ما و «جامعه چند‌رسانه‌ای»

ما و «جامعه چند‌رسانه‌ای»

صدایی که امروز از وادی فرهنگ، اخلاق، زیبایی‌شناسی، هنر و ضمائمش، فکر، فلسفه، عرفان، دیانت، سیاست، تاریخ، مشاهیر و... به گوش مخاطب می‌رسد، دیگر محدود و منحصر به «کتاب» و نشریه و مجلات نیست؛ بدون تعارف، کتاب فقط یکی از رسانه‌هایی است که در این زمینه، هنوز ادای تکلیفی سنگین را بر‌عهده دارد؛ پس باید برای بالا نگه‌داشتن پرچم کتاب در این میدان، به برخی نکات و ظرافت‌ها توجهی بیش از گذشته داشت.

دکتر حمید هنرجو | نویسنده و پژوهشگر

طیکی از آنها طرح موضوع و تعریف «مخاطب» به‌عنوان یک پیش‌شرط است و قبل از نگارش کتاب توسط نویسنده و آماده‌سازی کار از سوی مرکز انتشاراتی - اصطلاحا ناشر- توجه جدی می‌طلبد؛ اصولا دلیل خنثی واقع‌شدن بسیاری از کتاب‌های ادبی و هنری در ویترین فروش، مغفول واقع‌شدن همین موضوع است. مثلا اگر قرار است کش‌و‌قوس‌های زندگی مبارزاتی یک قهرمان ملی-میهنی برای مخاطبان تالیف و مصور و خاطره‌‌اش برای مردم زنده شود تا نسل‌های جدید هم او را بشناسند، حتما باید به نحوه طرح موضوع و تعریف گروه سنی مخاطبان توجه ویژه‌ای صورت گیرد. مثلا کتابی پنجاه‌شصت صفحه‌ای در مورد قهرمانی که چهل‌و‌چند سال یا بیشتر و کمتر از زندگی و بهترین سال‌های عمرش را در راه آرمان و هدف ومردم و وطنش صرف کرده، باید به‌لحاظ نگارش و محتوا و کیفیت و شکل ظاهری‌‌اش، خیلی هنرمندانه و جذاب باشد تا حق مطلب را ادا کند! موضوع بعدی، چرایی و چگونگی انتخاب «مخاطب» است. متاسفانه در حوزه نشر ما، به‌جز تعدادی محدود، خبری از گروه‌ها و نشست‌های تخصصی نیست تا نسبت به مخاطب‌شناسی و تشخیص اولویت‌ها، تحقیق و پژوهش شود، در‌حالی‌که کمپانی‌های موفق نشر و تولید کتاب و دیگر آثار هنری در جهان، این قضیه را جدی می‌گیرند، به‌خصوص در دورانی که رقبایی سرسخت برای کتاب وجود دارد.  
متن کامل را در جام‌جم‌آنلاین بخوانید.