معنای انقلاب در اسلامیت است
حیات دینی انقلاب
یکی از مهمترین رهزنیهای شیطان در قلمرو اندیشه، وانمود کردن فکر غلط، سفسطه منطقی، برحق جلوه دادن اندیشه ناحق و نادرست و فکرهای بیسرانجام و گمگشته در ظلمات جهل است. نابجایی برهان و امر خطا و غلط و کذب را زینت دادن بهمثابه امرعقلایی، کار بیوقفه شیاطین است.این گمراه کردن ما در بحث چیستی انقلاب اسلامی هم ظاهر میشود.
دانشمند، فیلسوف، سیاستمدار و استاد هم در بستر تواناییهایشان گمراه و بهصورتهای مختلف دچار مسیر وهمی میشوند. مثلا در ارتباط با بحث ما، اهداف و تعهداتی به گردن انقلاب اسلامی مینهند که نهتنها هرگز انقلاب چنین خواستههایی را پیشارو ننهاده، بلکه حتی گاهی مغایر آرمانهای اسلامی یا انقلابی است یا اسلام با آن ضدیت دارد و سپس مدعی میشوند انقلاب اسلامی نیازها و قرارمدارهایش را با مردم بجا نیاورده یا نمیتواند اجرا کند و بالاتر از این کار را میکشانند به ناممکن بودن امر دینی در جهان معاصر به سود دست شستن انقلاب و نظام از آرمان اسلامیاش. یا انواع تبعیض، بیعدالتیها و فسادهای موجود در جامعه یا در حکمرانی، قوای اساسی و قوه قضاییه و مجریه و مقننه را از ذات ناتوان انقلاب اسلامی یا حکمرانی دینی برمیشمارند.
استقلال در نظامی دین محور
واقعا انقلاب اسلامی همان وعدههای مدرن نظام سیاسی و قدرت و نظم لیبرال دموکراسی یا سوسیال دموکراسی یا جامعه رفاه دوران امپریالیسم یا جامعه مصرفی سرمایه سالاری متأخر را سر داده بود؟ یا خواستار دستیابی به توسعه مدرن و آزادی فریبنده لیبرالی یا مالکیت خصوصی بیمهار یا مالکیت دولتی و اشتراکی کمونیستی یا انحلال در جهانی سازی سرمایهداری متأخر و جهان تکنولوژیک پساصنعتی و عصر هوش مصنوعی و جلوه فراانسانی و ربوبیت و پروردگاری دادن به هوش مصنوعی و دنیاگرایی بود و اینها را وعده داده بود؟ و خواست انقلاب را این امور جهان مدرن وپسامدرن اعلام کرده بود یا برعکس از همان ابتدا، دقیقا در ایستادگی علیه این فکرهای غلط محصول مدرنیته و کفر و ظلم و جهل جهانی قد علم کرد و با احیای توحید و ندای عبودیت و برافراشتن پرچم اسلام و مبارزه با جاهلیت و کفر و ظلم و سلطه استکباری نظام حاکم برجهان قد برافراشت؟ و برای استقلال و آزادی اسلامی در نظامی دین محور در وسع خود جهد و جهاد و ایثار کرد و کوشید درجهان طنین معرفت توحیدی را بگسترد و از سحر مدرنیته و اوهام فاسدش مردم را نجات دهد و حقیقت اسلام و دعوت به خدا و فرمان الهی اجرای قسط در حد توان و واقعیات ممکن را محقق سازد و با موانع تحقق این دادگری و آبادانی مردم دوستانه بستیزد و در مسیر قیام و حکومت وعدل جهانی قائم آل محمد(عج) گام بردارد وبرابر فساد داخلی وظلم ومحاربه کفر خارجی مقاومت کند و استحاله نشود و به رنگ ظلمات مدرن درنیاید و برای تشکیل جامعه سالم بنابه شریعت مقدس اسلام بکوشد. حقوق الهی انسان از زن و مرد و کودک و پیر و جوان و حقوق طبیعت و محیط زیست انسان را مراعات کند و نگذارد کفر و جهل به انواع حقوق الهی انسان اعم از حقوق و آزادی و اختیارات ایمانی و توحیدی و فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اخلاقی و علمی مردم و... تجاوز نماید.
اهداف انقلاب علیه استحاله ماهیت اسلامی
این تکلیفی تا پای جان است نه بقا به قیمت استحاله ماهیت اسلامی و انقلابی و مردمی جمهوری اسلامی و تسلیم به فرمانفرمایی مدرنیته و سلطه کفر و نظام مدرن بیخدایانهای که با وعده کاذب رفاه، آزادی، ترقی و... اساس حیاتی آدمیوار مردم و جوامع را نفی و آنان را برده نفس و شیطان میکند.حال با چنین معنای روشنی، انواع جریانات مدرن سوبژکتیو، وهمگرا، متافیزیکی، ماتریالیستی، سکولاریستی، پوزیتیویستی و ایدهآلیستی، از نگرههای فلسفی و فرهنگی تا سیاسی، اقتصادی، علمانی و اخلاقی، لیبرال یا کمونیستی، خواهان بردگی و پذیرش سرمایه رقابتی یا سرمایهسالاری تمرکزگرای دولتی، ظاهر میشوند و با کودتا، نفوذ، تروریسم، تحریم، دروغ، خونریزی، جنگ، کشتار، اغتشاش و البته بحث، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... از جمهوری اسلامی میخواهند دست از اسلام بکشد یا وانمود میکنند اهداف انقلاب و مردم همان خواستها و تفاسیر ایشان بوده و اسلام در اجرای آن شکست خورده یا طلب میکنند که جمهوری اسلامی استحاله شود و به نگرش و خواست اینان بپیوندد و ابزار اجرای منویات مدرن و تغییر ساختی را البته نه به سود زندگی اسلامی بلکه به سود همگون شدن با دنیای معاصر و نظم گفتار قدرت حاکم یعنی کفر جهانی و جهان مدرن قبول کند!!!!
سکوت در برابر وسوسهگران
در این فضای گفتوگو از گفتمانها و درباره دیدگاههای جریانهای مختلف فلسفی، سیاسی و... که موهبتی است و باید آن را در سراسر ایران بسط داد و به اهداف اصیل بدل کرد، ما علنا با این تحریف معنای انقلاب اسلامی روبهرو میشویم. همانقدر که مطالبه برای مبارزه با فساد، تبعیض و موانع فکری و عمل داخلی و خارجی تحقق اهداف خود انقلاب، امری معقول است، گردن نهادن به تحریف انقلاب و سوق یافتن به راه توسعه مدرن و مسیر دنیاگرایی و حذف فرمان خدا درهرگام زندگی فردی، اجتماعی و سیاسی، حرام بدیهی است. سکوت برابر استحالهای چنین وسوسهگر، به بهانه مرگ امر دینی درجهان معاصر کمک به وحدت نیست، خفه کردن گفتوگو و سخن مدافع حق است. سکوت برابر نگرش لائیک وسکولار مدرن و فکر کذاب ناممکنی حکومت اسلامی در وسع مسلمانان غلط است و پذیرش ولایت کفر مدرن و مدرنیت وعدم تقابل با ویرانگری و نفوذ و تصرفات نقشهمند کفر جهانی ونشر بیایمانی و بازگشت از آرمان انقلاب اسلامی و پذیرش خودخواسته ولایت طاغوت حرام در حرام است. این حرمتی واضح طبق عقل وفتوای قرآن حکیم، نبی و وصی وهمه اولیای معصوم علیهمالسلام وعالمان دین است.
بلندگوهای نشر انحراف
آزاد اندیشی ضمن آزادی تبیین حقیقت انقلاب و ارائه برهان انحرافات مدرنها هم هست و نباید هراسید. تقیه متعلق به اوضاع ماهوا متفاوت دیگر است و نامها و شهره بودن شخصیتی جهانی و داخلی کانت یا مارکس یا نیچه، فوکو یا هابرماس، کنت یا کینز یا گیدنز، نباید ما را متزلزل کنند. مخالفان و نخبگان علنی دشمن اسلام که جای خود دارند، حتی اگر یک عالم و یک مرجع بزرگوار علمی یا آقای بازرگان یا ظریف و...حامل نفی امکان امردینی ولو در حکمرانی باشند نقد و طرد علمی این نظر واجب است. من به عنوان محب اهل البیت علیهم السلام مثل هر دوستداررسولا... و علی امیرالمؤمنین و فاطمه الزهرا و دیگر ذریه معصوم رسول خدا و اولیاءا... دوستشان دارم ولی به عنوان یک تفکر یا سیاست اصلا نمیپذیرمشان. نباید اجازه دهیم یا گفتوگوهای گمراهکننده که حقیقت و اهداف اسلام و حیات دینی و انقلاب اسلامی را با نگاه چپ یا راست خود تحریف میکنند، مردم را گمراه سازند و سخن بیپاسخ بگویند یا به گمراهی عمل انقلابی بپردازند و نقد نشوند. این مقاومت حق اهل ایمان است. باید مفاهیم بشری مغایر معرفت قرآن و اهل بیت وحی را آزاداندیشانه فاش کرد و با شجاعت و بی واهمه دشنام و اتهام و استهزا نقد را ترویج نمود. وگرنه رسانه به بلندگوی نشر انحرافها و تحریفات دین و حقیقت تبدیل میشود.اکنون به وجوهی از مصداق وساوس و تحریفات فکری و فلسفی درقلمروفلسفه سیاسی ونفی حکومت اسلامی و عدم امکان امر دینی پاسخ میگوییم:
احمد میراحسان - گروه فرهنگ و رسانه
استقلال در نظامی دین محور
واقعا انقلاب اسلامی همان وعدههای مدرن نظام سیاسی و قدرت و نظم لیبرال دموکراسی یا سوسیال دموکراسی یا جامعه رفاه دوران امپریالیسم یا جامعه مصرفی سرمایه سالاری متأخر را سر داده بود؟ یا خواستار دستیابی به توسعه مدرن و آزادی فریبنده لیبرالی یا مالکیت خصوصی بیمهار یا مالکیت دولتی و اشتراکی کمونیستی یا انحلال در جهانی سازی سرمایهداری متأخر و جهان تکنولوژیک پساصنعتی و عصر هوش مصنوعی و جلوه فراانسانی و ربوبیت و پروردگاری دادن به هوش مصنوعی و دنیاگرایی بود و اینها را وعده داده بود؟ و خواست انقلاب را این امور جهان مدرن وپسامدرن اعلام کرده بود یا برعکس از همان ابتدا، دقیقا در ایستادگی علیه این فکرهای غلط محصول مدرنیته و کفر و ظلم و جهل جهانی قد علم کرد و با احیای توحید و ندای عبودیت و برافراشتن پرچم اسلام و مبارزه با جاهلیت و کفر و ظلم و سلطه استکباری نظام حاکم برجهان قد برافراشت؟ و برای استقلال و آزادی اسلامی در نظامی دین محور در وسع خود جهد و جهاد و ایثار کرد و کوشید درجهان طنین معرفت توحیدی را بگسترد و از سحر مدرنیته و اوهام فاسدش مردم را نجات دهد و حقیقت اسلام و دعوت به خدا و فرمان الهی اجرای قسط در حد توان و واقعیات ممکن را محقق سازد و با موانع تحقق این دادگری و آبادانی مردم دوستانه بستیزد و در مسیر قیام و حکومت وعدل جهانی قائم آل محمد(عج) گام بردارد وبرابر فساد داخلی وظلم ومحاربه کفر خارجی مقاومت کند و استحاله نشود و به رنگ ظلمات مدرن درنیاید و برای تشکیل جامعه سالم بنابه شریعت مقدس اسلام بکوشد. حقوق الهی انسان از زن و مرد و کودک و پیر و جوان و حقوق طبیعت و محیط زیست انسان را مراعات کند و نگذارد کفر و جهل به انواع حقوق الهی انسان اعم از حقوق و آزادی و اختیارات ایمانی و توحیدی و فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اخلاقی و علمی مردم و... تجاوز نماید.
اهداف انقلاب علیه استحاله ماهیت اسلامی
این تکلیفی تا پای جان است نه بقا به قیمت استحاله ماهیت اسلامی و انقلابی و مردمی جمهوری اسلامی و تسلیم به فرمانفرمایی مدرنیته و سلطه کفر و نظام مدرن بیخدایانهای که با وعده کاذب رفاه، آزادی، ترقی و... اساس حیاتی آدمیوار مردم و جوامع را نفی و آنان را برده نفس و شیطان میکند.حال با چنین معنای روشنی، انواع جریانات مدرن سوبژکتیو، وهمگرا، متافیزیکی، ماتریالیستی، سکولاریستی، پوزیتیویستی و ایدهآلیستی، از نگرههای فلسفی و فرهنگی تا سیاسی، اقتصادی، علمانی و اخلاقی، لیبرال یا کمونیستی، خواهان بردگی و پذیرش سرمایه رقابتی یا سرمایهسالاری تمرکزگرای دولتی، ظاهر میشوند و با کودتا، نفوذ، تروریسم، تحریم، دروغ، خونریزی، جنگ، کشتار، اغتشاش و البته بحث، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... از جمهوری اسلامی میخواهند دست از اسلام بکشد یا وانمود میکنند اهداف انقلاب و مردم همان خواستها و تفاسیر ایشان بوده و اسلام در اجرای آن شکست خورده یا طلب میکنند که جمهوری اسلامی استحاله شود و به نگرش و خواست اینان بپیوندد و ابزار اجرای منویات مدرن و تغییر ساختی را البته نه به سود زندگی اسلامی بلکه به سود همگون شدن با دنیای معاصر و نظم گفتار قدرت حاکم یعنی کفر جهانی و جهان مدرن قبول کند!!!!
سکوت در برابر وسوسهگران
در این فضای گفتوگو از گفتمانها و درباره دیدگاههای جریانهای مختلف فلسفی، سیاسی و... که موهبتی است و باید آن را در سراسر ایران بسط داد و به اهداف اصیل بدل کرد، ما علنا با این تحریف معنای انقلاب اسلامی روبهرو میشویم. همانقدر که مطالبه برای مبارزه با فساد، تبعیض و موانع فکری و عمل داخلی و خارجی تحقق اهداف خود انقلاب، امری معقول است، گردن نهادن به تحریف انقلاب و سوق یافتن به راه توسعه مدرن و مسیر دنیاگرایی و حذف فرمان خدا درهرگام زندگی فردی، اجتماعی و سیاسی، حرام بدیهی است. سکوت برابر استحالهای چنین وسوسهگر، به بهانه مرگ امر دینی درجهان معاصر کمک به وحدت نیست، خفه کردن گفتوگو و سخن مدافع حق است. سکوت برابر نگرش لائیک وسکولار مدرن و فکر کذاب ناممکنی حکومت اسلامی در وسع مسلمانان غلط است و پذیرش ولایت کفر مدرن و مدرنیت وعدم تقابل با ویرانگری و نفوذ و تصرفات نقشهمند کفر جهانی ونشر بیایمانی و بازگشت از آرمان انقلاب اسلامی و پذیرش خودخواسته ولایت طاغوت حرام در حرام است. این حرمتی واضح طبق عقل وفتوای قرآن حکیم، نبی و وصی وهمه اولیای معصوم علیهمالسلام وعالمان دین است.
بلندگوهای نشر انحراف
آزاد اندیشی ضمن آزادی تبیین حقیقت انقلاب و ارائه برهان انحرافات مدرنها هم هست و نباید هراسید. تقیه متعلق به اوضاع ماهوا متفاوت دیگر است و نامها و شهره بودن شخصیتی جهانی و داخلی کانت یا مارکس یا نیچه، فوکو یا هابرماس، کنت یا کینز یا گیدنز، نباید ما را متزلزل کنند. مخالفان و نخبگان علنی دشمن اسلام که جای خود دارند، حتی اگر یک عالم و یک مرجع بزرگوار علمی یا آقای بازرگان یا ظریف و...حامل نفی امکان امردینی ولو در حکمرانی باشند نقد و طرد علمی این نظر واجب است. من به عنوان محب اهل البیت علیهم السلام مثل هر دوستداررسولا... و علی امیرالمؤمنین و فاطمه الزهرا و دیگر ذریه معصوم رسول خدا و اولیاءا... دوستشان دارم ولی به عنوان یک تفکر یا سیاست اصلا نمیپذیرمشان. نباید اجازه دهیم یا گفتوگوهای گمراهکننده که حقیقت و اهداف اسلام و حیات دینی و انقلاب اسلامی را با نگاه چپ یا راست خود تحریف میکنند، مردم را گمراه سازند و سخن بیپاسخ بگویند یا به گمراهی عمل انقلابی بپردازند و نقد نشوند. این مقاومت حق اهل ایمان است. باید مفاهیم بشری مغایر معرفت قرآن و اهل بیت وحی را آزاداندیشانه فاش کرد و با شجاعت و بی واهمه دشنام و اتهام و استهزا نقد را ترویج نمود. وگرنه رسانه به بلندگوی نشر انحرافها و تحریفات دین و حقیقت تبدیل میشود.اکنون به وجوهی از مصداق وساوس و تحریفات فکری و فلسفی درقلمروفلسفه سیاسی ونفی حکومت اسلامی و عدم امکان امر دینی پاسخ میگوییم:
احمد میراحسان - گروه فرهنگ و رسانه




