امیر کوچکزاده، مستندساز «رزیدنت» در گفتوگو با «جامجم» مطرح کرد:
مطالبهگری از قانون40 ساله
مستند «رزیدنت» به کارگردانی امیر کوچکزاده، جزو آثاری است که امسال در بخش بلند ملی هفدهمین جشنواره فیلم حقیقت حضور دارد. این مستند به مشکلات کاری رزیدنتها وقوانین نادرستی که درارتباط با این شغل سخت وطاقتفرسا شکل گرفته، میپردازد. اکران این مستند بهانهای شد تا با امیر کوچکزاده، سازنده «رزیدنت» دررابطه با اینکه چطور به فکر ساختن این مستند افتاد، گفتوگو کنیم که در ادامه از نظر میگذرانید:
چه شد که تصمیم گرفتید رزیدنت را بسازید و آیا خودتان دانشجوی پزشکی هستید یا خیر؟
من دو سال پیش دانشجو بودم و در فضای مطالبهگری و تشنجی که دانشجویان دسته دسته مهاجرت میکردند، بودیم. دانشجوی پزشکی نیستم اما شروع فرآیند پژوهشی کار از دغدغههای دانشجوییام مربوط به علت مهاجرت در رشتههای مهندسی، پزشکی، هنری و... بود. در حین پژوهشها با دو مورد خودکشی رزیدنتها روبهرو شدیم و این باعث شد توجه ما بیشتر روی پزشکی و رزیدنتها جلب شود. وقتی کارمان را شروع کردیم، متوجه شدیم تا چه اندازه فضای کار رزیدنتها مغفول مانده و مسائل و بحثهایی قابل بررسی دارد و به طور تقریبی از همانجا بود که بیشتر روی رزیدنتها متمرکزشدیم.
شما چندین موضوع رادرمستند خود ازقبیل سپرده شدن بحث آموزش ازوزارت علوم به وزارت بهداشت، تعهد گرفتن غیررسمی از مادران رزیدنت برای باردار نشدن به دلیل فشار کاری یا زیاد بودن ساعت کاری رزیدنتها را مطرح کردید اما نقطه اتکای اصلی شما در این مستند، بیشتر روی چه موضوعی است؟
بحث اصلی ما بررسی وضعیت الآن آموزش پزشکی است که تمرکزمان بیشتر روی رزیدنتهاست، چون بحران مهم ما همینجاست و به طور تقریبی درمان ما هنگام مراجعه به یک بیمارستان دولتی به عهده رزیدنت است. البته انترنها هم هستند اما معمولا تحت آموزش هستند و کار زیادی انجام نمیدهند و بیشتر فشار روی رزیدنتهاست. درواقع مشکل موجود در نظام سلامت را بیشتر در رابطه با دغدغههای رزیدنتها مطرح کردیم. ما پیوستی به سال64 و قانونی که در مجلس تصویب شد، زدیم. در همانجا در جلسهای سهساعته، جدا شدن آموزش از وزارت علوم و پیوستن آن به وزارت بهداری و تشکیل وزارت بهداشت، آموزش و درمان فعلی تصویب شد و شکل گرفت. ارتباط این موضوع با الآن این است که در آن جلسه سال 64، به طور مداوم نمایندگان مخالف و موافق، صحبتهایی میکنند که نتیجه آن در حال حاضر قابل مشاهده است. وقتی گفتههای موافقان و مخالفان را بعد از 40سال بررسی میکنیم، میبینیم بسیاری از مسائلی که موافقان با امید تصویب کردند، حالا محقق نشده است. به هرحال، مستند ما در جایگاه ارائه راهحل نیست، بلکه برای شروع صحبت و بیان یک بحران است. مشکل ما قرار نگرفتن سوژهها به دلیل ترس یا هر موضوع دیگری، جلوی دوربین بود و فقط آقای دکتر سلحشور و خانم دکتر برهانی حاضر شدند، بیایند. خانم دکتر برهانی مشکلات مادران رزیدنت را پیگیری میکرد. یکی از مشکلات مادران رزیدنت علاوهبر تحمل تمام سختیهای مرسوم رزیدنتهای خانم و آقا، تعهد اضافی غیررسمی بود که از آنها برای باردار نشدن میگرفتند.
فرآیند دریافت مجوز در مستند شما چطور بود و چه مشکلاتی داشتید؟
ما به طور تقریبی از وزارت بهداشت نتوانستیم مجوز بگیریم، چون اصلا نیامدند با ما صحبت کنند. در بخشهایی از مستند هم میبینیم که دائم در حال پاسکاری ما هستند. درواقع سازمان نظام پزشکی پای کار آمد، اما وزارت بهداشت حاضر نشد. از طرف دیگر دریافت مجوز در بیمارستان هم مراحل خیلی سختی داشت.
مخاطبان اصلی مستند شما چه کسانی هستند و آیا مردم را در دایره مخاطبان خود قرار دادید؟
به طور طبیعی، مسئولان و تصمیمسازان میتوانند کاری انجام دهند و کار برای آنها در اولویت ما است، اما یک سر این بحران متوجه مردم میشود، چون یکی از بحثهای ما سر میز تدوین این بود که چگونه این مباحث تخصصی مشکلات رزیدنتها را برای مخاطبان عام مطرح کنیم؟ تلاش ما این بود که مستند به گونهای ساخته شود که مخاطب عام هم داشته باشد و در جشنواره فیلم حقیقت هم بخشی از مخاطبان فیلم مردم عادی بودند و حتی بسیاری بعد از نمایش فیلم از دیدن این شرایط رزیدنتها که اطلاعی از آن نداشتند، گریه میکردند. از طرفی هم خود پزشکان حساسند که مباحث مربوط به آنها رسانهای نشود؛ چون ممکن است به شأنشان توهین شود، اما این مستند کمک میکند دیدگاه درستتری به پزشکان و جامعه پزشکی داشتهباشیم.
آیا میتوانیم امیدوار باشیم که در ایران هم مثل خارج از کشور برای رزیدنتهای ایرانی قانونی مشابه قانون لیبیزیون در خارج از کشور تصویب شود که بتوانیم به واسطه آن فشار کاری را از روی آنها برداریم تا خطاهای آنها به حداقل برسد؟
انشاءا...، حتما و امیدواریم این اتفاق بیفتد. کار ما تنها ساخت یک مستند نیست و در فضای مطالبهگری کار را جلو بردیم و همانطور که در فیلم دیدید، دو سوژه اصلی فیلم ما مطالبهگر هستند. ما برای مطالبهگری این مستندرا ساختیم. آقای دکترسلحشور بیشتر در فضای مالی رزیدنتها تلاش میکرد و خانم دکتر برهانی هم بیشتر درفضای مادران. به هرحال در آمریکا به واسطه خطای رزیدنتها، دختری فوت کرد و از آن به بعد با اعتراض پدر دختر، با فشار افکار عمومی ورسانهای قانون لیبیزیون برای کاهش ساعتهای کاری رزیدنتها تصویب میشود و تلاش ما نیز در همین جهت است وهمزمان با رونمایی از فیلم، ما کارزاری را شروع کردیم تا انشاءا... در آینده به بهبود وضعیت رزیدنتها و تصویب قانون منجر شود. تصویب این قانون کار حساسی است و هم مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، هم وزارت بهداشت و هم سازمان برنامه و بودجه باید دخیل باشند. در واقع چیزی نیست که بگویم در این بخش رزیدنتی با این قانون تغییر میکند و ما حدود چهار پیشنهاد را که در خِلال پژوهشهای خود به آن رسیدیم، برای بهبود شرایط در کارزارمان مطرح کردیم، اما میخواهیم با ساخت این مستند موجی راه بیفتد که صدای ما به مجلس برسد تا شاهد تغییری در ساعات کار، وضعیت مالی و کیفیت آموزش ایجاد شود یا اینکه شفاف شود رزیدنتها نیروی کار هستند یا دانشجو؛ چون مهمترین موضوعی که در مورد این قشر وجود دارد این است که در بعضی موارد دانشجو و گاهی اوقات هم نیروی کار هستند.
شما بحث مهاجرت کادر درمان را مطرح کردید؛ چقدر فکر میکنید ساخت «رزیدنت» مانع این رویه میشود؟
این کار جزو دغدغههایم بود، چون همانطور که گفتم ابتدای مستند با دغدغه مهاجرتی شروع شد. هدف این است که بگوییم اگر مشکلی اینجا وجود دارد باید برای اصلاح آن تلاش کنیم تا از کشور نرویم. بسیاری از پزشکان میگویند ناامیدیم، اما وقتی با من صحبت میکنند، میگویم حضورتان نیاز است تا این آب راکدی که وجود دارد را به حرکت دربیاوریم و تغییری ایجاد کنیم.
همزمان با رونمایی از مستند، رویدادی را در هفدهمین جشنواره حقیقت داشتید؛ درباره آن توضیح دهید؟
ما دو اکران در خانه جشنواره حقیقت واقع در پردیس چارسو داشتیم، بعد از اکران، تماشاچیان میآمدند و پای کارزاری که برای رزیدنتها راهانداخته بودیم، امضا میکردند که در آینده به مجلس برسد و در آینده هم امضای اینترنتی به این کارزار اضافه میشود، اما به هرحال شروعی بود و ما همزمان با مستند آن را هم برای مجلس، هم وزارت بهداشت و هم نهادهای مربوطه که میتوانند تأثیری داشته باشند، ارسال میکنیم. به عبارتی، هم رزیدنتها و خانوادهشان و هم مردم عادی و همه گروههایی که فیلم را دیدند، خواهان این موضوع بودند.
حضور «رزیدنت» را در جشنواره فیلم مستند چطور ارزیابی میکنید و آیا به جایزه هم فکر میکنید؟
جایزه نه واقعا؛ چون این کار از سر دغدغه شکل گرفت و در بعضی موارد به دلیل چالشها سعی کردیم بعد هنری کار را کنار بگذاریم، اما جشنواره محلی است که صدای مستند شنیده شود تا به نیتمان و پیشبرد کارزارمان کمک شود.
تلنگری به نظام سلامت کشور
احتمالا ما تلنگری میزنیم و شاید مسئولان ردهبالای ما از این اتفاقات خبر ندارند. حقیقتی در این مستند مطرح میشود که نمیخواستند گفته شود اما همین که خواستیم این موضوع را مطرح کنیم، سنگاندازیهای خیلی زیادی سر راهمان بود و حتی مجوزی برای بردن دوربین به دانشگاه پزشکی نداشتیم. همه اینها نشان میداد اتفاقی میافتد که نمیخواهند گفته شود. نتیجه این نگفتنها متوجه رزیدنتها، دانشجویان تخصصی و پزشکان و روی سلامت مردم تأثیر میگذارد. به هرحال، ما روایتی از زبان رزیدنتها بیان کردیم تا به گوش مسئولان برسد که تصمیمی بگیرند، چون اگر این مدیریت نشود، بحرانی در نظام سلامت ما به وجود میآورد و شاهد موج مهاجرت و کاهش کیفیت در نظام سلامت درمان هستیم.
نسرین بختیاری - گروه فرهنگ و هنر
من دو سال پیش دانشجو بودم و در فضای مطالبهگری و تشنجی که دانشجویان دسته دسته مهاجرت میکردند، بودیم. دانشجوی پزشکی نیستم اما شروع فرآیند پژوهشی کار از دغدغههای دانشجوییام مربوط به علت مهاجرت در رشتههای مهندسی، پزشکی، هنری و... بود. در حین پژوهشها با دو مورد خودکشی رزیدنتها روبهرو شدیم و این باعث شد توجه ما بیشتر روی پزشکی و رزیدنتها جلب شود. وقتی کارمان را شروع کردیم، متوجه شدیم تا چه اندازه فضای کار رزیدنتها مغفول مانده و مسائل و بحثهایی قابل بررسی دارد و به طور تقریبی از همانجا بود که بیشتر روی رزیدنتها متمرکزشدیم.
شما چندین موضوع رادرمستند خود ازقبیل سپرده شدن بحث آموزش ازوزارت علوم به وزارت بهداشت، تعهد گرفتن غیررسمی از مادران رزیدنت برای باردار نشدن به دلیل فشار کاری یا زیاد بودن ساعت کاری رزیدنتها را مطرح کردید اما نقطه اتکای اصلی شما در این مستند، بیشتر روی چه موضوعی است؟
بحث اصلی ما بررسی وضعیت الآن آموزش پزشکی است که تمرکزمان بیشتر روی رزیدنتهاست، چون بحران مهم ما همینجاست و به طور تقریبی درمان ما هنگام مراجعه به یک بیمارستان دولتی به عهده رزیدنت است. البته انترنها هم هستند اما معمولا تحت آموزش هستند و کار زیادی انجام نمیدهند و بیشتر فشار روی رزیدنتهاست. درواقع مشکل موجود در نظام سلامت را بیشتر در رابطه با دغدغههای رزیدنتها مطرح کردیم. ما پیوستی به سال64 و قانونی که در مجلس تصویب شد، زدیم. در همانجا در جلسهای سهساعته، جدا شدن آموزش از وزارت علوم و پیوستن آن به وزارت بهداری و تشکیل وزارت بهداشت، آموزش و درمان فعلی تصویب شد و شکل گرفت. ارتباط این موضوع با الآن این است که در آن جلسه سال 64، به طور مداوم نمایندگان مخالف و موافق، صحبتهایی میکنند که نتیجه آن در حال حاضر قابل مشاهده است. وقتی گفتههای موافقان و مخالفان را بعد از 40سال بررسی میکنیم، میبینیم بسیاری از مسائلی که موافقان با امید تصویب کردند، حالا محقق نشده است. به هرحال، مستند ما در جایگاه ارائه راهحل نیست، بلکه برای شروع صحبت و بیان یک بحران است. مشکل ما قرار نگرفتن سوژهها به دلیل ترس یا هر موضوع دیگری، جلوی دوربین بود و فقط آقای دکتر سلحشور و خانم دکتر برهانی حاضر شدند، بیایند. خانم دکتر برهانی مشکلات مادران رزیدنت را پیگیری میکرد. یکی از مشکلات مادران رزیدنت علاوهبر تحمل تمام سختیهای مرسوم رزیدنتهای خانم و آقا، تعهد اضافی غیررسمی بود که از آنها برای باردار نشدن میگرفتند.
فرآیند دریافت مجوز در مستند شما چطور بود و چه مشکلاتی داشتید؟
ما به طور تقریبی از وزارت بهداشت نتوانستیم مجوز بگیریم، چون اصلا نیامدند با ما صحبت کنند. در بخشهایی از مستند هم میبینیم که دائم در حال پاسکاری ما هستند. درواقع سازمان نظام پزشکی پای کار آمد، اما وزارت بهداشت حاضر نشد. از طرف دیگر دریافت مجوز در بیمارستان هم مراحل خیلی سختی داشت.
مخاطبان اصلی مستند شما چه کسانی هستند و آیا مردم را در دایره مخاطبان خود قرار دادید؟
به طور طبیعی، مسئولان و تصمیمسازان میتوانند کاری انجام دهند و کار برای آنها در اولویت ما است، اما یک سر این بحران متوجه مردم میشود، چون یکی از بحثهای ما سر میز تدوین این بود که چگونه این مباحث تخصصی مشکلات رزیدنتها را برای مخاطبان عام مطرح کنیم؟ تلاش ما این بود که مستند به گونهای ساخته شود که مخاطب عام هم داشته باشد و در جشنواره فیلم حقیقت هم بخشی از مخاطبان فیلم مردم عادی بودند و حتی بسیاری بعد از نمایش فیلم از دیدن این شرایط رزیدنتها که اطلاعی از آن نداشتند، گریه میکردند. از طرفی هم خود پزشکان حساسند که مباحث مربوط به آنها رسانهای نشود؛ چون ممکن است به شأنشان توهین شود، اما این مستند کمک میکند دیدگاه درستتری به پزشکان و جامعه پزشکی داشتهباشیم.
آیا میتوانیم امیدوار باشیم که در ایران هم مثل خارج از کشور برای رزیدنتهای ایرانی قانونی مشابه قانون لیبیزیون در خارج از کشور تصویب شود که بتوانیم به واسطه آن فشار کاری را از روی آنها برداریم تا خطاهای آنها به حداقل برسد؟
انشاءا...، حتما و امیدواریم این اتفاق بیفتد. کار ما تنها ساخت یک مستند نیست و در فضای مطالبهگری کار را جلو بردیم و همانطور که در فیلم دیدید، دو سوژه اصلی فیلم ما مطالبهگر هستند. ما برای مطالبهگری این مستندرا ساختیم. آقای دکترسلحشور بیشتر در فضای مالی رزیدنتها تلاش میکرد و خانم دکتر برهانی هم بیشتر درفضای مادران. به هرحال در آمریکا به واسطه خطای رزیدنتها، دختری فوت کرد و از آن به بعد با اعتراض پدر دختر، با فشار افکار عمومی ورسانهای قانون لیبیزیون برای کاهش ساعتهای کاری رزیدنتها تصویب میشود و تلاش ما نیز در همین جهت است وهمزمان با رونمایی از فیلم، ما کارزاری را شروع کردیم تا انشاءا... در آینده به بهبود وضعیت رزیدنتها و تصویب قانون منجر شود. تصویب این قانون کار حساسی است و هم مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، هم وزارت بهداشت و هم سازمان برنامه و بودجه باید دخیل باشند. در واقع چیزی نیست که بگویم در این بخش رزیدنتی با این قانون تغییر میکند و ما حدود چهار پیشنهاد را که در خِلال پژوهشهای خود به آن رسیدیم، برای بهبود شرایط در کارزارمان مطرح کردیم، اما میخواهیم با ساخت این مستند موجی راه بیفتد که صدای ما به مجلس برسد تا شاهد تغییری در ساعات کار، وضعیت مالی و کیفیت آموزش ایجاد شود یا اینکه شفاف شود رزیدنتها نیروی کار هستند یا دانشجو؛ چون مهمترین موضوعی که در مورد این قشر وجود دارد این است که در بعضی موارد دانشجو و گاهی اوقات هم نیروی کار هستند.
شما بحث مهاجرت کادر درمان را مطرح کردید؛ چقدر فکر میکنید ساخت «رزیدنت» مانع این رویه میشود؟
این کار جزو دغدغههایم بود، چون همانطور که گفتم ابتدای مستند با دغدغه مهاجرتی شروع شد. هدف این است که بگوییم اگر مشکلی اینجا وجود دارد باید برای اصلاح آن تلاش کنیم تا از کشور نرویم. بسیاری از پزشکان میگویند ناامیدیم، اما وقتی با من صحبت میکنند، میگویم حضورتان نیاز است تا این آب راکدی که وجود دارد را به حرکت دربیاوریم و تغییری ایجاد کنیم.
همزمان با رونمایی از مستند، رویدادی را در هفدهمین جشنواره حقیقت داشتید؛ درباره آن توضیح دهید؟
ما دو اکران در خانه جشنواره حقیقت واقع در پردیس چارسو داشتیم، بعد از اکران، تماشاچیان میآمدند و پای کارزاری که برای رزیدنتها راهانداخته بودیم، امضا میکردند که در آینده به مجلس برسد و در آینده هم امضای اینترنتی به این کارزار اضافه میشود، اما به هرحال شروعی بود و ما همزمان با مستند آن را هم برای مجلس، هم وزارت بهداشت و هم نهادهای مربوطه که میتوانند تأثیری داشته باشند، ارسال میکنیم. به عبارتی، هم رزیدنتها و خانوادهشان و هم مردم عادی و همه گروههایی که فیلم را دیدند، خواهان این موضوع بودند.
حضور «رزیدنت» را در جشنواره فیلم مستند چطور ارزیابی میکنید و آیا به جایزه هم فکر میکنید؟
جایزه نه واقعا؛ چون این کار از سر دغدغه شکل گرفت و در بعضی موارد به دلیل چالشها سعی کردیم بعد هنری کار را کنار بگذاریم، اما جشنواره محلی است که صدای مستند شنیده شود تا به نیتمان و پیشبرد کارزارمان کمک شود.
تلنگری به نظام سلامت کشور
احتمالا ما تلنگری میزنیم و شاید مسئولان ردهبالای ما از این اتفاقات خبر ندارند. حقیقتی در این مستند مطرح میشود که نمیخواستند گفته شود اما همین که خواستیم این موضوع را مطرح کنیم، سنگاندازیهای خیلی زیادی سر راهمان بود و حتی مجوزی برای بردن دوربین به دانشگاه پزشکی نداشتیم. همه اینها نشان میداد اتفاقی میافتد که نمیخواهند گفته شود. نتیجه این نگفتنها متوجه رزیدنتها، دانشجویان تخصصی و پزشکان و روی سلامت مردم تأثیر میگذارد. به هرحال، ما روایتی از زبان رزیدنتها بیان کردیم تا به گوش مسئولان برسد که تصمیمی بگیرند، چون اگر این مدیریت نشود، بحرانی در نظام سلامت ما به وجود میآورد و شاهد موج مهاجرت و کاهش کیفیت در نظام سلامت درمان هستیم.
نسرین بختیاری - گروه فرهنگ و هنر




