رد پای امام موعود در دل تاریخ 

رد پای امام موعود در دل تاریخ 

ادعا شده شیعیان هنگام شهادت امام حسن عسکری(ع) در مسأله امام پس از ایشان سرگردان بودند؛ ادعایی که از سوی شبکه‌های وهابی تکرار می‌شود. تا آنجا که برخلاف واقع مدعی ‌شده‌اند امام زمان(عج) ساخته شیعیان آن دوره بوده. 

حجت‌الاسلام رضا محمدی شاهرودی - کارشناس و پژوهشگر تاریخ اسلام

نکته نخست آن‌که هر علمی متد خاص خود را دارد. این ادعا از جنبه تاریخی باید با روش علم تاریخ بررسی شود. نقل‌های معتبر درباره وجود و حیات امام زمان(عج) تنها یکی دو روایت نیست که بتوان آنها را ساخته شیعیان دانست و منابع این گزارش‌ها نیز محدود به یکی دو منبع نمی‌شود. حتی ابن‌ عربی و... در تایید وجود امام زمان مطالبی نقل کرده‌اند. 
اگر کسی بخواهد عالمانه و خردمندانه به مسأله بنگرد، باید تاریخ را با متد دانش تاریخ بررسی کند، اسناد را ببیند و اعتبار آنها را بسنجد که آیا این اسناد معتبرند یا نه و براساس مبانی اسنادی این ادعا که امام زمان(عج) وجود دارد و زنده است واقعیت دارد یا خیر. راه بررسی تاریخی همین است. 
نکته دوم آن‌که این سرگردانی پراکنده و جزئی اگر بعضا گزارش شده، به‌خاطر خفقانی بوده که از سوی حکام، از مدت‌ها قبل بر خاندان پیامبر(ص) حاکم بود و اختصاص به دوران امام عسکری(ع) و بعد از ایشان نداشت.  پس از شهادت امام صادق(ع) چنین وضعی وجود داشت؛ تا آنجا که حتی نزدیک‌ترین شاگردان آن حضرت نمی‌دانستند پس از شهادت ایشان امام‌شان چه کسی است. 
برای نمونه مؤمن الطاق و هشام بن حکم از برجسته‌ترین شاگردان امام صادق(ع) به مدینه آمدند و شنیدند عبدالله افطح امام شماست. نزد او رفتند و سوالی درباره زکات پرسیدند اما دیدند چیزی نمی‌داند. در کوچه‌های مدینه سرگردان بودند و می‌گفتند چه کنیم؟ سراغ یهودیان برویم یا مرجئه، اشاعره یا معتزله؟ در کوچه‌های مدینه سرگردان بودند تا این‌که پیرمردی از دور به آنها اشاره کرد. گمان کردند مامور منصور دوانیقی است و می‌خواهد آنها را اعدام کند. یکی از آن دو به‌سوی پیرمرد رفت تا هر دو کشته نشوند اما پیرمرد آنها را به خانه امام کاظم(ع) برد. امام از پشت در، بی‌مقدمه فرمود: نه سراغ مرجئه بروید نه دیگران. باید فقط به اینجا بیایید.  تازه اینها اصحاب خاص امام صادق(ع) بودند. بنابراین چنین خفقان و محدودیتی تنها در دوران امام عسکری(ع) وجود نداشته. البته امام رضا(ع) در این میان وضع متفاوتی داشتند و در دوره خودشان با صراحت می‌فرمودند من امامم. به ایشان هشدار دادند از شمشیر هارون خون می‌چکد. امام فرمود: مگر ابوجهل توانست با پیامبر کاری کند؟ هارون نیز در برابر من هیچ کاری نمی‌تواند بکند.  بنابراین محدودیت، خفقان، تحت ‌نظر بودن و سلب امنیت مسأله‌ای مختص امام عسکری(ع) نبود که به سبب آن شیعیان پس از ایشان دچار سرگردانی شده باشند. مطلب بعدی این است که بایستی تاریخ را بررسی کنیم؛ اسناد مربوط به کیفیت تولد امام زمان(عج) و کسانی که ایشان را دیده‌اند. از خود شهر قم افرادی بودند که امام عسکری، امام زمان را به آنان نشان داده بود مانند احمد بن اسحاق قمی و دیگران. همچنین عمه امام (حکیمه خاتون) و افراد دیگر. اینها اسناد تاریخی است و باید مسأله را با روش علم تاریخ سنجید.   هرگز بزرگان شیعه سرگردان نبودند. همان روش ارتباطی که در زمان امام صادق(ع) وجود داشت، در زمان امام عسکری(ع) نیز ادامه داشته؛ البته این ارتباط به‌صورت عام‌، گسترده و آشکار در جریان نبود. همان کسی که نایب خاص امام عسکری(ع) بود، یعنی عثمان بن سعید عمروی از مطمئن‌ترین و خالص‌ترین یاران امام یازدهم شیعیان و نماینده و نایب خاص ایشان، اتفاقا نخستین نماینده و نایب خاص امام زمان(عج) نیز بود. بنابراین عین همان روش دوران پیشین ادامه داشت و تفاوتی در اصل این ارتباط نبود.