آیا شما فوتوژنیک هستید؟

مرور آثار نمایشگاهی هنری در گالری «سو» که مفهوم «فوتوژنیک» را بازتعریف کرده‌اند

آیا شما فوتوژنیک هستید؟

گاهی برخی اصطلاحات هنری به متن جامعه راه پیدا می‌کند و مردم در کوچه و خیابان آن را به دفعات تکرار می کنند، آن سان که به بخشی از تکیه‌کلام‌های روزمره بدل می‌شود؛ یکی از این واژگان بسیار پر کاربرد «فوتوژنیک» است؛ اگر به یکی بگویید: «چه قدر قیافه فوتوژنیکی دارید» حتما قند در دلش آب می شود و تصور می کند مقصودتان این است که خیلی شیک و برازنده است، برخی پا را فراتر گذاشته فوتوژنیک را معادل سیما و استایل هنری‌پسند و به اصطلاح «آرتیستیک» هم معنا می کنند که کلمه انگلیسی اخیر خود یکی دیگر از آن جنس واژگان هنری است که عمومیت یافته است. حالا آیا برداشت مردم از کلمه فوتوژنیک درست است؟ راستش هم بله و هم خیر. یعنی تلقی مردم از این کلمه به‌شدت انگلیسی در شکل بسیار کلی آن صحیح است اما در لغتنامه‌های هنری موضوع به همین سادگی نیست. واژه فوتوژنیک که در فرهنگ عامه به سوژه‌ای اطلاق می‌شود که در عکس صورتی درخشان دارد، در اصل به معنای هر چیزی است که میل به عکاسی یا کشیده‌ شدن و ثبت را در وجود آدمی تقویت می‌کند. آن چنان که در گذشته از تأثیر متقابل مدل و اثر نقاشی صحبت می‌شد، از دوره‌ای بحثی نیز درباره رابطه میان عکس و نقاشی، و تناظرهای میان عناصر آن‌ها به وجود آمد.

به تازگی گالری سو که در قلب پایتخت، نزدیکی‌های پل کالج و میدان فردوسی واقع است نمایشگاهی با همین موضوع فوتوژنیک برگزار کرده است که به بسیاری از پرسش ها و شائبه ها در این خصوص پاسخ داده است. سو تلاش کرده است با جمع آوری و ارائه مناسب حدود ۷۰ اثر هنری دریافتی امروزی از اصطلاح رایج‌شده فوتوژنیک نمایش دهد تا شاید مردمی که بارها و بارها در ستایش کسی این وصف را به کار برده اند برای فهمیدن ماهیت واقعی این لغت، سرکی به این نگارخانه بکشند. در نمایشگاه فوتوژنیک، نمونه‌هایی از تأثیرهای متقابل و چندوجهی استفاده‌هنرمندان از رسانه‌های نقاشی، عکاسی و فیلم ارائه شد؛ این تأثیرات، از طرفی در نگاه هنرمندان، و از طرف دیگر در لحن، سبک، و تکنیک آثار آنان مشهود است؛ به طوری که نفوذ جریان‌ها و حتی مفاهیم اساسی رسانه‌های دیگر، در درون‌مایه، کارماده و گفتمان آثار هنرمندان به وضوح دیده می‌شود. در این گزارش، پنج اثر از این نمایشگاه را مرور کرده‌ایم:
 کوروش شیشه‌گران و رادیوگرافی
بخش طلایی‌رنگ و بسیار بحث‌برانگیز نمایشگاه فوتوژنیک، اتاق مستقلی است که به اثر هنر مفهومی استاد کوروش شیشه‌گران، چهره شناخته شده هنر ایران اختصاص یافته است؛ این هنرمند تثبیت‌شده ۷۵ ساله پرآوازه ایران، به یک نمایشگاه به نسبت جوانانه کاری ارائه داده سرشار از تجربه گرایی که معمولا هنرمندان در این سن و موقعیت از آن پرهیز می کنند. شیشه‌گران در مجموعه «رادیوگرافی» تمایل دارد آنچه دیدنی نیست را مرئی کند و معتقد است که این آثار در فرم و محتوا شبیه به تصاویر رادیو‌گرافی‌اند. علاوه بر توصیف هنرمند از شیوه‌ خلق این اثر، شما پای بزرگداشتی از نقاشی پیشین ایستاده‌اید، مرثیه‌ای بر خطوطی درهم تنیده که از هم گسسته‌اند. بر دیوار سه نقاشی اکرلیک روی پنل آویخته است که
پرتره‌/فیگور هایی از مجموعه «رادیوگرافی»اند. نقاشی‌هایی ویژه به لحاظ رنگ، فرم و معنا از متاخرترین دوره‌کاری هنرمند. در نگاهی با فاصله،‌ «رادیوگرافی» یک مراسم یادبود است، یادبود بیش از پنجاه سال خلق، یادبود خط. آثاری صمیمی و بی‌واسطه، با روح طراحی معاصر و تلاشی موفق برای عریان کردن نادیدنی‌های هنر کوروش شیشه‌گران.
 هما دلورای و شاعرانه
هما دلورای چهره‌ای نام‌آشنا در طراحی گرافیک‌ ایران است، اما آثارش بیش و پیش از طراحی گرافیک تصاویری پیچیده، پرجزئیات، خیره‌کننده و دلفریب است. او در پوسترهایش با حساسیت فراوان نوشته‌ها را با تصاویری رؤیاگونه ترکیب می‌کند که گاهی خواندن متن دشوار می‌شود اما همان‌طور که گفته شد هما دلورای در اساس ما را با تصویری دیدنی مواجه می‌کند و کاویدن آثار او امری لذت‌بخش است.
اثر او در نمایش «فوتوژنیک» با عنوان «شاعرانه» تصویری از یک دریای متلاطم و شفق است که دیگر اجزای تشکیل‌دهنده‌ این تصویر پرتو‌های نور، ابر، گل، کلاغ و نوشته‌ شاعرانه است. انگار که نوشته‌ شاعرانه در خروش توفان گرفتار آمده و دو کلاغ هم از میان ابر و این آشوب خود را به شاعرانه رسانده‌اند. نوشته‌ شاعرانه در این آشفتگی گل داده است یا حتی گل داشته است و گل‌ها را حفظ کرده و با تخته‌ چوبینِ کلک‌وارش، گلدار به ساحل امن می‌رسد و کلاغ‌ها را به مرغان گل‌و‌مرغ بدل می‌کند. تصویر به فیلم می‌ماند از این حجم روایت‌گری، حقیقتا در اثر شاعرانه با یک قصه طرف هستیم، قصه‌‌ای ظریف و پر از جزئیات خیره کننده.
 پرنیان قربانی و صورتگری گسسته
چهره یا صورت آن ‌چیزی است که ما دیگران را به آن می‌شناسیم، تشخیص می‌دهیم و باور می‌کنیم. اما در اساس چهره چیست؟ حجم‌واره‌های پرنیان قربانی در نمایش فوتوژنیک گالری سو با این پرسش مواجه‌مان می‌کند و او پاسخش را لابه‌لای تعامل با اثرش پنهان کرده‌است. او در تعدادی از آثارش به اجزاء صورت پرداخته است. قربانی در آثارش ابتدا مخاطب را با چیستی چهره مواجه می‌کند سپس دعوت به دیدن درون اجزای صورت می‌کند، بعد اختیار حرکت اجزا را به مخاطب می‌سپارد.
 نازنین اهری‌پور و حفره‌ خرگوش
نازنین اهری‌پور با یک چیدمان در نمایش «فوتوژنیک» ما را به جهان فانتزی خود دعوت کرده است. راه ورود به این سرزمین عجایب، همان دو حفره‌ایست که در اثرش از زمین و آسمان بیرون زده و موز باران است! حتی فاصله‌ای میان زمین و آسمان نیست. ما با یک ناکجای مطلق به نام «حفره‌ی خرگوش» مواجه‌ایم که انگار خرگوش‌هایش رفته‌اند هویج‌ها را برده‌اند و موز‌ها را جا گذاشته‌اند! در کنار این چیدمان ویدئوانیمیشنی از همین صحنه در یک نمایشگر کوچک پخش می‌شود. جنس مواجهه‌ مخاطب با این نوع از هنر بیشتر به مخاطب مرتبط است تا هنرمند؛ اهری‌پور صحنه‌ای از تخیلات خود را برای ما بازآفرینی کرده و آگاهیم که خیال حد و مرزی ندارد. این چیدمان یک وضعیت نیمه‌آرمانشهری دارد. خود هنرمند دست مخاطب را در خوانش اثرش باز گذاشته‌ است، دقیقا خواب و خیال را برایمان تعریف کرده و تعبیر نه. اما با گذر از حفره خرگوش به کجا می‌رسیم؟ از کدام آسمان می‌باریم؟
 ملیکا شفاهی و لاله
گل لاله در ادبیات کلاسیک ایران و در فرهنگ عامه‌‌ ما عمدتا بر سه وضعیت آمده است: در بدو امر یادآور خون و شهادت است، سپس پیاله‌ می را می‌ماند و در نهایت نشانی از زیبایی و طراوت دارد. در اثر ملیکا شفاهی به نام «لاله» با تصویری بزرگ از گلایل‌های قرمزی مواجه‌ایم. پرورش گل لاله پیچیده و پرهزینه است و از طرفی عمر کوتاهی دارد. اما گلایل هم به لحاظ ظاهری کاسه‌وار است و گلبرگ‌های لطیفی دارد و هم تولید چهار فصل آن با هزینه‌ کم ممکن است.
ملیکا شفاهی بر چرخش معنایی از لاله به گلایل انگشت گذاشته؛ می‌نویسد گلایل و می‌خوانیم لاله.
 
این پنج اثر و نیز دیگر آثار مجموعه فوتوژنیک گالری سو حتما تعابیر سنتی از این عبارت خوش آهنگ را به هم می‌ریزد؛ راستش شاید هم تعریف زیبایی و چشم نوازی تغییر ماهوی کرده است، خیلی از آثار این نمایشگاه که در پی ردیابی تداخل عکس و نقاشی هستند، به کل بوی چندانی از زیبایی ظاهری ندارند، اتفاقا دردمند و زخم‌آلودند اما فوتوژنیک هستند. شاید خاصیت این روزگاران است که حتی به کلمات انرژی‌دهنده هم رحم نمی کند و نوستالژی‌خراب‌کن است اما راستش نخستین فردی که «فوتوژنیک» را به زبان آورد میشل فوکو، نظریه‌پرداز فرانسوی بود، او از حضور فناوری عکاسی در نقاشی، مباحث متعددی خلق کرد که پایه و اساس آن دوام زیبایی و نقش و تاثیر مثبت هنرها بر یکدیگر بود. حالا شما با دیدن تصاویر و برخی آرا این نمایشگاه، فکر می‌کنید فوتوژنیک هستید؟!