جنایت در باغ به خاطر عشق قدیمی
مرد جوان وقتی فهمید همسرسابقش به یک مهمانی درباغی درجنوب تهران رفته، صاحب باغ را با شلیک گلوله کشت.متهم در دادگاه کیفری به تشریح ماجرا پرداخت و اولیایدم برای او قصاص خواستند.
صدای شلیکهای گلوله، پریدن مردی از روی دیوار باغ به خیابان وچند دقیقه بعد ویراژهای خودروی۲۰۶ در کوچهباغهای جنوب تهران، همه از حادثهای تلخ خبر میداد اما شامگاه سرد بهمن سال۱۴۰۱، کسی به آن شک نکرد تا سهگانه یک جنایت رقم بخورد. خودروی۲۰۶مقابل بیمارستانی توقف کرد وزن جوانی ازآن پیاده شد و نگاهی به اطراف انداخت. وقتی مطمئن شد آن اطراف خلوت است، درعقب را بازکرد و به سختی پیکر غرق درخون مردی را از روی صندلی عقب خودرو پایین کشید، او را کنار خیابان رها کرد و دوباره سوار شد و پایش را روی گاز فشار داد و دور شد. عابری با دیدن پیکر مرد جوان موضوع را به حراست بیمارستان خبر داد و خیلی زود مرد جوان به اتاق احیا منتقل شد اما تلاشها برای نجاتش بینتیجه بود. با مرگ مرد جوان، ماجرا رنگ و بوی جنایی گرفت و مأموران خود را به بیمارستان رسانده و تحقیقات را آغاز کردند. بررسیهای اولیه نشان داد سه گلوله از فاصله نزدیک به مقتول شلیک شده و خونریزی باعث مرگ او شده بود. هویت مقتول به نام پدرام شناسایی شد و مأموران برای رازگشایی از قتل او، فیلم دوربینهای مداربسته بیمارستان را بازبینی کردند. بررسی فیلمها نشان داد زنی پژوسوار پیکر پدرام را مقابل بیمارستان رها کرده و گریخته بود. پلاک پژو ردزنی شد و هویت مالکش به نام سارا شناسایی شد. خانه سارا در حوالی بیمارستان شناسایی و دستگیر شد. زن جوان در تحقیقات، جزئیات قتل پدرام را فاش کرد و شوهر صیغهای سابق خود به نام سهیل را بهعنوان قاتل معرفی کرد.
سارا در تشریح ماجرا گفت: «سالها صیغه سهیل بودم و با او زندگی میکردم. چند ماه قبل مدت صیغهمان تمام شد و دیگر آن را تمدید نکردیم. در این مدت با پدرام آشنا شدم و او شب حادثه من را به مهمانی در باغش دعوت کرد. به آنجا رفتم که ناگهان سهیل هم به باغ آمد و به اشتباه تصور کرد من با پدرام ارتباط دارم و او را با شلیک گلوله کشت و فرار کرد. بهسختی پیکر پدرام را سوار ماشین کرده و مقابل بیمارستان برده و رها کردم. فکر نمیکردم آنجا دوربین داشته باشد و پلیس ردم را بزند.
پس از این اعترافات، مأموران سهیل را دستگیر کردند که در تحقیقات به قتل اعتراف کرد و به بازسازی صحنه جرم پرداخت. با تکمیل تحقیقات، پرونده برای محاکمه به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. در جلسه دادگاه اولیایدم برای متهم درخواست قصاص کردند. مادر مقتول گفت: این مرد پسرم را بیگناه کشت و باید قصاص شود و حاضر به بخشش او نیستم.
رئیس دادگاه سپس اتهام قتل عمد، حمل و استفاده از سلاح گرم و جراحت غیرمنتهی به مرگ را به سهیل تفهیم کرد و از او خواست از خود دفاع کند.
زندانی ۴۵ ساله وقتی مقابل قضات ایستاد با قبول اتهامش گفت: ۱۳ سال قبل با سارا آشنا شده و صیغه خوانده بودیم. سه ماه قبل از قتل دیگر صیغهنامه را تمدید نکردیم اما او همچنان در خانه من زندگی میکرد. چند روزی بود به رفتارش مشکوک شده بودم. حس میکردم با مرد دیگری آشنا شده و قصد دارد صیغه او شود. روز حادثه وقتی از خانه بیرون رفت، تعقیبش کردم تا اینکه وارد باغی شد. از بالای دیوار وارد باغ شدم. آنجا مهمانی بود. سهیل که صاحب باغ بود وقتی مرا دید با قمه به سمتم حمله کرد که ابتدا یک تیر به سمت زمین شلیک کردم و بعد اسلحه را سمت او گرفتم و دوباره تیراندازی کردم. وقتی سهیل روی زمین افتاد، از ترس فرار کردم. از اولیای دم درخواست بخشش دارم. من عاشق سارا بودم و هنوز هم در خانه من زندگی میکند. پس از آخرین دفاعیات متهم و وکیلمدافعش، قضات وارد شور شده تا حکم پرونده را صادر کنند.
سارا در تشریح ماجرا گفت: «سالها صیغه سهیل بودم و با او زندگی میکردم. چند ماه قبل مدت صیغهمان تمام شد و دیگر آن را تمدید نکردیم. در این مدت با پدرام آشنا شدم و او شب حادثه من را به مهمانی در باغش دعوت کرد. به آنجا رفتم که ناگهان سهیل هم به باغ آمد و به اشتباه تصور کرد من با پدرام ارتباط دارم و او را با شلیک گلوله کشت و فرار کرد. بهسختی پیکر پدرام را سوار ماشین کرده و مقابل بیمارستان برده و رها کردم. فکر نمیکردم آنجا دوربین داشته باشد و پلیس ردم را بزند.
پس از این اعترافات، مأموران سهیل را دستگیر کردند که در تحقیقات به قتل اعتراف کرد و به بازسازی صحنه جرم پرداخت. با تکمیل تحقیقات، پرونده برای محاکمه به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. در جلسه دادگاه اولیایدم برای متهم درخواست قصاص کردند. مادر مقتول گفت: این مرد پسرم را بیگناه کشت و باید قصاص شود و حاضر به بخشش او نیستم.
رئیس دادگاه سپس اتهام قتل عمد، حمل و استفاده از سلاح گرم و جراحت غیرمنتهی به مرگ را به سهیل تفهیم کرد و از او خواست از خود دفاع کند.
زندانی ۴۵ ساله وقتی مقابل قضات ایستاد با قبول اتهامش گفت: ۱۳ سال قبل با سارا آشنا شده و صیغه خوانده بودیم. سه ماه قبل از قتل دیگر صیغهنامه را تمدید نکردیم اما او همچنان در خانه من زندگی میکرد. چند روزی بود به رفتارش مشکوک شده بودم. حس میکردم با مرد دیگری آشنا شده و قصد دارد صیغه او شود. روز حادثه وقتی از خانه بیرون رفت، تعقیبش کردم تا اینکه وارد باغی شد. از بالای دیوار وارد باغ شدم. آنجا مهمانی بود. سهیل که صاحب باغ بود وقتی مرا دید با قمه به سمتم حمله کرد که ابتدا یک تیر به سمت زمین شلیک کردم و بعد اسلحه را سمت او گرفتم و دوباره تیراندازی کردم. وقتی سهیل روی زمین افتاد، از ترس فرار کردم. از اولیای دم درخواست بخشش دارم. من عاشق سارا بودم و هنوز هم در خانه من زندگی میکند. پس از آخرین دفاعیات متهم و وکیلمدافعش، قضات وارد شور شده تا حکم پرونده را صادر کنند.




