«رفتن» در پاییز سهمگین‌تر است

پاییز نقاشی زیبای رنگارنگ خداست اما یک نقاشی غمگین!

«رفتن» در پاییز سهمگین‌تر است

من همیشه فکر می‌کنم پاییز یک تابلوی نقاشی بزرگ است که خدا برایمان کشیده است. چه کسی از رنگ‌آمیزی خدا بدش می‌آید؟ حالا این که من شخصا عاشق طبیعتم و از بودن در طبیعت و نگاه کردن به آن و همزیستی با آن لذت می‌برم هم شاید دلیل محکمی بر عشق من به پاییز باشد اما همین هم که می‌دانیم پاییز رنگ‌آمیزی خداست روی زمین، دلیل کمی نیست که این فصل زیبا و این رنگ‌آمیزی زیبا را دوست داشته باشیم.
یکی دیگر از جذابیت‌های پاییز برای من همین غیرقابل پیش‌بینی بودن هواست. این که هوا گرم است و یک دفعه سرد می‌شود. با لباس سرد بیرون می‌روی و یک دفعه گرم می‌شود و غافلگیرت می‌کند.
این که یک‌دفعه آسمان ابری می‌شود و باران می‌گیرد و چند ساعت بعدش جوری آفتابی است که فکرش را هم نمی‌کنی. پاییز نه گرمایش شبیه تابستان است و نه سرمایش شبیه زمستان. همه چیزش خاص خودش است و همین همه چیزش را دلپذیرتر از دیگر
فصل‌ها می‌کند.
مادر من متولد زمستان بود. مثل زمستان صبور و مهربان. مادر متولد زمستان من اما یک روز پاییزی در اوخر آذر چشمانش را برای همیشه بست. من هنوز هم باور نکرده‌ام مادرم چشمانش را برای همیشه به روی پاییز بسته است.
 شاید این که من خارج از کشور بودم و آخرین نگاهش را ندیدم هم در این ناباوری بی‌تأثیر نباشد اما هر چه هست، رفتن مادرم، این مساله غیرقابل باور هم در پاییز اتفاق افتاد.
پیش از این که من به ایران برسم، مادرم برای همیشه چهره در خاک کشیده بود و من هنوز هم منتظرم مادرم یک بعد‌از‌ظهر پاییزی از راه برسد و همان‌طور مثل همیشه نگاهم کند و با همان صبوری و مهربانی زمستانی‌اش
 لبخند بزند.
بعد از چهار سال هنوز انتظار دیدار مادرم مثل انتظار کسی است که عزیزی را در سفر دارد و یقین دارد که برمی‌گردد. شاید همه رفتن‌ها در پاییز همین‌طور باشند. شاید اگر مادرم در فصل دیگری می‌رفت این‌قدر بار رفتنش روی گرده‌ام سنگینی نمی‌کرد.
قرار بود در این بخش نگاهم را به نارنجی پاییز بگویم اما بزرگ‌ترین اتفاقی که برای من در پاییز پیش آمد و سهمگین‌ بود همین «رفتن» بود. رفتن در پاییز همیشه سنگین است و واقعا دلیلش را نمی‌دانم.
 به هر حال بهتر است به نقاشی رنگارنگ خدا نگاه کنیم و امیدوار باشیم و دعا کنیم به سیاهی عمیق رفتن کسی از عزیزان‌مان در پاییز دچار نشویم. امیدوارم همه خوانندگان و مخاطبان هفتگ جام‌جم در کنار عزیزان‌شان از این نقاشی خدا لذت ببرند.