بهصرفههای تابستانی مدرسه
این روزها همه چیز گران است، از یك كافهگردی ساده و ناهار و شامخوران در یك رستوران گرفته تا سفر رفتن و گشت و گذارهای تكنفره و دستهجمعی؛ خرید كردن هم كه تفریح عدهای است پولی میخواهد علیحده. در واقع اوقات فراغتی اگر باشد و میلی برای پركردن آن به نحوی دلخواه، خرجبردار است و وقتی در یك خانه دستكم پنج شش نفر بخواهند به پركردن اوقات فراغتشان فكر كنند و برنامهای بچینند باید حسابی پول مهیا باشد. البته این باز به خلاقیت هركسی برمی گردد، به سلیقه و میلش در انتخاب حوزههای سرگرمی و اینكه آیا قدر پول را میداند یا نه و اینكه بیشتر دنبال اسم و رسم یك تفریح است یا كیفیت و اصالتش.
فرض را بر این میگیریم كه وضعیت اقتصادی كشور به خیلیها آموخته كه باید با صرف كمترین هزینه بیشترین بهره را گرفت و اگر فرض را بر این بگیریم ارائه پیشنهاد نیز راحت تر میشود و چندان گرفتار افكار ایدهآل و بلندپروازانه نمیشویم. اگر بخواهیم به افراد زیر 18 سال و بالای هفت سال یك پیشنهاد تابستانه بدهیم كه هم خرج و مخارجش معقول باشد و هم بعد از پایان تابستان چیزی عایدشان شود یكی از پیشنهادهای ارزان، شركت در پایگاههای تابستانی مدارس است. سالها پیش پایگاههای تابستانی در خود مدارس برگزار میشد و حس دانشآموز بودن با وجود تعطیلی آموزش همچنان به بچهها القا میشد ولی چند سالی است كه اكثر پایگاههای تابستانی از مدارس به بیرون از ساختمان مدارس منتقل شده به نحوی كه كلاسهای تابستانی را میشود دركانونهای فرهنگی و تربیتی، دارالقرآنها، اردوگاههای دانشآموزی، سالنهای ورزشی، پایگاههای تشكلهای دانشآموزی، كتابخانهها و پژوهشسراهای دانشآموزی سراغ گرفت.
امسال30 هزار پایگاه تابستانی در كشور فعال است، سالهای قبل تا 33 هزار پایگاه نیز رفته بود. از حدود 13 میلیون دانشآموز كشور نیز آموزش و پرورش انتظار دارد حدود چهار میلیون نفر به این پایگاهها بیایند و پای درس مربیان بنشینند. برنامه این است كه امسال به جای برنامههای خستهكننده سالهای دور یا برخی برنامههای كممایه، مهارتآموزی در اولویت باشد تا وقتی تابستان تمام شد و بعد از هشت هفته متوالی، كسی که وارد این پایگاهها شده دست پر خارج شود و حس كند كه اوقات فراغت تابستانش غنی شده است. سالهای پیش هم همین طور بود، البته به خلاقیت گردانندگان پایگاههای تابستانی بستگی داشت كه مهارت را چه چیزی بدانند و برای آموختن چه چیزهایی به بچهها تلاش كنند؛ فقط یك مهارت صنعتی یا هنری یا مهارت زندگی را در كنارش. سالهای قبل كه خوب جواب داد وقتی برخی پایگاهها مهارت زندگی در شهر، مهارت حل مساله و مهارت نه گفتن و تصمیمگیری را به دانشآموزان میآموختند، آن هم با حداقل هزینه، یعنی تبدیل شدن به آدمی توانمندتر با صرف پول كمتر و زمانی در ازای هشت هفته كه روی هم میشد یك تابستان اقتصادی و بهصرفه.




