ترس و دلهره‌ای از جنس دیگر

نگاهی به فیلم «پدر» تجربه‌ای متفاوت در سینمای خانوادگی و اجتماعی

ترس و دلهره‌ای از جنس دیگر

با وجود انبوه تولیدات سینمایی و ساخت فیلم‌هایی غیرمتعارف از سوی فیلمسازان مؤلف و خلاق، این روزها کمتر فیلمی را می‌توان پیدا کرد که بتواند تاثیری شگرف بر بیننده‌اش بگذارد و او را به تفکر درباره موضوعات مختلف اجتماعی وادارد. با وجود تلاش فراوان هنرمندان مؤلف، بسیاری از تولیدات سینمایی یا شعارگونه هستند یا نمی‌توانند آن حس و حال لازم را برای تحت تاثیر قراردادن تماشاگرانشان خلق و فراهم کنند. به همین دلیل است که تماشای درامی سنگین و غیرقابل پیش‌بینی چون «پدر» فلورین زلر، تجربه‌ای ناب و منحصر به‌فرد برای دوستداران کارهای جدی سینمایی به حساب می‌آید. این درام پرتنش خانوادگی تجربه‌ای تازه برای تماشاگران و منتقدانی است که مدت‌هاست منتظر اکران عمومی فیلمی پراحساس و ملموس درباره مناسبات خانوادگی و وضعیت کهنسالان در جامعه بحران‌زده و صنعتی معاصر هستند.

با آن‌که فیلم‌های گونه دلهره از جنس دیگری هستند و با کشتاری که روی پرده راه می‌اندازند تلاش دارند بینندگان خود را به وادی ترس و دلهره و اضطراب بکشانند اما پدر نمونه کاملی از یک اثر دلهره‌آور است که تماشاگرانش را می‌ترساند و به وحشت می‌اندازد. البته جنس این ترس و وحشت از گونه دیگری است و چون در ارتباط با موضوعی ملموس است که می‌تواند در زندگی تک‌تک مردم عادی اتفاق بیفتد، میزان تاثیرگذاری‌اش بیشتر است. این درام خانوادگی بدون این‌که تلاش داشته باشد بیننده‌اش را بترساند، او را می‌ترساند و این پرسش مهم را مطرح می‌کند که با عزیزان سالمند خود که به بیماری زوال عقل دچار شده و دیگر دست راست و چپ خود را تشخیص نمی‌دهند، چه باید کرد و چه تصمیماتی باید گرفت.
آنتونی هاپکینز در نقشی کاملا متفاوت از تجربه‌های قبلی بازیگری‌اش، در این درام پرتنش در قالب شخصیت آنتونی ظاهر می‌شود، پیرمردی خوش‌مشرب و خوش‌تیپ که در آپارتمانش تنها زندگی می‌کند. دخترش آن (اولیویا کولمن) در دیدارهایش با پدر، متوجه زوال عقل او می‌شود. هر چه زمان می‌گذرد، بیماری پدر وخیم‌تر می‌شود و دختر بخت برگشته نمی‌تواند کاری انجام دهد. پایان ماجرا، انتقال پدر به خانه سالمندان است و این در حالی است که او هنوز نمی‌تواند متوجه این واقعیت تلخ شود که چه بر سرش آمده است.
فلورین زلر فیلمنامه پدر را براساس داستان نمایش صحنه‌ای سال 2012 خود (که نمایش انگلیسی/ فرانسوی بود) نوشت. اولین نمایش فیلم در جشنواره ساندنس 2020 با شگفتی منتقدان و تحسین پرشور آنها از داستان، کارگردانی و بازی‌ها (به‌‌ویژه هاپکینز) همراه بود. آنها همچنین مضمون فیلم (و نوع نگاه و روایت زلر) را پسندیدند که مضمونی تازه در محصولات سینمایی بود. مشخص بود که با اعلام نام نامزدهای دوره جدید اسکار، پدر در رشته‌های اصلی همچون بهترین فیلم، کارگردانی و بازیگران نامزد دریافت جایزه خواهد شد. این درام خانوادگی در حالی نامزد دریافت شش جایزه نود و سومین دوره مراسم اسکار است که دو ماه قبل و در جریان برگزاری هفتاد و هشتمین دوره مراسم گلدن گلوب (کره طلایی) نامزد دریافت چهار جایزه شده بود. زلر در نسخه سینمایی نمایش صحنه‌ای خود تلاش نکرده تا حال و هوای تئاتری آن را کمرنگ کند. در حقیقت، تعداد بسیار محدود مکان‌های داستان (بخش اعظم ماجرا در آپارتمان کوچک پدر اتفاق می‌افتد و شخصیت‌ها رفت و آمد چندانی در مکان‌ها و محیط‌های دیگر ندارند) به آن حال و هوایی صحنه‌ای می‌دهد. با این وجود، منتقدان به حال و هوای به‌شدت سینمایی پدر اشاره کرده و می‌گویند اصلا حس و حال یک نمایش صحنه‌ای را ندارد. در واقع، نوع دکوپاژ کارگردان باعث شده تا تماشاچی با وجود بسته بودن فضا و محدودیت مکان‌ها، احساس خفگی و محصور بودن نکند.
پدر با هزینه تولید 20 میلیون دلاری‌اش، حدود 5/1‌میلیون دلار در جدول گیشه نمایش سینماهای آمریکای شمالی فروش کرد. رقم فروش فیلم در بقیه نقاط دنیا هم تقریبا همین مقدار بوده است.
 زلر اصرار داشت تا نقش پدر را هاپکینز بازی کند و به همین دلیل، سال 2017 فیلمنامه را برای او فرستاد. با وجود اصرار تهیه‌کنندگان فیلم برای شروع کار تولید، زلر آن‌قدر صبر کرد تا هاپکینز وقت آزاد برای حضور در جلوی دوربین فیلم را پیدا کند. او بعدا در گفت‌و‌گویی اعلام کرد اگر هاپکینز این نقش را بازی نمی‌کرد، او حتما فیلم را در فرانسه و به زبان فرانسوی کارگردانی می‌کرد. فرانک لانگلا در نمایش صحنه‌ای، نقش پدر را بازی کرده بود.