ایرانیها چه میخوانند؟
هنوز آمارهای مربوط به نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران به شکل تفکیکشدهای از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد منتشر نشده است، اگرچه میتوان در میانه حرفهای مسئولان به دادههای آماری برخورد که میتواند جالب توجه باشد؛ از افزایش فروش ریالی نمایشگاه امسال گرفته (که بیشتر مرهون افزایش 110درصدی قیمت کتاب نسبت به مدت مشابه سال گذشته بود) تا کاهش شمارگان عنوان کتاب شعر، اما اینکه بدانیم بر اساس عنوانهای بهفروشرفته کتابها ذائقه مخاطب ایرانی چگونه است، هنوز زود است.
در این میانه اما دادههایی هم وجود دارد که قابل تامل است. از نسبت شمارگان کتاب که کاهش یافته وتعداد عناوینی که افزایش داشته، میتوان به یک گزاره رسید که در سال پیشرو ازتعداد مخاطبان کتاب کاسته شده اما به شکل جالب توجهی به تعداد نویسندهها افزوده شده است. شمارگان یا تیراژ کتاب شاخصی برای تخمین مصرف کتاب است و تعداد عناوین،شاخصی برای تخمین تولید آن. شمارگان به ما میفهماند میزان استقبال از یک کتاب به چه میزان بوده وآن کتاب چقدردربازار خواهان دارد. ازاین رو ناشران، سعی میکنند اگر کتابی شمارگان بالایی داشته باشد، به هر نحوی عدد آن را به مخاطبان نشان دهند.بهطور کلی ازسال1385،ناشران کتابهای خود را با شمارگان کمتری راهی بازار کردهاند. افزایش قیمت کتاب و بهصرفهنبودن خرید کتاب فیزیکی باعث شده روند نزولی شمارگان تا همین امروز ادامهدار باشداماروی خوب ماجرا اینجاست که علاقه به خلق کتاب،چه بهصورت تألیف وچه بهصورت ترجمه همواره در کشور روبهرشد بوده وهرگزروی افول به خود ندیده است.گویی درصنعت نشر نویسندهها قوی شدهاند و خوانندهها ضعیف و عواملی مثل قیمت کتاب، کاهش کتابخوانی تحت تأثیر سبک زندگی و پدیده کتابهای الکترونیک، اجازه نداده رشد خلق کتاب با رشد خرید آن باشد.




