ما و آزادههای جهان شما همه!
بستن راههای ورود آب و غذا و دارو، کشتار زنان و کودکان، هلهله و شادی صهیونیستها بر سر جنازهها؛ همهچیز برایتان آشنا نیست؟ آنچه که امروز در غزه رخ میدهد، شباهت بسیار زیادی به وقایع کربلا دارد، حتی شبیه به آنچه که 30 سال پیش بر سر مردم مسلمان بوسنی آمد.
انگار که واقعا تاریخ در حال تکرار است و ما با یک کربلای مجسم و سیاهترین نقطه تاریخ مواجهیم. برای اینکه بدانیم ما در کجای این تاریخ ایستادهایم، کافی است بیشتر بدانیم، بیشتر ببینیم، بیشتر حضور داشته باشیم و کمتر فراموش کنیم؛ فقط همین!
مارشمیرااواسط تیرماه هرسال، سرزبانهامیافتد؛یک راهپیمایی برای بزرگداشت آزادی بوسنی، شهدای سالهای دور و محکومکردن ظلم همه ظالمان جهان که انگار تمامی ندارند.از ۵ آوریل ۱۹۹۲ تا ۱۴ دسامبر ۱۹۹۵، جنگی باورنکردنی میان بوسنی و هرزگوین، کرواسی و صربستان جریان داشت و طی آن صربهای بوسنی، اقوام مختلف بوسنی ازجمله مسلمانان را قتلعام کردند. در این میان و در جولای سال ۹۵، سقوط شهر سربرنیتسای بوسنی و قتل بیشتر از 8000 ساکن این شهر مسلماننشین توسط ارتش جمهوری صرب بوسنی، آن را به یکی از بزرگترین نسلکشیهای اروپا تبدیل کرد. واقعهای که امروز بهخاطر آن مارشمیرا راه افتاده است؛ یک راهپیمایی صلح که برای گرامیداشت شهدای این نسلکشی و جنگ تاریخی برگزار میشود. در سالهای اول، تنها خود بوسنیها در این راهپیمایی شرکت کردند و با گذشت زمان، آدمهایی از مناطق مختلف جهان هم در این مراسم حاضر شدند؛ آنقدر که حالا نزدیک به هفت سال است ایرانیها هم خودشان را به این پیادهروی علیه این ظلم تاریخی میرسانند. جنبش، مراسم و بزرگداشتی برای رساندن صدای مظلومیت مسلمانان بوسنی به گوش جهانیان؛ همانطور که اربعین و قدس و ... از مظلومین جهان میگویند.
ما کجای این تاریخ ایستادهایم؟
«تاریخ مدام در حال تکرار است و اتفاقا که این تکرار باعث میشود تو بهراحتی بتوانی جایگاه حق و باطل را تشخیص بدهی.» این را منصوره مصطفیزاده، فعال فرهنگی حاضر در مراسم راهپیمایی مارشمیرای امسال بوسنی میگوید که معتقد است که این تکرار باعث میشود تو به مرور متوجه شوی که باطل در چه شکل نمایان میشود، با چه ابزارهایی، با چه روشی و این شکل و ابزارها و روشها آنقدر تکرار میشود که اگر من سه تای آنها را ببینم، حتما در بار چهارم بهراحتی آن را تشخیص میدهم: «میدانید؟ دانستن هرچهبیشتر تاریخ، این دید کلان را به تو میدهد که بتوانی بهراحتی خطوط میان حق و باطل را پر رنگتر از هر وقت دیگری ببینی.» و شاید برای همین است که مرور تاریخ، دانستناش، خواندن و شنیدنش برای همه آدمها، از کودکان و نوجوانان تا جوانان و بزرگسالان توصیه میشود؛ دانستن تاریخ، قضاوت و تشخیص وقایع پیشرو را برای هرکسی آسانتر از قبل میکند. اما در این میان، فارغ از خواندن و شنیدن، از معجزه دیدن و حضور هم نباید غافل شد؛ حضور در راهپیمایی اربعین، قدس و حتی مارشمیرا، همان کاری را میکند که باید: «کسی که تجربه حضور درراهپیمایی اربعین راداشته است، نمیتواند از آن احساس شگفتانگیزی که بعد از دیدن این حجم از شیعیان و محبان اباعبدا...بهدستمیآورد،بهراحتی بگذرد؛ نمیتواند کتمان کندکه ازدیدن این جمعیت عظیم از محبان حسینبنعلی چقدربه وجد آمده است.»مصطفیزاده ازآن احساس آرامش وشعفی میگویدکه بعد ازدیدن تنوع آدمها در راهپیمایی مارشمیرا تجربه کرده است:«شاید برخی از آدمها فکرکنند که ایبابا؛ ما چون اینجا هستیم، چون در خاورمیانه هستیم و شاید چون مسلمانیم، تنها کسانی هستیم که اتفاقات غزه برایمان مهم است درحالیکه حضور در مراسمی مانند مارشمیرا نشانمان میدهد اصلا اینطور نیست! یکی از آلمان آمده، یکی از جنوب آسیا؛ یکی با بچه آمده، دیگری تنها و بدون هیچ همراهی! یکی موتورسوار است و دیگری با ماشین شخصیاش اینجا حضور پیدا کرده است. درواقع آنقدر آدمهای متنوع با ظاهرها، دینها، ملیتها، چهرهها و تفکرهای متفاوت در مراسمی علیه ظلم شرکت میکنند که متوجه خواهی شد حمایت از حق و برخاستن علیه ظالم، ویژگی همه آدمها با هر رنگ پوستی و در هرجای این دنیاست.» او ادامه میدهد که حضور در چنین جمعهایی، این باور را در وجودمان قوی میکند که ما خیلی زیادیم، ما زورمان خواهد رسید و ما در طرف درست تاریخ ایستادهایم. حسی مشترک که در هر مراسمی علیه ظلم آن را تجربه خواهیم کرد؛ میخواهد راهپیمایی اربعین باشد، میخواهد قدس و میخواهد مارشمیرا.
داغی که سرد نمیشود
زمان که میگذرد اما چیزی از داغی که در بر دل داغدیدههای تاریخ مانده است کم نمیکند. بعد از گذشت بیش از 30 سال، هنوز هم گورهای دستهجمعی در سربرنیتسای بوسنی پیدا میشود و هنوز هم خانوادههای بسیاری هستند که اجساد عزیزانشان پیدا نشده است و خب، مگر گذشت زمان، از پس چنین اتفاقاتی برمیآید؟ مگر میتواند خاطرات آن سالهای جنگ و کشتار و تجاوز را از یادهای اهالی ببرد؟ اصلا مگر داغ دل شیعیان از ظلمی که بر حسینبنعلی رفت، کم شده است؟ مگر کسی میتواند تن و بدن لرزان آن پسربچهای که با صدای انفجار در غزه از خواب پرید را از یاد ببرد؟ آن دختر دوسالهای که ویدئوی بیدارشدن ناگهانیاش از خواب دست به دست میچرخد، فراموششدنی است؟ مگر آن التماسهای پسر10سالهای که ازپدرش میخواهدبه زخم پایش دست نزند یادمان میرود؟ مگر چهره آن مادری که فرزندشیرخواره بیجانش را در آغوش گرفته و خودش را به اینطرف و آنطرف میکشد فراموش میشود؟ و این ظلمهای فراموشنشدنی، همان مسئولیت اجتماعی همه ما است که برای ایستادن در برابر ظالم به آن نیاز داریم؛ که با هر زبانی، با هر ابزاری، با هر حضوری و با هر کلمهای، تاریخ را برای آدمها، برای بچههایمان، برای نوجوانهایمان مرور کنیم.
نرگس خانعلیزاده - گروه جامعه
مارشمیرااواسط تیرماه هرسال، سرزبانهامیافتد؛یک راهپیمایی برای بزرگداشت آزادی بوسنی، شهدای سالهای دور و محکومکردن ظلم همه ظالمان جهان که انگار تمامی ندارند.از ۵ آوریل ۱۹۹۲ تا ۱۴ دسامبر ۱۹۹۵، جنگی باورنکردنی میان بوسنی و هرزگوین، کرواسی و صربستان جریان داشت و طی آن صربهای بوسنی، اقوام مختلف بوسنی ازجمله مسلمانان را قتلعام کردند. در این میان و در جولای سال ۹۵، سقوط شهر سربرنیتسای بوسنی و قتل بیشتر از 8000 ساکن این شهر مسلماننشین توسط ارتش جمهوری صرب بوسنی، آن را به یکی از بزرگترین نسلکشیهای اروپا تبدیل کرد. واقعهای که امروز بهخاطر آن مارشمیرا راه افتاده است؛ یک راهپیمایی صلح که برای گرامیداشت شهدای این نسلکشی و جنگ تاریخی برگزار میشود. در سالهای اول، تنها خود بوسنیها در این راهپیمایی شرکت کردند و با گذشت زمان، آدمهایی از مناطق مختلف جهان هم در این مراسم حاضر شدند؛ آنقدر که حالا نزدیک به هفت سال است ایرانیها هم خودشان را به این پیادهروی علیه این ظلم تاریخی میرسانند. جنبش، مراسم و بزرگداشتی برای رساندن صدای مظلومیت مسلمانان بوسنی به گوش جهانیان؛ همانطور که اربعین و قدس و ... از مظلومین جهان میگویند.
ما کجای این تاریخ ایستادهایم؟
«تاریخ مدام در حال تکرار است و اتفاقا که این تکرار باعث میشود تو بهراحتی بتوانی جایگاه حق و باطل را تشخیص بدهی.» این را منصوره مصطفیزاده، فعال فرهنگی حاضر در مراسم راهپیمایی مارشمیرای امسال بوسنی میگوید که معتقد است که این تکرار باعث میشود تو به مرور متوجه شوی که باطل در چه شکل نمایان میشود، با چه ابزارهایی، با چه روشی و این شکل و ابزارها و روشها آنقدر تکرار میشود که اگر من سه تای آنها را ببینم، حتما در بار چهارم بهراحتی آن را تشخیص میدهم: «میدانید؟ دانستن هرچهبیشتر تاریخ، این دید کلان را به تو میدهد که بتوانی بهراحتی خطوط میان حق و باطل را پر رنگتر از هر وقت دیگری ببینی.» و شاید برای همین است که مرور تاریخ، دانستناش، خواندن و شنیدنش برای همه آدمها، از کودکان و نوجوانان تا جوانان و بزرگسالان توصیه میشود؛ دانستن تاریخ، قضاوت و تشخیص وقایع پیشرو را برای هرکسی آسانتر از قبل میکند. اما در این میان، فارغ از خواندن و شنیدن، از معجزه دیدن و حضور هم نباید غافل شد؛ حضور در راهپیمایی اربعین، قدس و حتی مارشمیرا، همان کاری را میکند که باید: «کسی که تجربه حضور درراهپیمایی اربعین راداشته است، نمیتواند از آن احساس شگفتانگیزی که بعد از دیدن این حجم از شیعیان و محبان اباعبدا...بهدستمیآورد،بهراحتی بگذرد؛ نمیتواند کتمان کندکه ازدیدن این جمعیت عظیم از محبان حسینبنعلی چقدربه وجد آمده است.»مصطفیزاده ازآن احساس آرامش وشعفی میگویدکه بعد ازدیدن تنوع آدمها در راهپیمایی مارشمیرا تجربه کرده است:«شاید برخی از آدمها فکرکنند که ایبابا؛ ما چون اینجا هستیم، چون در خاورمیانه هستیم و شاید چون مسلمانیم، تنها کسانی هستیم که اتفاقات غزه برایمان مهم است درحالیکه حضور در مراسمی مانند مارشمیرا نشانمان میدهد اصلا اینطور نیست! یکی از آلمان آمده، یکی از جنوب آسیا؛ یکی با بچه آمده، دیگری تنها و بدون هیچ همراهی! یکی موتورسوار است و دیگری با ماشین شخصیاش اینجا حضور پیدا کرده است. درواقع آنقدر آدمهای متنوع با ظاهرها، دینها، ملیتها، چهرهها و تفکرهای متفاوت در مراسمی علیه ظلم شرکت میکنند که متوجه خواهی شد حمایت از حق و برخاستن علیه ظالم، ویژگی همه آدمها با هر رنگ پوستی و در هرجای این دنیاست.» او ادامه میدهد که حضور در چنین جمعهایی، این باور را در وجودمان قوی میکند که ما خیلی زیادیم، ما زورمان خواهد رسید و ما در طرف درست تاریخ ایستادهایم. حسی مشترک که در هر مراسمی علیه ظلم آن را تجربه خواهیم کرد؛ میخواهد راهپیمایی اربعین باشد، میخواهد قدس و میخواهد مارشمیرا.
داغی که سرد نمیشود
زمان که میگذرد اما چیزی از داغی که در بر دل داغدیدههای تاریخ مانده است کم نمیکند. بعد از گذشت بیش از 30 سال، هنوز هم گورهای دستهجمعی در سربرنیتسای بوسنی پیدا میشود و هنوز هم خانوادههای بسیاری هستند که اجساد عزیزانشان پیدا نشده است و خب، مگر گذشت زمان، از پس چنین اتفاقاتی برمیآید؟ مگر میتواند خاطرات آن سالهای جنگ و کشتار و تجاوز را از یادهای اهالی ببرد؟ اصلا مگر داغ دل شیعیان از ظلمی که بر حسینبنعلی رفت، کم شده است؟ مگر کسی میتواند تن و بدن لرزان آن پسربچهای که با صدای انفجار در غزه از خواب پرید را از یاد ببرد؟ آن دختر دوسالهای که ویدئوی بیدارشدن ناگهانیاش از خواب دست به دست میچرخد، فراموششدنی است؟ مگر آن التماسهای پسر10سالهای که ازپدرش میخواهدبه زخم پایش دست نزند یادمان میرود؟ مگر چهره آن مادری که فرزندشیرخواره بیجانش را در آغوش گرفته و خودش را به اینطرف و آنطرف میکشد فراموش میشود؟ و این ظلمهای فراموشنشدنی، همان مسئولیت اجتماعی همه ما است که برای ایستادن در برابر ظالم به آن نیاز داریم؛ که با هر زبانی، با هر ابزاری، با هر حضوری و با هر کلمهای، تاریخ را برای آدمها، برای بچههایمان، برای نوجوانهایمان مرور کنیم.
نرگس خانعلیزاده - گروه جامعه
تیتر خبرها




