راپورتهای مـیــرزا ادریـــس
اخوانیهای برای شیر ایرانی؛ كامران
الیوم تورق جرائد و مطبوعات ممالك محروسه میفرمودیم. در صفحهای خواندیم گویا رجال حكومت پولوتیك زدهاند و به جهت تزریق احساسات شجاعت و غرور و این قبیل قصص یكان قلاده شیر ایرانی كه در ممالك بریطانی گویا ساكن بوده و كامران هم نام دارد به ممالك محروسه عودت داده و رعیت رفتهاند به تماشا .
از قدیمالایام گفتهاند تو مو میبینی و من پیچش مو. همین یك خط خبر چه مسائل كه در پساپرده خود ندارد. اینكه این بریطانی پدرسوخته به پولوتیك و آثار ماضیه باستانی و غیره كه رحم نكرده هیچ به وحوش و نباتات هم نه نگفته و به تاراج برده است را همینجا میشود ملتفت شد.
به محض خواندن خبر خشایار را طلبیده كاغذ خواستیم كه چندخط قلمی كرده بدهیم ببرد برای كامران خان بخواند.
خشایار عارض شدند تصدق این جناب كامران خان چندسالی ساكن ممالك محروسه نبودهاند فارسی ملتفت نمیشوند انگلستانی بنگارید كه بفهمند.
نمیدانیم از سر دلسوزی گفت یا خواست دستمان بندازد.
فرمودیم اگر ملتفت نشد زحمت بكش برو توی قفس برایش انگلستانی ترجمه كن باب رفاقت را هم واكن تا ما بیاییم. به غلط كردن افتاد. برای كامران خان چنین نگاشتیم:
محضر مقدس شیر بیشه ایران جناب كامران خان
قربانتان گردم، خبر نزول اجلالتان در مام وطن موجب سرور و خرسندی گشت. از اینكه عیش و نوش و سفره رنگین ملكهخانم را رها كرده و بعد از سالها وطن را به زخارف دنیا نفروخته مراجعت فرمودید كمال امتنان و تشكر را دارم.
اما تصدقت گردم این چه وقت آمدن بود.
توی دورهای كه در ممالك محروسه گوشت كیلویی 135 هزار چوق شده، وقت هوای وطن كردن است؟ ما خودمان مدتی است ماكارانی را با سویا ممزوج میكنیم كه در مخارج عمارت صرفه بجوییم شما یك كاره آمدهاید كه وطن؟ كامران جان اخوی شما شب میتوانی لقمه نان وپنیر و تره سق بزنی؟ شما كمتر از شقه آهو و گوزن به آرواره مبارك نكشیدهاید روزی ده كیلو هم كه چاشت و شامتان باشد، میكند روزی یكمیلیون و 350 هزار تومن. ماهش میكند 40میلیون تومن و خردهای؟ رواست؟ همانجا میماندی سفره ملكه را ناكار میكردی ما هم از این دور دعاگویت بودیم. در ثانی كامران؟ این اسم است برای شما انتخاب كردهاند؟ كامران هم شد اسم؟ آن هم برای شیر؟ تصدقت گردم كامرانهای ممالك محروسه ما معمولا محاسن پروفسوری میگذارند با یك كتشلوار نیمهبراق و عینك بیفریم بستههای آموزش موفقیت و خلاقیت میفروشند و متون پروفسور سمیعی را هی برای این و آن فوروارد میكنند و هر صبح توی گروههای خانوادگی استیكر
صبح به خیر ارسال میدارند.
شما به نظرم حشمتی، شاپوری، عزتی چیزی اسمت بود خیلی بهتر بود، قربان نعرههایتان گردم.
فیالنهایه اینكه اگر در باغوحش یك حجم لولهایشكل گوشت در ظرف گذاشتند كه تناول بفرمایید و یك چیزهای سبزی هم لابهلایش بود تناول نفرمایید.
آنها اسمش كالباس است كه از امعا و احشای مرغ و سربال و پوست و پای مرغ تیار شده. آن سبزها هم پسته نیست لپه باقالی است و زبانم لال بخورید از جایی دیگر رعیت نعرههایتان را میشنوند. زیاده عرضی نیست. نعره به پیوست است.
از قدیمالایام گفتهاند تو مو میبینی و من پیچش مو. همین یك خط خبر چه مسائل كه در پساپرده خود ندارد. اینكه این بریطانی پدرسوخته به پولوتیك و آثار ماضیه باستانی و غیره كه رحم نكرده هیچ به وحوش و نباتات هم نه نگفته و به تاراج برده است را همینجا میشود ملتفت شد.
به محض خواندن خبر خشایار را طلبیده كاغذ خواستیم كه چندخط قلمی كرده بدهیم ببرد برای كامران خان بخواند.
خشایار عارض شدند تصدق این جناب كامران خان چندسالی ساكن ممالك محروسه نبودهاند فارسی ملتفت نمیشوند انگلستانی بنگارید كه بفهمند.
نمیدانیم از سر دلسوزی گفت یا خواست دستمان بندازد.
فرمودیم اگر ملتفت نشد زحمت بكش برو توی قفس برایش انگلستانی ترجمه كن باب رفاقت را هم واكن تا ما بیاییم. به غلط كردن افتاد. برای كامران خان چنین نگاشتیم:
محضر مقدس شیر بیشه ایران جناب كامران خان
قربانتان گردم، خبر نزول اجلالتان در مام وطن موجب سرور و خرسندی گشت. از اینكه عیش و نوش و سفره رنگین ملكهخانم را رها كرده و بعد از سالها وطن را به زخارف دنیا نفروخته مراجعت فرمودید كمال امتنان و تشكر را دارم.
اما تصدقت گردم این چه وقت آمدن بود.
توی دورهای كه در ممالك محروسه گوشت كیلویی 135 هزار چوق شده، وقت هوای وطن كردن است؟ ما خودمان مدتی است ماكارانی را با سویا ممزوج میكنیم كه در مخارج عمارت صرفه بجوییم شما یك كاره آمدهاید كه وطن؟ كامران جان اخوی شما شب میتوانی لقمه نان وپنیر و تره سق بزنی؟ شما كمتر از شقه آهو و گوزن به آرواره مبارك نكشیدهاید روزی ده كیلو هم كه چاشت و شامتان باشد، میكند روزی یكمیلیون و 350 هزار تومن. ماهش میكند 40میلیون تومن و خردهای؟ رواست؟ همانجا میماندی سفره ملكه را ناكار میكردی ما هم از این دور دعاگویت بودیم. در ثانی كامران؟ این اسم است برای شما انتخاب كردهاند؟ كامران هم شد اسم؟ آن هم برای شیر؟ تصدقت گردم كامرانهای ممالك محروسه ما معمولا محاسن پروفسوری میگذارند با یك كتشلوار نیمهبراق و عینك بیفریم بستههای آموزش موفقیت و خلاقیت میفروشند و متون پروفسور سمیعی را هی برای این و آن فوروارد میكنند و هر صبح توی گروههای خانوادگی استیكر
صبح به خیر ارسال میدارند.
شما به نظرم حشمتی، شاپوری، عزتی چیزی اسمت بود خیلی بهتر بود، قربان نعرههایتان گردم.
فیالنهایه اینكه اگر در باغوحش یك حجم لولهایشكل گوشت در ظرف گذاشتند كه تناول بفرمایید و یك چیزهای سبزی هم لابهلایش بود تناول نفرمایید.
آنها اسمش كالباس است كه از امعا و احشای مرغ و سربال و پوست و پای مرغ تیار شده. آن سبزها هم پسته نیست لپه باقالی است و زبانم لال بخورید از جایی دیگر رعیت نعرههایتان را میشنوند. زیاده عرضی نیست. نعره به پیوست است.




