کتاب‌های خزان‌زده

وسط عاشق‌شدن‌هایتان در پاییز، اگر فرصت کتاب‌خواندن داشتید با پیشنهادهای نارنجی ما همراه باشید

کتاب‌های خزان‌زده

علی غنی شاعر و نویسنده‌ای که در پاییز هم به‌جای عاشق‌شدن کتاب می‌خواند

اصلا مگر نارنجی‌تر از پاییز هم داریم؟ همان که به گفته شاعرها، شاید بهاری بوده که عشق این بلای زیبا را سرش آورده است. بلایی که دیدنش هر عابری را به حیرت وا می‌دارد. فصل شاعرها، نویسنده‌ها، کتابخوان‌ها و کافه‌نشین‌ها. فصلی که انگار برای پیاده‌روی عاشق‌ها در خیابان‌های مملو از چنار و بلوط آفریده شده است. حتی فصل آدم‌های تنها برای بهتر دیدن حقیقت زندگی در طبیعت، و این‌که هرچه به دست آوری، روزی از تو گرفته خواهد شد.
و این‌بار، ما هم دیدیم در این گوشه از هفتگ نارنجی‌مان، بهتر است جز پاییز و کتاب‌هایی با رنگ و بوی پاییز، سخنی به میان نیاوریم و امیدواریم با این دو رمان زیبا پاییزی دلنشین را سپری کنید:

۱. پاییز فصل آخر سال است:
درباره کتاب پاییز فصل آخر سال است اثر نسیم‌مرعشی می‌توان نوشت که از نقاط قوت کتاب، سبک نوشتاری خوب داستان و خوش‌خوان بودن آن است. داستان بسیار قابل لمس و قابل همذات‌پنداری با هر سه شخصیت است، به طوری که مخاطب می‌تواند هر سه شخصیت را در وجود خود پیدا کند.
در این داستان هیچ شخصیتی قهرمان نیست، هیچ شخصیتی مطلقا خوب یا بد نیست، همه خودشان هستند، انسان‌هایی عادی و از دل جامعه اطراف‌مان. روایت‌هایی از زندگی سه دختر در آستانه 30‌سالگی است. این رمان دو بخش اصلی با نام‌های «تابستان» و «پاییز» دارد که هرکدام به سه فصل تقسیم‌بندی می‌شوند که تکه اول و دوم و سوم نامیده شده‌اند. هرکدام از این فصل‌ها هم توسط یکی از این سه دختر روایت می‌شود. این رمان برش‌هایی از زندگی سه دختر در آستانه 30سالگی است. زندگی این سه دختر از دوران دانشگاه به هم گره خورده و حالا راه‌شان کاملا از هم جداست اما روی زندگی هم تاثیر می‌گذارند.

۲. پاییز پدرسالار:
گابریل گارسیا مارکز، در کتاب پاییز پدرسالار، به وقایع تاریخی دوران دیکتاتوری فرانسیسکو فرانکو در اسپانیا، آناستازیو سوموزا، و رافائل تروخیو در جمهوری دومینیکن بسیار نزدیک است. این داستان، که هجونامه هزل‌آمیز یک دیکتاتور آمریکای جنوبی است، سبک نگارشی متفاوت با همه آثار قبلی گارسیا مارکز دارد.
پاییز پدرسالار در سال ۱۹۷۵ منتشر شده است. زمان در این داستان هیچ حد و مرزی ندارد. ممکن است این مساله نیاز به تمرکز را برای خواندن این رمان طلب کند. کتاب حاوی جملات و عبارات تامل‌برانگیز و تازه‌ای است.
این کتاب درباره یک ژنرال پیر است که حدودا 5000 بچه نامشروع دارد. او در تنهایی و بی‌کسی در کاخی فرسوده است که در آن کثافت و فضله و تپاله حیوانات وجود دارد. او همچنان با همان رویه ظلم و زور و ستم و جنایت بر کشوری کوچک فرمانروایی می‌کند. ژنرال پیر برای سفاکی و جنایات و انحراف‌های خاص خود آدمی مبتکر و مبدع نیز هست. در مهمانی‌ها و مراسم کسی حتی جرات نفس‌کشیدن در حضورش را نیز ندارد. علاوه‌بر مردم و اطرافیان حتی بستگان درجه اولش نیز از ظلم و جنایت او بی‌نصیب نمانده‌اند. دیکتاتوری که پدرش معلوم نیست چه‌کسی است و دیوانه‌وار عاشق مادرش است و بعد از مرگش او را به طرز مضحک و مسخره‌ای در بین مردم تا مقام قدیسین بالا می‌برد و در مشکلات مادرش را به گونه‌ای صدا می‌زند که انگار خدا را صدا می‌زنند. نام صحیح کتاب پاییز پدرسالار (The Autumn of the Patriarch) «خزان پیشوا» است. منتقدان، پاییز پدرسالار را بهترین کار مارکز و منسجم‌تر از صد سال تنهایی می‌دانند.
به نوشته ماکس پل فوشه: «با وجود شخصیت‌ها و تراکم استوایی حوادث و ایماژها، خواننده در آن غرق می‌شود و داستان قوی‌تر و تحسین‌انگیزتر از آن است که خواننده بتواند خود را از آن رها کند. انسان نوعی طغیان رود آمازون را در نظر مجسم می‌کند که جانوران و پرندگان درخت‌های سبز را به یاد می‌آورد.»
پاییز پدرسالار رمانی است که هشت سال بعد از شاهکار اولیه مارکز یعنی صد سال تنهایی نوشته شده است.
 این رمان نیز مثل صد سال تنهایی به سبک رئالیسم جادویی نوشته‌ شده. عده‌ای این رمان را بهترین اثر مارکز می‌دانند.