مردن ازبیهوایی!
جمعه، روز هوای پاک است؛ روزی که فقط میشود به آن پوزخند زد و با انجام برخی تشریفات تکراری سروته این مناسبت را هم آورد. آیا تهرانی که از ابتدای امسال و درعرض10ماه فقط 9روز هوای پاک داشته، روز هوای پاک برایش معنی دارد؟
آیا مردمی که محکوم شدهاند مرگ تدریجی محیطزیست را ببینند و خودشان هم نرمنرمک زیربار آلودگی هوا کمر خم کنند و بشوند یکی از مردگان منتسب به آلودگی هوا، دیگر حوصلهای برای شنیدن ازهوای پاک دارند؟ شک نداریم که پاسخ خیر است، ولی از28سال پیش که روزملی هوای پاک نامگذاری شد، بیستونهم دی ماه روزی شدهاست برای زنده کردن نام هوایپاک، برای اینکه یادمان نرود هوای پاک وسالم لازمه زندگی است. بااین حال مدتهاست که درآستانه این روز ملی هیچکس هیچ خبر خوشی ندارد وهرچه هست گزارش بلاهایی است که هوای ناپاک به سرمان آورده؛ ازجمله مرگومیرهای منسوب به آلودگی هوا که آمارهایی تلخ دارد که از قضا همه 23دستگاهی که متولی اجرای قانون هوای پاک هستند فقط آن را نظاره میکنند و هرگاه سخنرانی یا مصاحبهای پیش بیاید، مسئولانش به آنها استناد میکنند!
تراژدی مرگهای زودرس
آخرین گزارش سازمان جهانی بهداشت، خبرهای خوشی برای مردم جهان ندارد، بهتر بگوییم برای 99درصد از جمعیت دنیا که در کشورهایی با غلظت بالای ذرات معلق کمتر از 2.5میکرون زندگی میکنند. طبق این گزارش ازهر9مرگی که در جهان اتفاق میافتد یکی از آنها به نوعی با آلودگی هوا مرتبط است، آلودگیای که بهگفته عباس شاهسونی، رئیس گروه سلامت هوا و تغییر اقلیم وزارت بهداشت پس از دود سیگار دومین علت مرگهای ناشی از بیماریهای غیرواگیر در جهان شناخته میشود. مردم شهرهای آلوده ایران هر سال تاوان سنگینی بابت تنفس هوای خطرناک میپردازند که شاهسونی حساب آنها را دارد. اوبه بررسی اثرات بهداشتی واقتصادی منتسب به آلاینده ذرات معلق کوچکتر از 2.5میکرون در۳۳شهر کشور اشاره میکند و خبر میدهد که «درسال1401تعدادکل مرگهای منتسب به مواجهه طولانیمدت با این ذرات معلق در افراد بالای۳۰سال،۲۶هزار و۳۰۷نفر گزارش شده که نسبت به سال1400بیش از۲۶درصد افزایش را نشان میدهد.» گفتههای او را با سبکی دیگر نیز میتوان تحلیل کرد، اینگونه که 13.9درصد ازمرگهای طبیعی(غیر ازحوادث و سوانح) در ایران منتسب به ذرات معلق است، زیرا به گفته شاهسونی «میانگین غلظت ذرات معلق در کشورمان 38میکروگرم است که هفت برابر بالاتر از رهنمود سازمان جهانی بهداشت و بیش ازسه برابر استاندارد ملی کشورمان است.» پس اگر ما ایرانیان هر سال بیشتر از سال بعد بهواسطه آلودگی هوا میمیریم و اگر فقط آلاینده ذرات کمتر از 2.5میکرون هوای شهرها ما هفت برابر بیش از آن چیزی است که باید باشد، همه و همه نشان میدهد که هوای پاک فقط یک شعار و روز ملیاش فقط یک روز نمادین است که اگر برگزار هم نشود آب از آب تکان نمیخورد.
درد را میشناسیم، درمان را نه
ازسال1374 که روز ملی هوای پاک نامگذاری شدوازسال1396 که قانون هوای پاک به تصویب مجلس رسید و توسط رئیسجمهور به دستگاههای متولی ابلاغ شد به دفعات درباره این که چرا هوای پاک در بسیاری از شهرهای کشورمان آفتابی نمیشود، صحبت شدهاست. بنابراین دیگر درد را همه میشناسند، ولی آنچه از یادها رفته درمان است. با این حال مسئولان همچنان از دردها میگویند و آنچه به سرمان میآید را باز هم سیاهه میکنند. داریوش گلعلیزاده، رئیس مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان حفاظت محیطزیست که سازمان متبوعش همواره انگشت اتهام کمکاری در حوزه هوای پاک را مقابل خود دیده است، یکی از مسئولانی است که درد را خوب توصیف میکند. او به تسنیم توضیح میدهد که چرا آسمان شهرهای ما خاکستری است و آبی آسمان چرا از شهر و دیارمان کوچ کرده است. او به سیاهه انتشار کلانشهرهای کشور بهویژه شهر تهران اشاره میکند و میگوید: «سهم منابع متحرک اعم از اتوبوس، مینیبوس، موتورسیکلت، تاکسی، کامیون و خودروهای شخصی درآلایندگی کلانشهرها وتولید ذرات معلق کمتر از2.5میکرون 60درصداست که دراین میان سهم خودروهای دیزلی، تولید 32درصد از این آلاینده میکروسکوپی است.» او میگوید: «جنس ذرات معلقی که درهوای تهران منتشر میشود از جنس دوده و منشأ آن سوختهای فسیلی بهویژه سوختهای دیزلی ناشی از حملونقل عمومی شامل اتوبوسهاست که فرسودگی بیش از 85درصد این ناوگان باعث رقم خوردن این حجم از آلودگی شدهاست.» بهگفته گلعلیزاده، گرچه کیفیت سوختهای مصرفی در تهران و کلانشهرها خوب شده و به لحاظ میزان گوگرد، استاندارد یورو 4 و 5 دارند، ولی «چون عملکرد خودروها و بهخصوص دیزلیها پایین است و نمیتوانند سوخت را بهخوبی بسوزانند در نتیجه افزایش کیفیت سوخت هم فایدهای ندارد آن هم در شرایطی که اتوبوسها تجهیزات کنترلی و فیلتر جاذب دوده هم ندارند.» پس به روشنی میبینیم که وضعیت امروز ما که قرار است بیستوهشتمین سال نامگذاری روز ملی هوای پاک را گرامی بداریم (و درست در هفته هوای پاک سال1402) نهفقط بهتر نشده، بلکه با سرعتی خیرهکننده عقبگرد هم داشتهایم. با این وصف اما مسئولان کشورمان از راهکار دادن، آن هم راهکارهایی که توضیح واضحات است دست برنمیدارند. مثلا این راهکار مدیرکل مشارکتهای مردمی و مسئولیت اجتماعی سازمان حفاظت محیطزیست که در گفتوگو با ایسنا «بر لزوم ارتباط دوجانبه مسئولان ومردم برای داشتن هوای پاک» تاکید کردهاست.
لیلا پناهی - گروه جامعه
تراژدی مرگهای زودرس
آخرین گزارش سازمان جهانی بهداشت، خبرهای خوشی برای مردم جهان ندارد، بهتر بگوییم برای 99درصد از جمعیت دنیا که در کشورهایی با غلظت بالای ذرات معلق کمتر از 2.5میکرون زندگی میکنند. طبق این گزارش ازهر9مرگی که در جهان اتفاق میافتد یکی از آنها به نوعی با آلودگی هوا مرتبط است، آلودگیای که بهگفته عباس شاهسونی، رئیس گروه سلامت هوا و تغییر اقلیم وزارت بهداشت پس از دود سیگار دومین علت مرگهای ناشی از بیماریهای غیرواگیر در جهان شناخته میشود. مردم شهرهای آلوده ایران هر سال تاوان سنگینی بابت تنفس هوای خطرناک میپردازند که شاهسونی حساب آنها را دارد. اوبه بررسی اثرات بهداشتی واقتصادی منتسب به آلاینده ذرات معلق کوچکتر از 2.5میکرون در۳۳شهر کشور اشاره میکند و خبر میدهد که «درسال1401تعدادکل مرگهای منتسب به مواجهه طولانیمدت با این ذرات معلق در افراد بالای۳۰سال،۲۶هزار و۳۰۷نفر گزارش شده که نسبت به سال1400بیش از۲۶درصد افزایش را نشان میدهد.» گفتههای او را با سبکی دیگر نیز میتوان تحلیل کرد، اینگونه که 13.9درصد ازمرگهای طبیعی(غیر ازحوادث و سوانح) در ایران منتسب به ذرات معلق است، زیرا به گفته شاهسونی «میانگین غلظت ذرات معلق در کشورمان 38میکروگرم است که هفت برابر بالاتر از رهنمود سازمان جهانی بهداشت و بیش ازسه برابر استاندارد ملی کشورمان است.» پس اگر ما ایرانیان هر سال بیشتر از سال بعد بهواسطه آلودگی هوا میمیریم و اگر فقط آلاینده ذرات کمتر از 2.5میکرون هوای شهرها ما هفت برابر بیش از آن چیزی است که باید باشد، همه و همه نشان میدهد که هوای پاک فقط یک شعار و روز ملیاش فقط یک روز نمادین است که اگر برگزار هم نشود آب از آب تکان نمیخورد.
درد را میشناسیم، درمان را نه
ازسال1374 که روز ملی هوای پاک نامگذاری شدوازسال1396 که قانون هوای پاک به تصویب مجلس رسید و توسط رئیسجمهور به دستگاههای متولی ابلاغ شد به دفعات درباره این که چرا هوای پاک در بسیاری از شهرهای کشورمان آفتابی نمیشود، صحبت شدهاست. بنابراین دیگر درد را همه میشناسند، ولی آنچه از یادها رفته درمان است. با این حال مسئولان همچنان از دردها میگویند و آنچه به سرمان میآید را باز هم سیاهه میکنند. داریوش گلعلیزاده، رئیس مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان حفاظت محیطزیست که سازمان متبوعش همواره انگشت اتهام کمکاری در حوزه هوای پاک را مقابل خود دیده است، یکی از مسئولانی است که درد را خوب توصیف میکند. او به تسنیم توضیح میدهد که چرا آسمان شهرهای ما خاکستری است و آبی آسمان چرا از شهر و دیارمان کوچ کرده است. او به سیاهه انتشار کلانشهرهای کشور بهویژه شهر تهران اشاره میکند و میگوید: «سهم منابع متحرک اعم از اتوبوس، مینیبوس، موتورسیکلت، تاکسی، کامیون و خودروهای شخصی درآلایندگی کلانشهرها وتولید ذرات معلق کمتر از2.5میکرون 60درصداست که دراین میان سهم خودروهای دیزلی، تولید 32درصد از این آلاینده میکروسکوپی است.» او میگوید: «جنس ذرات معلقی که درهوای تهران منتشر میشود از جنس دوده و منشأ آن سوختهای فسیلی بهویژه سوختهای دیزلی ناشی از حملونقل عمومی شامل اتوبوسهاست که فرسودگی بیش از 85درصد این ناوگان باعث رقم خوردن این حجم از آلودگی شدهاست.» بهگفته گلعلیزاده، گرچه کیفیت سوختهای مصرفی در تهران و کلانشهرها خوب شده و به لحاظ میزان گوگرد، استاندارد یورو 4 و 5 دارند، ولی «چون عملکرد خودروها و بهخصوص دیزلیها پایین است و نمیتوانند سوخت را بهخوبی بسوزانند در نتیجه افزایش کیفیت سوخت هم فایدهای ندارد آن هم در شرایطی که اتوبوسها تجهیزات کنترلی و فیلتر جاذب دوده هم ندارند.» پس به روشنی میبینیم که وضعیت امروز ما که قرار است بیستوهشتمین سال نامگذاری روز ملی هوای پاک را گرامی بداریم (و درست در هفته هوای پاک سال1402) نهفقط بهتر نشده، بلکه با سرعتی خیرهکننده عقبگرد هم داشتهایم. با این وصف اما مسئولان کشورمان از راهکار دادن، آن هم راهکارهایی که توضیح واضحات است دست برنمیدارند. مثلا این راهکار مدیرکل مشارکتهای مردمی و مسئولیت اجتماعی سازمان حفاظت محیطزیست که در گفتوگو با ایسنا «بر لزوم ارتباط دوجانبه مسئولان ومردم برای داشتن هوای پاک» تاکید کردهاست.
لیلا پناهی - گروه جامعه




