از گچ تا گلوله
در منظومه حقوق بینالملل و کدهای اخلاقی حاکم بر منازعات مدرن، نهاد آموزش و کنشگران آن نه شهروندانی عادی، بلکه حافظان استمرار تمدن بشری و ستونهای ثبات پایدار تلقی میشوند.
دکتر احمد محمودزاده | معاون وزیر و رئیس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکتهای مردمی
براساس ماده ۲۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیونهای چهارگانه ۱۹۴۹ ژنو و پروتکلهای الحاقی ۱۹۷۷ آن، مدارس و کادر آموزشی باید از مصونیت مطلق در قبال مخاصمات مسلحانه برخوردار باشند، چرا که هرگونه تعرض به این ساحت، تعرض به آینده زیست جمعی بشر است. با این حال، تهاجمات ۲۰۲۶ علیه جمهوری اسلامی ایران، نقطه عطفی سیاه در تاریخ معاصر را رقم زد؛ جایی که آموزش نه در معرض یک آسیب ناخواسته، بلکه به مثابه یک هدف استراتژیک در کانون حملات قرار گرفت. آنچه در ادبیات سیاسی از آن بهعنوان جنگ رمضان یاد میشود، فراتر از یک تقابل نظامی متعارف، نقشهای سازمانیافته برای تحقق پدیده نوین آموزشکشی از طریق ترور سیستماتیک معلمان و انهدام زیرساختهای دانشی بود تا ریشههای هویتی و تمدنی یک ملت در اوج اقتدارش هدف قرار گیرد.بررسی آمارهای مستند و میدانی، گویای یک تراژدی عمیق انسانی و حقوقی است که طی آن، جامعه تعلیم و تربیت ایران داغدار شهادت 346 نفر از اعضای خود، اعم از دانشآموز و معلم شد. در این میان، شهادت 67معلم فرزانه، فصلی نوین و در عین حال دردناک در نقض حقوق بنیادین بشر گشود. این معلمان، صرفا ایفاگران یک نقش اداری یا کارمندان دولت نبودند، بلکه در قامت تسهیلگران توسعه پایدار و سفیران آگاهی، حتی در تاریکترین شبهای حملات پهپادی و موشکی، چراغ کلاسهای درس را در سنگر مساجد، پناهگاهها و حتی منازل شخصی روشن نگاه داشتند. این سطح از پایداری حرفهای، تجسم عینی دکترین آموزش در بحران است؛ الگویی که در آن معلم با حضور آگاهانه خود، مانع از آسیب امنیت روانی جامعه شده و هویت یکپارچه و بالنده نسل آینده را تضمین میکند. تخریب هدفمند 993 فضای آموزشی در جریان تعرض به ساحت تعلیم و تربیت، سندی انکارناپذیر بر نقض صریح قطعنامه ۲۶۰۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد است. وقتی گلولهها گچها را میشکنند و موشکها سقف کلاسها را نشانه میروند، پیام متجاوز فراتر از تخریب فیزیکی، توقف جریان سیال آگاهی است. این رویکرد، مصداق بارز جنایت علیه بشریت است، چرا که حقِ بنیادینِ نسلهای آینده بر دانش و زیست خردمندانه را سلب میکند. در این مقطع حساس، ما شاهد یک گردش راهبردی در فرهنگ مقاومت هستیم؛ اگر در دوران دفاعمقدس ۸ ساله، معلمان کلاس درس را برای صیانت از مرزها ترک میکردند، در جنگ رمضان، آنها خود کلاس درس را به سنگر اول مقاومت تبدیل کردند. این تحول بنیادین نشان میدهد که در نگاه ما، صیانت از ساحت دانایی، از صیانت از سرزمین جدا نیست.
ادامه یادداشت را در «جامجمآنلاین» بخوانید.
ادامه یادداشت را در «جامجمآنلاین» بخوانید.




