بغض کودکان غزه در گلوی شعر
شعر بدون تردید یکی از رساترین، کوتاهترین و پرمخاطبترین هنرها در طول تاریخ، به ویژه در فرهنگ و هنر ایران است. شاعران با کمک این گونه ادبی در بالاترین سطح از اثرگذاری میتوانند اندیشه خود را بر بال واژهها بنشانند و در سراسر گیتی به پرواز درآورند و فریاد عزت و آزادگی سر دهند.
شعر تنها هنری است که به طور ویژه در قرآن از آن یاد شده است و خداوند تعالی برای شاعران رستگار ویژگیهایی در نظر گرفته که بسیار قابل تامل و توجه است و میتواند نشاندهنده تاثیر فوقالعاده این هنر بر مخاطب باشد: الا الذین آمنوا و عملو الصالحات و ذکروالله کثیرا و انتصروا من بعد ما ظلموا و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون (سوره شعرا آیه 227)
پرواضح است که شاعرانی در این آیه مبارک از خیل شاعران گمراه مستثنا شدهاند، که اهل ایمانند و عمل صالح انجام میدهند و هنگامی که مورد ستم واقع میشوند، به دفاع از خویشتن و مومنان برخیزند و از ذوق شعری خود در این راستا کمک میگیرند.
در تاریخ پرفراز و نشیب ایران و بعدها در دنیای اسلام که همواره مورد زیادهخواهی دولتها قرار گرفته است، شاعران با توجه به این وظیفه انسانی و الهی، در مواجهه با ستم و ظلم، مواضعی قدرتمند و مبارزهجویانه داشتهاند و به یاری مظلومان شتافتهاند تا حدی که ادبیات و شعر پایداری به عنوان یکی از انواع شعر غنایی در سده اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است و نه فقط در ایران که در قالب شعر مقاومت در حوزه تمدنی کشورهای عرب و دنیای اسلام هم شاعران، اقبال زیادی به آن داشتهاند. شعر مقاومت با دیگر شعرها تفاوتهایی شگرف دارد. این نوع شعر سراسر پویایی و مبارزه است. لبریز از آرزوهای متعالی و احساسهای امیدبخش است. آنچه در ادبیات مقاومت به چشم میخورد سخن از زبونی و خواری نیست که صحبت از آرمانهای مقدسی است که انسانها را همانگونه که شعار رفیع اسلام بوده است، یکسان و برادر و برابر به حساب میآورد و آرمانشهری میسازد که در آن صلح، امید و خوشبختی در بالاترین سطح ممکن در این دنیای مادی قرار دارد و هیچ کسی بر دیگری جز در تقوا برتری نمییابد. به رغم تصور بسیاری از افراد که ادبیات پایداری را راهی برای ترویج جنگطلبی میدانند و آن را مورد هجمه قرار میدهند، شعر پایداری چه بزرگسالانه باشد و چه کودکانه، شعری است برای دستیابی به صلحی پایدار نه زیادهخواهیهای تمدن انسان گرایانه غربی. در شعر پایداری، هیچ شاعری به دنبال رسیدن به سود شخصی نیست بلکه شاعر نماینده گروهی از مردم است که در جریانی به آنها ظلم شده است. شاعر زبان گویای جماعتی است که مورد ستم واقع شدهاند، تا ظالم یا گروهی را که به دور از آشوب خوابیدهاند و در دفاع از حقیقت ساکتند، بیدار کند و به یاری مظلوم فرا بخواند.
مبارزه با اسرائیل و تجاوزها و زیادهخواهیهای آن در مقابل ملت فلسطین همواره به عنوان یکی از موضوعهای پررنگ ادبیات پایداری از همان ابتدای حضور انگلیس در کشورهای اسلامی بوده است. با فعالیت بنگاه یهود و پیگیری آنها برای یافتن سرزمینی واحد برای زندگی و پس از اعلامیه بالفور درسال1925، برخی ازشاعران فلسطینی، درمبارزه با انگلیس و سیاستها و حمایتهای چشمگیر و همه جانبه از صهیونیسم شعرهایی استوار در دفاع ازحق فلسطینیان سرودند. پس از شکست اعراب در سال1948 شعر پایداری با رویکرد مبارزه با صهیونیست به صورت جدی به عنوان گونهای از شعر مقاومت فلسطین درآمد و شاعران متعددی در این کشور به دفاع از مردم و آب و خاکشان خالق شعرهایی شورمند شدند و از آن پس این اشعار و این نگاه مبارزاتی را به دیگر سرزمینهای اسلامی صادر کردند و شاعران دیگر ملل هم در مقابل سیاستهای کریه و کشتارهای اسرائیل و همدستانشان، با زبان رسای شعر، به مبارزه با این رژیم و این تفکر نژادپرستانه پرداختند. در دهههای بعد از اشغال فلسطین به دست اسرائیل، در کشورهای مختلف مبارزه با ادبیات، همواره دیده میشود. شاعران ایرانی نیز در دورههای مختلف کوشیدهاند با سوار شدن بر بال واژه هایشان و با پیروی از آیات نورانی وحی، در دفاع از ملت مظلوم فلسطین، آاثاری دغدغهمند ارائه کنند؛ با این حال واکنش برخی از شاعران به رویدادهای پر از درد و رنج جنگ اخیر غزه و با حجم کشتار وسیع زنان و کودکان مایوس کننده است، این سکون و سکوت به ویژه در حوزه ادبیات و شعر کودک، با توجه به آسیب دیدن جدی جسمی و روحی تعداد بیشماری کودک در جنگ، به هیچ وجه قابل توجیه نیست و با ماهیت ادبیات کودک تفاوت دارد. گروهی از فعالان این عرصه، با تصور به اینکه سکوتشان در این باره از روی اعتراض به مسائل مختلف کشور است یا با پیروی از جریانهای انسانگرایانه جهان مدرن، سکوت اختیار کردهاند حال آنکه پیامد این سکوت، ترویج نگاه تفاوتگذاری میان انسانها به ویژه کودکان است و به مرور زمان نژادپرستی را ترویج میکند. یادآوری این نکته ضروری است که در همین مدت اندک هم شاعران متعهد بسیاری در تلاش بوده اند با خلق آثاری فاخر، به یاری مظلومان بشتابند، اما این واکنشها کافی نیست واین حرکت باید به یک جریان فراملی تبدیل شود. نباید فراموش کرد که جریان مبارزه حق و باطل، دیرینه است و تا برقراری حکومت عدل و فراگیری صلحی پایدار با رویکرد تساوی انسانها در دنیا ادامه خواهد داشت و تاریخ نشان داده است که مواجهه مردم و به ویژه هنرمندان با رویدادهای خاص، زمینهساز تغییراتی بنیادین در جنگها خواهد بود. شاید بهتر است تا فعالان ادبیات و شاعران به ویژه ادبیات کودک، به این وظیفه تاریخیشان عمل کنند و با کمک این سلاح نیرومند، بدون خونریزی و درگیری نظامی، به یاری مظلومان بشتابند و زمینهساز صلحی فراگیر در جهان شوند.
معصومه مرادی | شاعر و استاد دانشگاهپرواضح است که شاعرانی در این آیه مبارک از خیل شاعران گمراه مستثنا شدهاند، که اهل ایمانند و عمل صالح انجام میدهند و هنگامی که مورد ستم واقع میشوند، به دفاع از خویشتن و مومنان برخیزند و از ذوق شعری خود در این راستا کمک میگیرند.
در تاریخ پرفراز و نشیب ایران و بعدها در دنیای اسلام که همواره مورد زیادهخواهی دولتها قرار گرفته است، شاعران با توجه به این وظیفه انسانی و الهی، در مواجهه با ستم و ظلم، مواضعی قدرتمند و مبارزهجویانه داشتهاند و به یاری مظلومان شتافتهاند تا حدی که ادبیات و شعر پایداری به عنوان یکی از انواع شعر غنایی در سده اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است و نه فقط در ایران که در قالب شعر مقاومت در حوزه تمدنی کشورهای عرب و دنیای اسلام هم شاعران، اقبال زیادی به آن داشتهاند. شعر مقاومت با دیگر شعرها تفاوتهایی شگرف دارد. این نوع شعر سراسر پویایی و مبارزه است. لبریز از آرزوهای متعالی و احساسهای امیدبخش است. آنچه در ادبیات مقاومت به چشم میخورد سخن از زبونی و خواری نیست که صحبت از آرمانهای مقدسی است که انسانها را همانگونه که شعار رفیع اسلام بوده است، یکسان و برادر و برابر به حساب میآورد و آرمانشهری میسازد که در آن صلح، امید و خوشبختی در بالاترین سطح ممکن در این دنیای مادی قرار دارد و هیچ کسی بر دیگری جز در تقوا برتری نمییابد. به رغم تصور بسیاری از افراد که ادبیات پایداری را راهی برای ترویج جنگطلبی میدانند و آن را مورد هجمه قرار میدهند، شعر پایداری چه بزرگسالانه باشد و چه کودکانه، شعری است برای دستیابی به صلحی پایدار نه زیادهخواهیهای تمدن انسان گرایانه غربی. در شعر پایداری، هیچ شاعری به دنبال رسیدن به سود شخصی نیست بلکه شاعر نماینده گروهی از مردم است که در جریانی به آنها ظلم شده است. شاعر زبان گویای جماعتی است که مورد ستم واقع شدهاند، تا ظالم یا گروهی را که به دور از آشوب خوابیدهاند و در دفاع از حقیقت ساکتند، بیدار کند و به یاری مظلوم فرا بخواند.
مبارزه با اسرائیل و تجاوزها و زیادهخواهیهای آن در مقابل ملت فلسطین همواره به عنوان یکی از موضوعهای پررنگ ادبیات پایداری از همان ابتدای حضور انگلیس در کشورهای اسلامی بوده است. با فعالیت بنگاه یهود و پیگیری آنها برای یافتن سرزمینی واحد برای زندگی و پس از اعلامیه بالفور درسال1925، برخی ازشاعران فلسطینی، درمبارزه با انگلیس و سیاستها و حمایتهای چشمگیر و همه جانبه از صهیونیسم شعرهایی استوار در دفاع ازحق فلسطینیان سرودند. پس از شکست اعراب در سال1948 شعر پایداری با رویکرد مبارزه با صهیونیست به صورت جدی به عنوان گونهای از شعر مقاومت فلسطین درآمد و شاعران متعددی در این کشور به دفاع از مردم و آب و خاکشان خالق شعرهایی شورمند شدند و از آن پس این اشعار و این نگاه مبارزاتی را به دیگر سرزمینهای اسلامی صادر کردند و شاعران دیگر ملل هم در مقابل سیاستهای کریه و کشتارهای اسرائیل و همدستانشان، با زبان رسای شعر، به مبارزه با این رژیم و این تفکر نژادپرستانه پرداختند. در دهههای بعد از اشغال فلسطین به دست اسرائیل، در کشورهای مختلف مبارزه با ادبیات، همواره دیده میشود. شاعران ایرانی نیز در دورههای مختلف کوشیدهاند با سوار شدن بر بال واژه هایشان و با پیروی از آیات نورانی وحی، در دفاع از ملت مظلوم فلسطین، آاثاری دغدغهمند ارائه کنند؛ با این حال واکنش برخی از شاعران به رویدادهای پر از درد و رنج جنگ اخیر غزه و با حجم کشتار وسیع زنان و کودکان مایوس کننده است، این سکون و سکوت به ویژه در حوزه ادبیات و شعر کودک، با توجه به آسیب دیدن جدی جسمی و روحی تعداد بیشماری کودک در جنگ، به هیچ وجه قابل توجیه نیست و با ماهیت ادبیات کودک تفاوت دارد. گروهی از فعالان این عرصه، با تصور به اینکه سکوتشان در این باره از روی اعتراض به مسائل مختلف کشور است یا با پیروی از جریانهای انسانگرایانه جهان مدرن، سکوت اختیار کردهاند حال آنکه پیامد این سکوت، ترویج نگاه تفاوتگذاری میان انسانها به ویژه کودکان است و به مرور زمان نژادپرستی را ترویج میکند. یادآوری این نکته ضروری است که در همین مدت اندک هم شاعران متعهد بسیاری در تلاش بوده اند با خلق آثاری فاخر، به یاری مظلومان بشتابند، اما این واکنشها کافی نیست واین حرکت باید به یک جریان فراملی تبدیل شود. نباید فراموش کرد که جریان مبارزه حق و باطل، دیرینه است و تا برقراری حکومت عدل و فراگیری صلحی پایدار با رویکرد تساوی انسانها در دنیا ادامه خواهد داشت و تاریخ نشان داده است که مواجهه مردم و به ویژه هنرمندان با رویدادهای خاص، زمینهساز تغییراتی بنیادین در جنگها خواهد بود. شاید بهتر است تا فعالان ادبیات و شاعران به ویژه ادبیات کودک، به این وظیفه تاریخیشان عمل کنند و با کمک این سلاح نیرومند، بدون خونریزی و درگیری نظامی، به یاری مظلومان بشتابند و زمینهساز صلحی فراگیر در جهان شوند.




