تشبیهِ غزه با کربلا؛ سهل و ممتنع!
نوحه بر غزه و مقایسهاش با کربلا، برخی میراثگرایان را نگران کرده است! متوقفکردن عاشورا در سال ۶۱ هجری و دفن کربلا در کربلا هم عدهای از انقلابیان را برآشفته است! و باز دعوا و برچسب «افراطیها/ هیأت سکولار» و...رونق گرفته است!
ادعا: نه کسی با اهلبیت علیهمالسلام قابل مقایسه است (لا یقاس بآل محمد(ص) من هذه الأمة أحد) و نه هیچروزی -حتی شهادت ائمه اطهار- در عظمت مصیبت، روز حسین علیهالسلام میشود (لا یوم کیوم الحسین)؛ لکن غزه، کربوبلای حسین(ع) را ارث برده است!
آیا مقایسهناپذیری کسی با امیرالمؤمنین علیهالسلام مجوز است که حکومت و حکمرانیای غیرعلوی اختیار کند؟!
اینکهعظمت مصیبت هیچکس به«رتبه»مصائب حسین(ع)نمیرسد، آیامجوزاست که تشابه وتشبه به او(با مقیاسکردنش)واجب نباشد؟!
حسین(ع) بلندترین «قله» فداکاری برای خداست که هم «دامنه» پیروان را بالا کشیده و هم «سلسلهجبال» تأسی و تشبه در قبل و بعد از خود را موجب شده است!
پیامبرانی که پیش از او گذرشان به کربلا افتاده و پیشامد و خونآمدی به خود دیدهاند؛ از خدایشان شنیدند که: «فسال دمُک مؤافقة لدمه»: خونت برای تشبه به خون حسین(ع) جاری شد!
عجب از کسانی که قمهزنی با دستان خود - بدون هیچ نص شرعی- را تشبه به شمشیرها بر حسین(ع) میشمارند اما تشبه و تشابهخواندن خونهای ریختهشده تأسیکنندگان به حسین(ع) را مقابل یزیدهای زمان، برنمیتابند!
برخلاف مبنای فقهی توقیفی بودن شعائر، خودزنی با قمه را تشبه به حسین(ع) میشمارند اما بر مبنای وجوب تأسی به سید مظلومان و شهید و کشته دادن زنان و فرزندان، تشبه به امامِ شهید نمیدانند؟!!
وقتی پوست سر و صورت اسماعیل صادقالوعد را کندند، در پاسخ به فرشتهای که برای مدد آمده بود گفت: لی أسوة بما یصنع بالحسین(ع): برای من تأسی به آن چیزی است که با حسین(ع) میکنند!
اسماعیل به عظمت مصیبت حسین(ع) نرسید اما اگر به کربوبلای حسین(ع) هیچ شباهتی نیافته، پس تأسی چه معنا دارد؟!
ابوذر غفاری وقتی در غربت و تنهایی در تقابل با جریان استئثار (ویژهخواری أموی) و استبداد به تبعید رفت، تبعیدش را با روز حسین(ع) مقایسه کرد و دوستان اندکش را چنین تسلی داد: ما أیسر هذا ولکن کیف أنتم إذ قتل الحسین(ع) قتلا وا... لایکون فی الإسلام بعد قتل الحسین أعظم قتلا منه : این (تبعید و غربت) آسان است اما شما چه میکنید وقتی حسین(ع) را آنگونه بکُشند یا ذبح کنند؟! به خدا قسم قتلی بزرگتر از آن در اسلام نیست.
حافظان میراث جا دارد نگران باشند تا کسی در«رتبه» با اهلبیت(ع) و «روزی درعظمت مصیبت» باروزحسین(ع) مقایسه نشود؛ چون آن مصیبتِ عظما در عالم بالا هم اثر کرده -به حسب روایات صحیح- و آسمان و زمین وهمه مخلوقات بر آن گریستهاند!
امتدادبخشی به میراث هم جای نگرانی دارد تا مباداحسین(ع)در۶۱هجری دفن شود و الگو و بالطبع «شبیهساز» نشود!
که وگرنه؛ گریهکنان امروز با گریهکنان روز عاشورا بر تلی در همان کربلا و در حال نظاره بر کشتهشدن حسین(ع) فرقی نمیکنند!
از همینرو بود که شهید مطهری فریاد میکرد «شمر زمانت را بشناس» و رهبر انقلاب اسلامی از «کربلای غزه» میگوید و امام موسی صدر در کتاب ارزشمند «سفر شهادت» بین عاشورا و فلسطین پیوند میزند.
امام رضا علیهالسلام در روایت معروف «ریان بن شبیب» هردونگرانی را برایمان بهزیبایی جمع کرده است:«إن یوم الحسین اقرح جفوننا و اسبل دموعنا و اذل عزیزنا بأرض کرب و بلاء و اورثنا الکرب و البلاء إلی یوم الانقضاء»
روز حسین(نه روزها و مصائب دیگر) است که پلکهای مارامجروح و سیل اشک ازچشمان ما جاری کرده است[همان لقد عظمت الرزیه و جلت و عظمت المصیبه]
اما هم او در ادامه میفرماید: به ما «کرب و بلا» تا روز انقضای(فرج) ارث داده شده است!
یعنی همان مضمون: کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا (که سخن مشهوری است و روایت نیست).
این کرب وبلا،«ارث»حسین برحسینیان است؛همان کرب وبلاست تاارثبودن درست باشد؛لذا شبیه خواندنش انحراف ازمیراث نیست.
تا وقتی وارث حسین(عج) در مرتبه غیبت و «الذین استضعفوا» است، فرج و گشایش برای مظلومان و مستضعفان نیست و آنها در کرب و بلایند.غزه به این معنا، چرا کربوبلای حسین(ع) نباشد؟! ملتی که در مقابل ضَیم (ظلمِ ننگآمیز) ایستاده، به سید اهل إبای از ضیم -یعنی حسین بن علی- تأسی کرده است.
این نکته سهل و ممتنعِ تشبیه غزه با کربلاست!
آنچه غزه از مصیبت میبیند، ارث کربوبلای ننگناپذیری حسین(ع) است؛ ولو هیچروزی در «رتبه»، روز حسین در «عظمت مصیبت» نمیشود!
حجتالاسلام محسن قنبریان - پژوهشگر مذهبیآیا مقایسهناپذیری کسی با امیرالمؤمنین علیهالسلام مجوز است که حکومت و حکمرانیای غیرعلوی اختیار کند؟!
اینکهعظمت مصیبت هیچکس به«رتبه»مصائب حسین(ع)نمیرسد، آیامجوزاست که تشابه وتشبه به او(با مقیاسکردنش)واجب نباشد؟!
حسین(ع) بلندترین «قله» فداکاری برای خداست که هم «دامنه» پیروان را بالا کشیده و هم «سلسلهجبال» تأسی و تشبه در قبل و بعد از خود را موجب شده است!
پیامبرانی که پیش از او گذرشان به کربلا افتاده و پیشامد و خونآمدی به خود دیدهاند؛ از خدایشان شنیدند که: «فسال دمُک مؤافقة لدمه»: خونت برای تشبه به خون حسین(ع) جاری شد!
عجب از کسانی که قمهزنی با دستان خود - بدون هیچ نص شرعی- را تشبه به شمشیرها بر حسین(ع) میشمارند اما تشبه و تشابهخواندن خونهای ریختهشده تأسیکنندگان به حسین(ع) را مقابل یزیدهای زمان، برنمیتابند!
برخلاف مبنای فقهی توقیفی بودن شعائر، خودزنی با قمه را تشبه به حسین(ع) میشمارند اما بر مبنای وجوب تأسی به سید مظلومان و شهید و کشته دادن زنان و فرزندان، تشبه به امامِ شهید نمیدانند؟!!
وقتی پوست سر و صورت اسماعیل صادقالوعد را کندند، در پاسخ به فرشتهای که برای مدد آمده بود گفت: لی أسوة بما یصنع بالحسین(ع): برای من تأسی به آن چیزی است که با حسین(ع) میکنند!
اسماعیل به عظمت مصیبت حسین(ع) نرسید اما اگر به کربوبلای حسین(ع) هیچ شباهتی نیافته، پس تأسی چه معنا دارد؟!
ابوذر غفاری وقتی در غربت و تنهایی در تقابل با جریان استئثار (ویژهخواری أموی) و استبداد به تبعید رفت، تبعیدش را با روز حسین(ع) مقایسه کرد و دوستان اندکش را چنین تسلی داد: ما أیسر هذا ولکن کیف أنتم إذ قتل الحسین(ع) قتلا وا... لایکون فی الإسلام بعد قتل الحسین أعظم قتلا منه : این (تبعید و غربت) آسان است اما شما چه میکنید وقتی حسین(ع) را آنگونه بکُشند یا ذبح کنند؟! به خدا قسم قتلی بزرگتر از آن در اسلام نیست.
حافظان میراث جا دارد نگران باشند تا کسی در«رتبه» با اهلبیت(ع) و «روزی درعظمت مصیبت» باروزحسین(ع) مقایسه نشود؛ چون آن مصیبتِ عظما در عالم بالا هم اثر کرده -به حسب روایات صحیح- و آسمان و زمین وهمه مخلوقات بر آن گریستهاند!
امتدادبخشی به میراث هم جای نگرانی دارد تا مباداحسین(ع)در۶۱هجری دفن شود و الگو و بالطبع «شبیهساز» نشود!
که وگرنه؛ گریهکنان امروز با گریهکنان روز عاشورا بر تلی در همان کربلا و در حال نظاره بر کشتهشدن حسین(ع) فرقی نمیکنند!
از همینرو بود که شهید مطهری فریاد میکرد «شمر زمانت را بشناس» و رهبر انقلاب اسلامی از «کربلای غزه» میگوید و امام موسی صدر در کتاب ارزشمند «سفر شهادت» بین عاشورا و فلسطین پیوند میزند.
امام رضا علیهالسلام در روایت معروف «ریان بن شبیب» هردونگرانی را برایمان بهزیبایی جمع کرده است:«إن یوم الحسین اقرح جفوننا و اسبل دموعنا و اذل عزیزنا بأرض کرب و بلاء و اورثنا الکرب و البلاء إلی یوم الانقضاء»
روز حسین(نه روزها و مصائب دیگر) است که پلکهای مارامجروح و سیل اشک ازچشمان ما جاری کرده است[همان لقد عظمت الرزیه و جلت و عظمت المصیبه]
اما هم او در ادامه میفرماید: به ما «کرب و بلا» تا روز انقضای(فرج) ارث داده شده است!
یعنی همان مضمون: کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا (که سخن مشهوری است و روایت نیست).
این کرب وبلا،«ارث»حسین برحسینیان است؛همان کرب وبلاست تاارثبودن درست باشد؛لذا شبیه خواندنش انحراف ازمیراث نیست.
تا وقتی وارث حسین(عج) در مرتبه غیبت و «الذین استضعفوا» است، فرج و گشایش برای مظلومان و مستضعفان نیست و آنها در کرب و بلایند.غزه به این معنا، چرا کربوبلای حسین(ع) نباشد؟! ملتی که در مقابل ضَیم (ظلمِ ننگآمیز) ایستاده، به سید اهل إبای از ضیم -یعنی حسین بن علی- تأسی کرده است.
این نکته سهل و ممتنعِ تشبیه غزه با کربلاست!
آنچه غزه از مصیبت میبیند، ارث کربوبلای ننگناپذیری حسین(ع) است؛ ولو هیچروزی در «رتبه»، روز حسین در «عظمت مصیبت» نمیشود!
تیتر خبرها




