نادرشاه افشار در ندامتگاه مركزی

نادرشاه افشار در ندامتگاه مركزی

امید مهدی‌نژاد طنزنویس

 نادرشاه افشار پس از آن‌كه عمده فتوحات خود را انجام داد و به پایتخت برگشت، تصمیم گرفت به اوضاع داخلی مقداری رسیدگی كند. پس به وزیر اعظم دستور داد دو روز در هفته را برای بازدید سرزده و مخفیانه از اماكن و ارگان‌ها و نهادهای حاكمیتی اختصاص دهد. وی پس از بازدید از مدرسه عالی و مریضخانه مركزی و اداره مالیات بر خانه‌های خالی و درآمدهای متفرقه و ستاد مركزی مبارزه با پولشویی، فرمان داد تا برای بازدید به ندامتگاه مركزی شهر كه در خارج از شهر قرار داشت بروند. نادرشاه در راه به وزیر اعظم گفت: تصمیم دارم با زندانیان صحبت كنم و اگر در میان آنان شخص بی‌گناهی هست كه به اشتباه دستگیر و زندانی شده، فرمان آزادی وی را صادر نمایم. وزیر اعظم نیز كه شخصی بله‌قربان‌گو بود، پاسخ داد: بله قربان. نادرشاه وقتی به ندامتگاه رسید دستور داد همه زندانیان را در حیاط ندامتگاه جمع كنند. بعد یكی‌یكی آنان را نزد خود خواند و از جرم‌شان پرسید. زندانیان یكی‌یكی جلو آمدند و اعلام كردند بی‌گناهند و به پیر و پیغمبر و به كی و به كی قسم خوردند كه جرمی مرتكب نشده‌اند و در اثر بدخواهی بدخواهان یا نقص مدارك یا كینه قاضی یا قطع بودن سیستم یا عدم تمكن مالی برای استخدام وكیل و... به زندان افتاده‌اند. تنها یكی از زندانیان به جرم خود اعتراف كرد و تقصیر خود را توضیح داد و از كرده‌های سابق خود اظهار ندامت نمود. پس از پایان دیدار، نادرشاه كه خود گرگ بازار ندامت بود، آن یك‌نفر را از بقیه جدا نمود و سپس رو به بقیه زندانیان كرد و گفت: این‌طور كه پیداست همه شما بی‌گناهید و از نیكان روزگارید و فقط ایشان است كه گناهكار و دچار ندامت است. دستور می‌دهم این شخص را از شما جدا كنند تا اخلاق فاسد او شما را آلوده نكند. سپس به ساختمان مركزی ندامتگاه بازگشت و برای آن شخص عفو مشروط صادر كرد و برای سایر زندانیان نفری سه‌ماه كار اجباری مقرر كرد تا من‌بعد چیز نكنند و همه را خاموش كرد.