انتقام عجیب برای گرفتن حضانت بچهها
مرد جوان برای اینکه زن سابقش را به دردسر بیندازد تا حضانت بچههایش را بگیرد، دست به انتقامگیری عجیبی زد.
به گزارش خبرنگار جامجم، اواخر تیر امسال مردی جوان با حضور در پلیس آگاهی تهران از همسر سابقش به اتهام قتل دو فرزند خردسالش شکایت کرد و گفت: چند سال قبل با زنی آشنا شده و ازدواج کردم اما دچار اختلاف شده و جدا شدیم. دختر و پسری خردسال داشتیم. بر سر حضانت آنها با او اختلاف داشتم. آخرین بار قرار بود بچهها را تحویلم دهد که خبری از او نشد و تلفنش هم خاموش بود همه جا را جستوجو کردم اما ردی از بچههایم نبود تا اینکه دیروز زنگ در خانهام به صدا درآمد. در را باز کردم اما کسی در خیابان نبود. در حیاط خانه نایلون مشکی را یافتم. آن را باز کردم، دیدم لباسهای دو فرزندم خونآلود در آن است. دست نوشته خونین هم بود که آثار لکههای خون رویش بود و نوشته شده بود، زنی که از تو جدا شده حالا بچههایش را به قتل رسانده است. حالا میخواهد تو را هم بکشد و این لباسهای خونآلود گواه کشتهشدن دو فرزندت است. این هشدار را جدی بگیر. باورم شده بود بچههایم به قتل رسیدهاند و حال از زن سابقم شکایت دارم.
تحقیقات دراین باره ادامه داشت تا اینکه چند روز پیش ماموران موفق به شناسایی و احضار همسر سابق این مرد شدند و او در تحقیقات گفت: شوهر سابقم دروغ میگوید او سر حضانت بچهها با من اختلاف داشت و بهدنبال این بود که این حق را از من سلب کند. حتی دو هفته قبل هم بچهها را با خودش برد و ناپدید شد. من از آن موقع به دنبال بچههایم هستم.
در جریان تحقیقات معلوم شد یکی از اقوام این زن بچهها را چند روز قبل سالم و زنده با پدرشان در خیابان دیده است. با شهادت این فرد، شاکی دوباره احضار شد و بعد از مواجهه حضوری با شاهد ماجرا اعتراف کرد و گفت: چون با زن سابقم سر حضانت بچهها دعوا داشتم، میخواستم او را به دردسر بیندازم تا مدتها در زندان بماند تا بتوانم حضانت را سلب و به نفع خودم حکم حضانت بگیرم.
روحانیزاده، دادیار شعبه اول دادسرای جنایی تهران با تایید این خبر به جامجم گفت: با اعترافهای او، ماموران به مخفیگاهش رفته و بچهها را تحویل مادرشان دادند. برای این مرد هم قرارقانونی صادر شد.
تحقیقات دراین باره ادامه داشت تا اینکه چند روز پیش ماموران موفق به شناسایی و احضار همسر سابق این مرد شدند و او در تحقیقات گفت: شوهر سابقم دروغ میگوید او سر حضانت بچهها با من اختلاف داشت و بهدنبال این بود که این حق را از من سلب کند. حتی دو هفته قبل هم بچهها را با خودش برد و ناپدید شد. من از آن موقع به دنبال بچههایم هستم.
در جریان تحقیقات معلوم شد یکی از اقوام این زن بچهها را چند روز قبل سالم و زنده با پدرشان در خیابان دیده است. با شهادت این فرد، شاکی دوباره احضار شد و بعد از مواجهه حضوری با شاهد ماجرا اعتراف کرد و گفت: چون با زن سابقم سر حضانت بچهها دعوا داشتم، میخواستم او را به دردسر بیندازم تا مدتها در زندان بماند تا بتوانم حضانت را سلب و به نفع خودم حکم حضانت بگیرم.
روحانیزاده، دادیار شعبه اول دادسرای جنایی تهران با تایید این خبر به جامجم گفت: با اعترافهای او، ماموران به مخفیگاهش رفته و بچهها را تحویل مادرشان دادند. برای این مرد هم قرارقانونی صادر شد.




