آلبرت بغزیان، اقتصاددان در گفتوگو با «جامجمآنلاین» مطرح کرد؛
عبور از تحریمها با اقتصاد مقاومتی
اقتصاد در شرایط تحریم بهسر میبرد و این موضوع میتواند تاثیراتی را در اقتصاد بگذارد. همچنین در چندماه گذشته حذف صفر از پول ملی مطرح شده که در آینده نزدیک اجرا خواهد شد. درباره کاهش اثر تحریم و خنثیسازی آن و همچنین آثار حذف صفر از پول ملی در اقتصاد، با آلبرت بغزیان، اقتصاددان و استادیار دانشگاه تهران به گفتوگو نشستهایم که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
هیلدا حسینی خواه - جامجمآنلاین
ظاهرا تحریمها فعلا مهمان اقتصاد ایران است؛ بارها این تحلیل گفته شده که با فرض ادامه تحریمها اقتصاد ایران باید در مسیر تابآوری حرکت کند. بهنظر شما راهکار خنثیسازی تحریمها چیست؟
اعمال فشار بر کشوری با تاریخ و سابقه طولانی همچون ایران صرفا برای اجرای مصوبات شورای امنیت یا سازمان ملل قابل توجیه نیست اما بههرحال تفاوت مهمی میان تحریمهای یکجانبه آمریکا و تحریمهای احتمالی شورای امنیت وجود دارد. در دوره پیشین، کشورهای اروپایی در برجام باقی ماندند و بهطور رسمی تحریمهای آمریکا را نپذیرفتند، هرچند از ترس مجازاتهای ثانویه برخی فعالیتها را متوقف یا پنهانی انجام دادند.
ادامه تحریمها میتواند برای نظام بانکی، تجارت، حملونقل، فناوری و بیمه مشکلاتی ایجاد کند اما آگاهی از این چالشها میتواند زمینهساز آمادگی بیشتر برای تحقق «اقتصاد مقاومتی» مورد تاکید مقام معظم رهبری و مسئولان کشور باشد. هرچند تاکنون این مفهوم بیشتر در همایشها و نشستها مطرح شده است اما اجرای واقعی آن میتواند از اثرگذاری شدید تحریمها جلوگیری کند. نمونههای فعلی مانند افزایش قیمت مواد غذایی، مشکلات در تامین نهادههای دامی و ماشینآلات کشاورزی، یا فرسودگی ناوگان هوایی کشور نشان میدهد که هنوز در برخی بخشها پیشرفت لازم حاصل نشده است. بهطور کلی هرچند تحریمها در حال حاضر نیز از سوی آمریکا برقرار است اما بازگشت رسمی و بینالمللی آن از مسیر سازمان ملل ممکن است بر دامنه آن اثرگذار باشد.
موضوع حذف صفر از پول ملی مطرح شده است؛ این بحث مدتهاست که مطرح است و پیامدهای اقتصادی آن چیست؟
از منظر اقتصادی نباید انتظار معجزه داشت؛ حذف صفرها بهتنهایی درمانی برای تورم یا مشکلات ساختاری نیست. از منظر نمادین و روانی ممکن است آرامشی ایجاد شود اما کشورهایی که در گذشته اقدام به حذف صفر کردهاند، معمولا اینکار را همزمان با اصلاحات ساختاری و ثبات سیاسی انجام دادهاند. مثال تاریخی حذف صفرهای آلمان پس از جنگ جهانی دوم (برداشتن ۲۱ صفر) و موارد دیگر در جهان نشان میدهد که این اقدام معمولا در شرایط بسیار بحرانی و موقتی رخ داده و طولانیمدت نبوده است. اصلاح ساختار اقتصادی انجام نشده، نظارت بر قیمتها برقرار نیست، بورس در وضعیت جذب سرمایه قرار ندارد، ارزش پول ملی تثبیتپذیر نشده و کسری بودجه و ناترازیهای بانکی حل نشده و در این شرایط برداشتن صفرها قبل از تکمیل آن ساختار، مانند گذاشتن موزاییک روی بنای ناتمام است. این موضوع نیازمند صرف زمان و کسب آمادگی فراوان است؛ ارقام بزرگ را کوچککردن بهتنهایی و بدون پشتیبانی ساختاری میتواند پیامدهای منفی داشته باشد. اگر این اقدام شتابزده و بدون تحلیل کامل انجام شود، ممکن است بهواسطه تصمیمات ناقص خسارات گستردهای برجای بگذارد.
متن کامل را در جام جم آنلاینبخوانید
اعمال فشار بر کشوری با تاریخ و سابقه طولانی همچون ایران صرفا برای اجرای مصوبات شورای امنیت یا سازمان ملل قابل توجیه نیست اما بههرحال تفاوت مهمی میان تحریمهای یکجانبه آمریکا و تحریمهای احتمالی شورای امنیت وجود دارد. در دوره پیشین، کشورهای اروپایی در برجام باقی ماندند و بهطور رسمی تحریمهای آمریکا را نپذیرفتند، هرچند از ترس مجازاتهای ثانویه برخی فعالیتها را متوقف یا پنهانی انجام دادند.
ادامه تحریمها میتواند برای نظام بانکی، تجارت، حملونقل، فناوری و بیمه مشکلاتی ایجاد کند اما آگاهی از این چالشها میتواند زمینهساز آمادگی بیشتر برای تحقق «اقتصاد مقاومتی» مورد تاکید مقام معظم رهبری و مسئولان کشور باشد. هرچند تاکنون این مفهوم بیشتر در همایشها و نشستها مطرح شده است اما اجرای واقعی آن میتواند از اثرگذاری شدید تحریمها جلوگیری کند. نمونههای فعلی مانند افزایش قیمت مواد غذایی، مشکلات در تامین نهادههای دامی و ماشینآلات کشاورزی، یا فرسودگی ناوگان هوایی کشور نشان میدهد که هنوز در برخی بخشها پیشرفت لازم حاصل نشده است. بهطور کلی هرچند تحریمها در حال حاضر نیز از سوی آمریکا برقرار است اما بازگشت رسمی و بینالمللی آن از مسیر سازمان ملل ممکن است بر دامنه آن اثرگذار باشد.
موضوع حذف صفر از پول ملی مطرح شده است؛ این بحث مدتهاست که مطرح است و پیامدهای اقتصادی آن چیست؟
از منظر اقتصادی نباید انتظار معجزه داشت؛ حذف صفرها بهتنهایی درمانی برای تورم یا مشکلات ساختاری نیست. از منظر نمادین و روانی ممکن است آرامشی ایجاد شود اما کشورهایی که در گذشته اقدام به حذف صفر کردهاند، معمولا اینکار را همزمان با اصلاحات ساختاری و ثبات سیاسی انجام دادهاند. مثال تاریخی حذف صفرهای آلمان پس از جنگ جهانی دوم (برداشتن ۲۱ صفر) و موارد دیگر در جهان نشان میدهد که این اقدام معمولا در شرایط بسیار بحرانی و موقتی رخ داده و طولانیمدت نبوده است. اصلاح ساختار اقتصادی انجام نشده، نظارت بر قیمتها برقرار نیست، بورس در وضعیت جذب سرمایه قرار ندارد، ارزش پول ملی تثبیتپذیر نشده و کسری بودجه و ناترازیهای بانکی حل نشده و در این شرایط برداشتن صفرها قبل از تکمیل آن ساختار، مانند گذاشتن موزاییک روی بنای ناتمام است. این موضوع نیازمند صرف زمان و کسب آمادگی فراوان است؛ ارقام بزرگ را کوچککردن بهتنهایی و بدون پشتیبانی ساختاری میتواند پیامدهای منفی داشته باشد. اگر این اقدام شتابزده و بدون تحلیل کامل انجام شود، ممکن است بهواسطه تصمیمات ناقص خسارات گستردهای برجای بگذارد.
متن کامل را در جام جم آنلاینبخوانید




