه برنو بهدوش داشت و بهشدت احساساتی شده بود، میگفت ما فرزندان سردار اسعدیم، درحالی که چون تاریخ نخوانده نمیداند که سردار اسعد بهدست پهلوی کشته شد. از ایننظر، ضرورت دارد ادبیات در خدمت فرهنگ، گذشته و جغرافیای خود قرار بگیرد. در تاریخ از فتحعلیشاه و ناصرالدینشاه بهعنوان بدترین پادشاهان یاد میشود، چراکه باعث شدند بخش اعظمی از سرزمینهای ما از دست برود. در این بین، نام دو پادشاه پهلوی هم بهچشم میخورد. اگر تاریخ را نخوانیم بهاشتباه فکر میکنیم این سلسله خوب است. این درسها را تاریخ و ادبیات به ما میگوید و طبیعی است اگر از مطالعه این متون غافل شویم، در تصمیمگیریهایمان به اشتباه میافتیم. بعد از انقلاب، هیچ سرزمینی از دست ما نرفته و ایران هنوز در ردیف مردمیترین کشورها قرار دارد. نمونه دیگر این مساله، مکتوبشدن خاطرات رزمندگان و سرداران دفاعمقدس است، درحالی که ما در قرون گذشته جنگهایی با عثمانیها، رومیها، تورانیها و روسها هم داشتهایم اما خاطرات و تجربیات آن برههها بهاندازه خاطرات دفاعمقدس مکتوب نشدهاند. البته مشکلات اقتصادی در شرایط فعلی را نمیشود انکار کرد اما باید بدانیم ریشه تمام این مشکلات به کشورهای آمریکا و انگلیس برمیگردد که سالهاست تلاش میکنند سبک زندگی ایرانی-اسلامی دیده و الگو واقع نشود. آمریکا امروز استعمارگر اول در دنیا بهشمار میرود، درحالی که پیش از این همیشه شاگرد انگلیس بوده است. الان بخش زیادی از پولهای ما در کشورهای دیگر بلوکه شده و به ما اجازه برداشت نمیدهند. از سوی دیگر، بهدلیل این فشارها نمیتوانیم محصولات خود را بفروشیم، درنتیجه ناچاریم در بازار سیاه این محصولات را خریداری کنیم. یا درحالحاضر به ما اجازه ارتباط با کشورهای دیگر داده نمیشود. تمام این مسائل باعث شده تا تنگناهای اقتصادی برای ما ایجاد شود اما باید به این مساله توجه داشته باشیم که خود پیامبر(ص) هم در برههای از زمان بهدلیل چنین فشارهایی بهناچار در شعب ابیطالب سکونت کرد و حتی در همان ایام بود که حضرت خدیجه(س) درگذشت. ولی کسی در آن زمان به پیامبر نگفت تو باعث این سختیها شدهای. همه میدانستند که چنین مراحل سختی، زمینهساز رشد اسلام است و ما هم از این قاعده مستثنی نیستیم. بااینحال، آنچه امروز بیشتر از مسائل اقتصادی رنجآور است، بیعدالتی است و اینکه ما در برابر این بیعدالتیها سکوت کردهایم. عدهای سرمایههای این مملکت را یکشبه برده و کسی جلوی آنها را نگرفته است. بهنظرم جوانان امروز که در دانشگاه شعار میدهند، باید مقابل دادگستری بیایند و مطالبات خود را از این زاویه مطرح کنند تا پاسخی به چپاول این عده که برای خود و فرزندانشان میلیاردها پول از حساب مردم برداشتهاند، صورت بگیرد. باوجود آنکه ما مملکتی مردمی داریم، ولی عدهای در این بین سوءاستفاده کردهاند. از این رو، معتقدم شعر میتواند حتی به چنین موضوعاتی ورود کند. هرچند، جوانان، امروز در این حیطهها کمکار و محتاطند، درحالی که با ظرفیت گستردهای که در زمینه طنز و ادبیات در اختیار داریم، میتوانیم شعرهای تاثیرگذاری از خود بهجای بگذاریم.
مهمترین دستاورد این دوره از جایزه ملی شهر شعر چه بوده است؟
شهرداری در مجموع در این سالها به برگزاری برنامههای مثمرثمری از این حیث پرداخته که جای امیدواری دارد. تخصیص مبالغ پانصدمیلیون و 300میلیون تومان به برگزیدگان جشنوارههای شعر، حرکت ارزشمندی است چرا که در تحول زندگی یک جوان نقش بسزایی دارد. ضمن اینکه همیشه براین باور بودهام بخشی از بودجه مردم ما باید فرهنگی باشد و هرچقدر که در این عرصه کار کنیم، خوب است. در جستوجوهایی که داشتم، دیدهام که هرماه، دهها مسابقه و هرماه صدها جلسه ادبی در فرهنگسراهای تهران از سوی شهرداری برگزار میشود از این نظر اگر تهران را شهر شعر بدانیم، بیراه نگفتهایم. البته درکنار تهران، دیگر شهرها مانند تبریز، اصفهان، شیراز، کرمان، ساری و... هم از ظرفیت گسترده شعری برخوردارند و شاعران مستعدی را پرورش دادهاند.




