پاییز حتی در فلسفه و عرفان هم دست از سرتان برنمیدارد
یک فصل فلسفی
امیر مسروری روزنامهنگاری که عادت دارد به هر چیزی فلسفی نگاه کند
پاییز در متون دینی و فلسفی جایگاه ویژهای دارد. فارغ از تشابهسازی مرگ و خزان در ادبیات دینی و فلسفی با این فصل، عطر پاییز جذابیت دیگری هم دارد. در آیات قرآن، بهار فصل زایش و رستاخیز و زمستان فصل مرگ است. پاییز میان این دو فصل حقیقت قبل از مرگ است که همه ما در آن گرفتاریم. رستاخیز و مرگ یکی از مهمترین بحثهای فلسفه و معارف دینی است. فیلسوفان مختلف، چه آنان که خداباورند و چه آنان که درکشان از جهان به چند عنصر طبیعی و نهایت بیگبنگ خلاصه میشود، مرگ را یکی از ناشناختهترین رخدادهای بشری میدانند که بایستی برای فهمش جستوجو نمود.
قرآن نیز در این موضوع و تبیین آن تلاش بسیاری کرد. شبیهسازی و نمونهآوری از زمستان برای مرگ نمونهای از این تلاش است. پاییز شبیهترین فصل به زمستان و درواقع مقدمه تحول مرگ جهان و تلاش برای خزان نهایی است. خزانی که چیزی جز اسکلت طبیعت باقی نمیماند و طبیعت تمام زیباییاش را به دست تقدیر میسپارد تا شاید در بهار با یک رستاخیز بزرگ بیدار شود.
فکر زندگی و مرگ و درگیری میان این دو تنها آپشن زندگی در پاییز نیست. قیلوله؛ همان خوابی که قبل از اذان ظهر است جذابیت پاییز را در متون دینی دوچندان میکند. یک خواب کوتاه ظهرگاهی که عمده روایتهای منسوب به اهلبیت(ع) آن را مستحب میدانند و از قیلوله با کلی فواید یاد میشود.
خواب قیلوله در پاییز عجیبترین حالت ممکن به خودش را دارد. اصلا خوابیدن در پاییز خودش یکی از آپشنهای جذابی است که میتوان از آن بهعنوان یک دستاورد مهم یاد کرد. قیلوله یا همان خواب ظهرگاهی و چرت قبل از اذان فضای معنوی پاییز را دوچندان زیبا میکند. تصور کنید از ساعت 7 صبح داخل دانشگاه میچرخید و کلاس پشت کلاس، خسته و کلافه از برگزاری کلاس.
حالا اگر آنلاین هم باشد و استاد هم گیر دهد که در کلاس فعال باشیم با این قطعی و وصلی اینترنت و کلافه از همه جا، قیلوله روزت را میسازد. یک چرت خوب که انرژی روزت را برمیگرداند. حتی اگر کل نمازخانه دانشگاه سرد و نمناک باشد، قیلوله انتهای نمازخانه یا حتی داخل کلاس چنان حسی به آدم میدهد که حاضری تا ساعت 5 بعدازظهر هم کلاسها را
تحمل کنی.
نزدیکی به مرگ تنها موضوع تاملات فلسفی این فصل نیست. هرچند استعاره بخش جداییناپذیری از فلسفه است اما زیبایی پاییز و ابراز عشق در این فصل و درخشش احساسات رنگ پاییز را گرم و روشن ساخته است. بیجهت نیست وقتی میگوییم پاییز نمادی از بروز احساسات است.
در فلسفه چه مدرن و چه سنتی مفهوم عشق یک مفهوم گسترده و بسیار عمیق است. بیراه نیست اگر بگوییم فیلسوفان عالم برای نمایش قدرت خود برای یکبار هم که شده از عشق گفتند. در این بین رابطه ملموس پاییز با این مفهوم درک عمیقی به آدم داده است.
اینکه پاییز چرا با عشق و حس آن همراه شده را بایستی جای دیگر جستوجو کرد اما این را نمیتوان منکر شد که در پاییز آدم بیشتر عاشق میشود.
قرآن نیز در این موضوع و تبیین آن تلاش بسیاری کرد. شبیهسازی و نمونهآوری از زمستان برای مرگ نمونهای از این تلاش است. پاییز شبیهترین فصل به زمستان و درواقع مقدمه تحول مرگ جهان و تلاش برای خزان نهایی است. خزانی که چیزی جز اسکلت طبیعت باقی نمیماند و طبیعت تمام زیباییاش را به دست تقدیر میسپارد تا شاید در بهار با یک رستاخیز بزرگ بیدار شود.
فکر زندگی و مرگ و درگیری میان این دو تنها آپشن زندگی در پاییز نیست. قیلوله؛ همان خوابی که قبل از اذان ظهر است جذابیت پاییز را در متون دینی دوچندان میکند. یک خواب کوتاه ظهرگاهی که عمده روایتهای منسوب به اهلبیت(ع) آن را مستحب میدانند و از قیلوله با کلی فواید یاد میشود.
خواب قیلوله در پاییز عجیبترین حالت ممکن به خودش را دارد. اصلا خوابیدن در پاییز خودش یکی از آپشنهای جذابی است که میتوان از آن بهعنوان یک دستاورد مهم یاد کرد. قیلوله یا همان خواب ظهرگاهی و چرت قبل از اذان فضای معنوی پاییز را دوچندان زیبا میکند. تصور کنید از ساعت 7 صبح داخل دانشگاه میچرخید و کلاس پشت کلاس، خسته و کلافه از برگزاری کلاس.
حالا اگر آنلاین هم باشد و استاد هم گیر دهد که در کلاس فعال باشیم با این قطعی و وصلی اینترنت و کلافه از همه جا، قیلوله روزت را میسازد. یک چرت خوب که انرژی روزت را برمیگرداند. حتی اگر کل نمازخانه دانشگاه سرد و نمناک باشد، قیلوله انتهای نمازخانه یا حتی داخل کلاس چنان حسی به آدم میدهد که حاضری تا ساعت 5 بعدازظهر هم کلاسها را
تحمل کنی.
نزدیکی به مرگ تنها موضوع تاملات فلسفی این فصل نیست. هرچند استعاره بخش جداییناپذیری از فلسفه است اما زیبایی پاییز و ابراز عشق در این فصل و درخشش احساسات رنگ پاییز را گرم و روشن ساخته است. بیجهت نیست وقتی میگوییم پاییز نمادی از بروز احساسات است.
در فلسفه چه مدرن و چه سنتی مفهوم عشق یک مفهوم گسترده و بسیار عمیق است. بیراه نیست اگر بگوییم فیلسوفان عالم برای نمایش قدرت خود برای یکبار هم که شده از عشق گفتند. در این بین رابطه ملموس پاییز با این مفهوم درک عمیقی به آدم داده است.
اینکه پاییز چرا با عشق و حس آن همراه شده را بایستی جای دیگر جستوجو کرد اما این را نمیتوان منکر شد که در پاییز آدم بیشتر عاشق میشود.
تیتر خبرها




