بی‌عدالتی عامل اصلی اعتراضات

اعتراض‌های فرانسه و ابعاد منفی مدل توسعه غربی

بی‌عدالتی عامل اصلی اعتراضات

 در هفته‌های اخیر شاهد موج اعتراض‌های خشونت‌آمیز در فرانسه علیه نژادپرستی و خشونت پلیس بودیم؛ موضوعی که در ادامه اعتراض‌های متوالی سال‌های گذشته در این کشور اروپایی و دیگر کشورهای قاره سبز صورت گرفته و نشان‌دهنده ابعاد منفی مدل توسعه اقتصاد غربی است.

به گزارش «جام‌جم‌آنلاین»، در نتیجه اقدام یک پلیس فرانسوی در قتل نوجوانی که هیچ خطری برای نیروهای پلیس نداشت، تظاهرات خشونت‌آمیز بیشتر شهرهای فرانسه را فرا گرفته و بیش از 1350 خودرو به آتش کشیده شده است. قتل این نوجوان باعث انفجار خشم فروخورده مردم شد و به خیابان‌‌ها ریختند؛ به‌گونه‌ای که دولت فرانسه 45 هزار نظامی و نیروی پلیس را مأمور حفظ امنیت پاریس و نقاط دولتی و امنیتی کرد.
رسانه‌های فرانسوی و اروپایی طبق معمول عجله دارند راه‌های بهبود اوضاع را شرح دهند؛ از تسریع در اصلاح قوانین پلیس و مقابله با تبعیض نژادی گرفته تا یافتن راهکارهایی برای از بین بردن شکاف عمیق میان طبقات فقیر و غنی جامعه فرانسه و رسیدگی به افزایش نرخ بیکاری.
باوجود این، بیشتر راهکارها تکراری، آزموده شده و قدیمی هستند. فرانسه باید اعتراف کند با توجه به مشکلات داخلی خود نمی‌تواند نسخه اقتصادی برای جهانی شدن بپیچد؛ آن هم زمانی که در حال گذر از موج سوم انتقال اطلاعات به موج چهارم پیدایش هوش مصنوعی هستیم. این دوره، متغیرهایی را تحمیل می‌کند که مشکلات پیچیده‌تری به همراه دارد و طبعا تکیه بر راهکارهای قدیمی برای یافتن راه‌حل‌های جدید غیرممکن است.
مهم‌ترین شاخص تحولات در اقتصادهای ملی، گذار از تولید به خدمات است. به گفته یک پژوهشگر چینی، نخستین تحول اقتصادی که در آن صنعت، جایگزین کشاورزی شد، پیشرفت بزرگی را برای بشریت رقم زد اما در تحول دوم که شامل حرکت از تولید به بخش خدمات به‌عنوان شکل غالب تولید اقتصاد ملی بود، هرچند نوعی از پیشرفت دیده شد اما ممکن است لزوما بیانگر همه واقعیت 
موجود نباشد. دست کشیدن از اقتصاد واقعی به نفع خدمات‌رسانی اجتماعی به‌وسیله کشورهای توسعه‌یافته نه‌تنها عاملی ناپایدار است، بلکه به نبود توازن در زمینه توسعه بین‌المللی می‌انجامد، جریان‌های مخالف جهانی‌سازی را تحریک می‌کند و باعث گسترش مدل توسعه غربی می‌شود.
سرعت یافتن تحولات اقتصادی از تولید به سمت خدمات در فرانسه مدلی است که نمی‌تواند خلأهای عمیق اجتماعی ناشی از بیکاری و کاهش نیاز به صنعت را پر کند. در این میان جنگ اوکراین اثرات منفی رکود اقتصادی را در اروپا بیش از پیش برملا کرد و باعث شد بار عمده مشکلات بر دوش طبقات پایین و متوسط اجتماعی بیفتد و میزان امید مردم به آینده بیش از گذشته کاهش یابد؛ مردمی که دیگر به داشتن شغل ثابت یا درآمد بالا یا خانواده‌های شاد امیدی ندارند.
     
جوانانی با خشم فروخفته
تظاهرات فرانسه با ماهیت مخالفت با نژادپرستی شکل گرفت ولی خشم مردم نسبت به بی‌عدالتی اجتماعی عامل محرک آن است. جای تعجب نیست بیشتر معترضان، جوانانی با خشم فروخورده‌ هستند که این خشم می‌تواند با بروز خشونت شعله‌ور شود. فرانسه یکی از نخستین کشورهای غربی با ماهیت صنعتی است اما دوران «پسا‌صنعتی» پایه‌هایی را برای آنچه امروز در قالب اعتراض‌های مدنی و دانشجویی برجای مانده از سال 1968 میلادی هست، برجای گذاشته و باعث آغاز هرج‌ومرج اجتماعی حاد شده است. این اعتراض‌ها نتیجه و تأثیر همان تفکر به اصطلاح مدرن غربی است که جوانان را به سمت بروز علایق‌شان در راستای آزادی‌های شخصی تحریک می‌کند، مفاهیم ارزشی و سنتی را به چالش می‌کشد و الگوی زندگی خانوادگی را زیر سؤال می‌برد.