نگاهی به مستند منوجان و مورچگانش
آموزش تماشا
درهمین روزنامه فخیمهمان جامجم، زمانی درباره آن چند مستندی قلم چرخید که با غواصی در خلیج همیشه فارس و ژرفاپویی و به تصویرکشیدن (جانوران=) هستیورانش کوشیدند چشممان را به زیباییها و یگانگیهای آبهای نیلگون جنوب وطن خیره سازند اما به دلیلی بنیادین و اساسی، توفیقی که باید نداشتند متأسفانه هنوز هم درباره بسیاری مستندهای وطنی صدق میکند و به قول بزرگان: بهجا مینشیند!
مستندهایی که باید تماشایی باشند وفلسفه ساختن و پدیدآوردنشان برای تماشای آنهاست اما...ازاین رویای تماشایی بودن تا رسیدن به اثری دیدنی و ارائه کاری دیدهشدنی به مخاطبان، واقعا اگر و اما و باید و شاید چندانی در میان نیست. راز مهم در چنین حرفهای، بیگمان، چشم تماشا داشتن است.اما اگر چشم تماشای ویژه نداریم یا اگر در تصویربرداری و به ویژه فیلمبرداری مستند، نگاهمان ویژه و یگانه نیست، اگر از افق تازه و قبلا دیدهنشدهای به هستی و موجودات خدا نمینگریم و اگر دوربینمان آن مایه و بینش را ندارد تا مخاطبان را به دیدن مناظر طبیعت از سمت و سویی مهمان کند که سابقه نداشته و اگر... و... اگر... دستکم میتوانیم خوب دیدن و درست تماشاکردن و دقیق چشمدوختن و خاص نگریستن را با تماشای دقیق مستندهای برتر جهان و تحلیل و بررسی ویژگیهای دیداری و تماشاییشان بازبیاموزیم و از این رهگذر به تمرین دیدن بپردازیم!
دوربین یعنی چشمی که میبیند وما از دریچه چشمی دوربین از افق بینش و ادراک بصری فیلمبردار به تماشای هستی و آفرینشهای خدا میرویم. در میراث گرانسنگ فرهنگ وادبیات ما تا بینهایت توجه به دیدن ودرستدیدن و چشم ژرفبین و...تاکید شده. سنایی، خاقانی، حافظ، مولوی،عطار و بیشمار بزرگان ما:چشم عبرتبین،دیده اعتبار،چشم عبرتآموزو...همچنین چگونگی و ویژگیهایش بهعنوان یکی از محورهای عمده کمالطلبی و خویشکاری یعنی پرورش فضایل خویشتن همواره مورد تاکید و یادآوری بوده است.
پیش از هرگونه نقد و چکشزنی و سنجهکردن کم وکیف مستند خانگی آشنایی با حیاتوحش منوجان، بیریا و راست بگویم که بخش آشنایی با مورچگان منوجان، تماشایی ازکاردرآمده به گونهای که مخاطبش را یک ساعت با اشتیاق و حظ تمام، پای تلویزیون مینشاند و در این روند تماشایی از همراهی مخاطب کمنمیآورد. به دیگر عبارت، مخاطب از مستند خسته نمیشود. این بخش، داستانی دیدنی به دستآورده و اگر به چند پیشنهاد و ملاحظه عنایت داشت، بیش از اینها قابل دفاع و البته عرضه برای مخاطبان جهان بود. در مستند آشنایی با زندگی مورچگان منوجان کاش پدیدآورنده به محل اشاره میکرد. هیچ اشارهای که منوجان کجاست در تیتراژ نیست! (منطقهای در پاییندست کرمان). چگونه دیدن به راستی هنر است.نگریستن و درستنگریستن به نشانههای خدا در طبیعت از آموزههای قرآن است؛ نکتهای که غرب به خوبی آن را آموخته وچنان به طبیعت و راز و رمزش مینگرد و این نگریستن را با مخاطبان در میان میگذارد که ناگزیر از تحسین دستاورد تماشاییشان میشویم. مثلا مستندهای آتنورو یا دیوید سوزوکی به مخاطبانشان (بدون کلمات و فقط با درست و هنرمندانه «نشاندادن») میقبولانند که هر جانوری ازکوچک تا بزرگ به همین اندازه ما، حق زندگی در زمین ومحیط مناسبش را دارد؛ همانند ما انسانها شایسته احترام و توجه است و تجاوز به حریم زندگیشان نارواست؛ همچنان که خود ما ستم را برنمیتابیم.
علی مظاهری | روزنامهنگاردوربین یعنی چشمی که میبیند وما از دریچه چشمی دوربین از افق بینش و ادراک بصری فیلمبردار به تماشای هستی و آفرینشهای خدا میرویم. در میراث گرانسنگ فرهنگ وادبیات ما تا بینهایت توجه به دیدن ودرستدیدن و چشم ژرفبین و...تاکید شده. سنایی، خاقانی، حافظ، مولوی،عطار و بیشمار بزرگان ما:چشم عبرتبین،دیده اعتبار،چشم عبرتآموزو...همچنین چگونگی و ویژگیهایش بهعنوان یکی از محورهای عمده کمالطلبی و خویشکاری یعنی پرورش فضایل خویشتن همواره مورد تاکید و یادآوری بوده است.
پیش از هرگونه نقد و چکشزنی و سنجهکردن کم وکیف مستند خانگی آشنایی با حیاتوحش منوجان، بیریا و راست بگویم که بخش آشنایی با مورچگان منوجان، تماشایی ازکاردرآمده به گونهای که مخاطبش را یک ساعت با اشتیاق و حظ تمام، پای تلویزیون مینشاند و در این روند تماشایی از همراهی مخاطب کمنمیآورد. به دیگر عبارت، مخاطب از مستند خسته نمیشود. این بخش، داستانی دیدنی به دستآورده و اگر به چند پیشنهاد و ملاحظه عنایت داشت، بیش از اینها قابل دفاع و البته عرضه برای مخاطبان جهان بود. در مستند آشنایی با زندگی مورچگان منوجان کاش پدیدآورنده به محل اشاره میکرد. هیچ اشارهای که منوجان کجاست در تیتراژ نیست! (منطقهای در پاییندست کرمان). چگونه دیدن به راستی هنر است.نگریستن و درستنگریستن به نشانههای خدا در طبیعت از آموزههای قرآن است؛ نکتهای که غرب به خوبی آن را آموخته وچنان به طبیعت و راز و رمزش مینگرد و این نگریستن را با مخاطبان در میان میگذارد که ناگزیر از تحسین دستاورد تماشاییشان میشویم. مثلا مستندهای آتنورو یا دیوید سوزوکی به مخاطبانشان (بدون کلمات و فقط با درست و هنرمندانه «نشاندادن») میقبولانند که هر جانوری ازکوچک تا بزرگ به همین اندازه ما، حق زندگی در زمین ومحیط مناسبش را دارد؛ همانند ما انسانها شایسته احترام و توجه است و تجاوز به حریم زندگیشان نارواست؛ همچنان که خود ما ستم را برنمیتابیم.
تیتر خبرها




