دانشگاه و دومین شکاف تمدنی
آنچه که در روزهای گذشته، در برخی دانشگاهها شاهد بودیم یک پدیده اجتماعی پیچیده است و به هیچوجه نمیتوان آن را به صورت تکعاملی و ساده تحلیل کرد. ما با یک ترومای اجتماعی -تاریخی مواجه هستیم؛ این زخم تاریخی صرفا جنبه سیاسی، اقتصادی یا فرهنگی ندارد، هرچند همه این عوامل در آن دخیلاند.
دکتر بیژن عبدالکریمی | استاد دانشگاه
درواقع، ما با دومین شکاف تمدنی خود روبهرو هستیم. اگر ظهور مدرنیته نخستین شکاف تمدنی را میان سنت و جهان معاصر ایجاد کرد، درحالیکه هنوز خود را با آن شرایط وفق نداده بودیم، اکنون با جهان پسامدرن مواجه شدهایم؛ جهانی که خودِ عالم مدرن را نیز به بخشی ازجهان کهن تبدیل کرده است.
جامعه ونظام دانشی ما به لحاظ ذهنی، فکری، وجودشناختی، متافیزیکی و فلسفی آمادگی رویارویی و مواجهه با این شرایط تازه را نداشته است. وقتی از جامعه سخن میگویم، مراد مجموعه نهادهای سیاسی، روحانیت، دانشگاهها و جریان روشنفکری است. در کنار این وضعیت، با مشکلات سیاسی و نظامی متعددی نیز روبهرو هستیم؛ دشمن تا آستانه درِ خانه ما آمده و شرایط را پیچیدهتر کرده است. در حالی که شرایط پیچیده است، ذهنها سادهاند و بسیاری از کنشگران در عرصههای مختلف مسائل را تکبعدی میبینند، بر یک وجه تکیه میکنند و وجوه بیشمار دیگر را نادیده میگیرند.
جامعه ما بهشدت نیازمند افرادی است که بتوانند همه مسائل را با هم ببینند؛ هم خطرات ژئوپولیتیک و امنیتی کشور را درک کنند و هم به کف خیابان بنگرند، فاصله طبقاتی و ناامیدی و بیافقی بخشی از جوانان را درک کنند. با شرایطی مواجه هستیم که بسیاری از جوانان نه شغل دارند، نه مسکن، نه امکان ازدواج؛ میلیونها مجرد مطلق وجود دارد که نه امکان ازدواج دارند و نه حتی میتوانند به آن فکر کنند. در چنین وضعیتی، از جامعه چه انتظاری میتوان داشت؟ میزان تابآوری جوانان تا چه اندازه است و تا چه حد میتوان به گفتاردرمانی بسنده کرد؟
به باور من، پس از حوادث هجدهم و نوزدهم دیماه که جامعه ایران شاهد خشونتی بیسابقه بود ـ هرچند عوامل خارجی و داخلی هر دو در آن دخیل بودند و گسستهای داخلی زمینه سوءاستفاده خارجیها رافراهم کرد ـ ما بهشدت نیازمند بازنگری در تمامی ارکان حیات سیاسی و اجتماعی خود هستیم؛ در عرصه سیاسی،اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و رسانهای. با این حال، جای بسی تأسف است که بسیاری از کنشگران، اعم از دولت، روشنفکران، دانشگاهیان، حوزویان، و حتی جنبش دانشجویی، دچار نوعی لختی شدهاند و تحرکی درخور این وضعیت مشاهده نمیشود. این وضعیت نگرانکننده است.
دولت با همان فرمان اقتصادی پیش میرود و کشور قربانی گروهی اقلیت الیگارشی می شود. حاکمیت نیز با همان رویکرد امنیتی سابق حرکت میکند. نهادهای کشور نیازمندبازسازی حیات اجتماعی خودهستند؛ درغیراین صورت، استقلال سیاسی، دستاوردهای انقلاب، تمامیت ارضی و ثمره خون شهدا در سایه این شکافها آسیب خواهد دید.
از این رو، در این شرایط حساس برای تقویت جبهه مقاومت پیشنهاد من شکلگیری فوری اتاقهای جنگ رسانهای، جنگ فرهنگی و جنگ اقتصادی است. وقتی از تغییر ساختار سیاسی سخن میگویم، مرادم تسلیم نیست؛ بلکه معتقدم برای تداوم مقاومت باید بازنگری اساسی صورت گیرد. درگیری ما با غرب به این یک هفته و دو هفته و یک ماه و دو ماه نیست؛ این درگیری ممکن است سالها ادامه یابد و اگر با همین سیاستهای کنونی پیش برویم، جامعه خستهتر و شکاف اجتماعی عمیقتر خواهد شد. ما نیازمند بازنگری بنیادین هستیم.
متن کامل را در «جامجمآنلاین» بخوانید
جامعه ونظام دانشی ما به لحاظ ذهنی، فکری، وجودشناختی، متافیزیکی و فلسفی آمادگی رویارویی و مواجهه با این شرایط تازه را نداشته است. وقتی از جامعه سخن میگویم، مراد مجموعه نهادهای سیاسی، روحانیت، دانشگاهها و جریان روشنفکری است. در کنار این وضعیت، با مشکلات سیاسی و نظامی متعددی نیز روبهرو هستیم؛ دشمن تا آستانه درِ خانه ما آمده و شرایط را پیچیدهتر کرده است. در حالی که شرایط پیچیده است، ذهنها سادهاند و بسیاری از کنشگران در عرصههای مختلف مسائل را تکبعدی میبینند، بر یک وجه تکیه میکنند و وجوه بیشمار دیگر را نادیده میگیرند.
جامعه ما بهشدت نیازمند افرادی است که بتوانند همه مسائل را با هم ببینند؛ هم خطرات ژئوپولیتیک و امنیتی کشور را درک کنند و هم به کف خیابان بنگرند، فاصله طبقاتی و ناامیدی و بیافقی بخشی از جوانان را درک کنند. با شرایطی مواجه هستیم که بسیاری از جوانان نه شغل دارند، نه مسکن، نه امکان ازدواج؛ میلیونها مجرد مطلق وجود دارد که نه امکان ازدواج دارند و نه حتی میتوانند به آن فکر کنند. در چنین وضعیتی، از جامعه چه انتظاری میتوان داشت؟ میزان تابآوری جوانان تا چه اندازه است و تا چه حد میتوان به گفتاردرمانی بسنده کرد؟
به باور من، پس از حوادث هجدهم و نوزدهم دیماه که جامعه ایران شاهد خشونتی بیسابقه بود ـ هرچند عوامل خارجی و داخلی هر دو در آن دخیل بودند و گسستهای داخلی زمینه سوءاستفاده خارجیها رافراهم کرد ـ ما بهشدت نیازمند بازنگری در تمامی ارکان حیات سیاسی و اجتماعی خود هستیم؛ در عرصه سیاسی،اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و رسانهای. با این حال، جای بسی تأسف است که بسیاری از کنشگران، اعم از دولت، روشنفکران، دانشگاهیان، حوزویان، و حتی جنبش دانشجویی، دچار نوعی لختی شدهاند و تحرکی درخور این وضعیت مشاهده نمیشود. این وضعیت نگرانکننده است.
دولت با همان فرمان اقتصادی پیش میرود و کشور قربانی گروهی اقلیت الیگارشی می شود. حاکمیت نیز با همان رویکرد امنیتی سابق حرکت میکند. نهادهای کشور نیازمندبازسازی حیات اجتماعی خودهستند؛ درغیراین صورت، استقلال سیاسی، دستاوردهای انقلاب، تمامیت ارضی و ثمره خون شهدا در سایه این شکافها آسیب خواهد دید.
از این رو، در این شرایط حساس برای تقویت جبهه مقاومت پیشنهاد من شکلگیری فوری اتاقهای جنگ رسانهای، جنگ فرهنگی و جنگ اقتصادی است. وقتی از تغییر ساختار سیاسی سخن میگویم، مرادم تسلیم نیست؛ بلکه معتقدم برای تداوم مقاومت باید بازنگری اساسی صورت گیرد. درگیری ما با غرب به این یک هفته و دو هفته و یک ماه و دو ماه نیست؛ این درگیری ممکن است سالها ادامه یابد و اگر با همین سیاستهای کنونی پیش برویم، جامعه خستهتر و شکاف اجتماعی عمیقتر خواهد شد. ما نیازمند بازنگری بنیادین هستیم.
متن کامل را در «جامجمآنلاین» بخوانید
تیتر خبرها
-
دانشگاه انقلابی میماند
-
تنزل یک هویت ضداستعماری
-
دانشگاه و دومین شکاف تمدنی
-
ساختارزدایی جولانیهای ایرانی
-
توافق منصفانه نیازمند صداقت آمریکا
-
مذاکرات اخیر نشانههای امیدوارکنندهای داشت
-
پیام تسلیت رئیسجمهور و فرمانده سپاه درپی درگذشت مادر حاجاحمد متوسلیان
-
رئیسجمهور بیمایه آمریکا بداند ایرانیها تسلیم نمیشوند




