رازگشایی از 2جنایت شیشهای و ناموسی
راز قتل دختر و پسر جوان که قربانی دو جنایت شده بودند در جریان تحقیقات کارآگاهان پلیس آگاهی البرز فاش شد. در نخستین جنایت، پسر افغان با انگیزه ناموسی خواهرش را کشت و جسدش را به آتش کشید. در دومین قتل هم، مردی تحتتاثیر توهم مصرف شیشه، پسر جوانی را با ضربه چوب کشت.
مرداد امسال مرد چوپانی در حوالی شهر چهارباغ استان البرز با دیدن جسد سوختهای، وحشتزده با پلیس تماس گرفت و ماجرای کشف جسد را به ماموران گزارش کرد. در ادامه تیمی از کارآگاهان اداره مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی و بازپرس ویژه قتل در محل کشف جسد حاضر شدند. در بررسیهای اولیه مشخص شد، مقتول دختر جوانی است که قاتل بعد از خفه کردن او، جسدش را به آتش کشیده است. چند روزی از قتل میگذشت، به همین خاطر پرونده افراد ناپدیدشده در این شهر را بررسی کردند. یکی از پروندهها مربوط به ناپدید شدن دختر تبعه افغان بود که خانوادهاش ناپدید شدن او را گزارش کرده بودند. آنطور که خانوادهاش اعلام کردهبودند، دختر جوان به نام نسیبه، اوایل مرداد برای خرید از خانه بیرون رفته و دیگر بازنگشته بود. با طولانی شدن غیبتش، شکایتی را در کلانتری محل مطرح کرده بودند. خانواده نسیبه در پزشکیقانونی و کردند هویت دخترشان را شناسایی کنند. با افشای هویت مقتول، روند رسیدگی به پرونده وارد مرحله تازهای شد و کارآگاهان با تحقیقات محلی دریافتند نسیبه و برادرش با هم اختلاف و درگیری داشتهاند. ماموران سراغ برادر مقتول رفتند اما پسر جوان به نام نعمت، همزمان با کشف جسد ناپدید شده بود که ردزنیها نشان داد او به افغانستان گریخته است. موضوع به پلیس اینترپل اعلام شد و با همکاری ریشسفیدان طایفهشان، نعمت در افغانستان شناسایی و در تحقیقات مدعی شد؛ مدتی بود به رفتار خواهرم شک کرده بودم و چند بار از او خواستم رفتارش را درست کند اما گوش نمیکرد و آبروی ما را در محله برده بود. برای حفظ آبرویمان تصمیم به قتل او گرفتم. یک روز او را به بهانه گردش به حاشیه شهر بردم و خفه کردم. بعد هم جسدش را به آتش کشیدم. همزمان با رازگشایی از این جنایت، خانواده دختر جوان از خون او گذشته و پسرشان را بخشیدند.
جنایت شیشهای
راز دومین جنایت با گزارش ناپدید شدن پسر 20سالهای در اداره مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی البرز فاش شد. خانواده این جوان در شکایت خود گفتند: ما اهل شهر رزن همدان هستیم. پسرمان اواخر مرداد برای کار راهی کرج شد. قرار بود در شرکتی استخدام شود. وقتی به کرج رسید با او در تماس بودیم. یک روز بعد از اینکه به کرج رسید، ناپدید شد و در این مدت تلفن همراهش خاموش است.
پس از این شکایت ماموران تحقیقات خود را آغاز کرده و با شناسایی افرادی که با پسر جوان در ارتباط بودند، دریافتند او در دام یک شرکت هرمی گرفتار شده و برای حضور در یکی از شرکتهای هرمی به کرج رفته بود. احتمال اینکه او توسط اعضای این شرکت به گروگان گرفته شده باشد، مطرح اما در ادامه با تحقیقات در این شاخه، رد شد.
پس از گذشت یک ماه از اعلام فقدانی این پسر، ماموران دریافتند او آخرین بار در پارک فاتح کرج با مرد جوانی دیده شده است.
مرد 35 ساله شناسایی و دستگیر شد که بعد از انتقال به پلیس آگاهی، لب به اعتراف گشود و گفت: «یک روز در باغ فاتح نشسته بودم که متوجه پسر جوان شده، به سمت او رفتم و صحبت با او را آغاز کردم. فهمیدم برای کار به کرج آمده است. به او گفتم خانه موروثی پدربزرگم خالی از سکنه هست و میتواند آنجا بخوابد. به من اعتماد کرد و به خانه قدیمی رفتیم. شب شیشه کشیدم و خوابیدیم. نیمهشب حس کردم قصد کشتن مرا دارد و به همین خاطر با چوب به او حمله کردم، چند ضربه به بدنش زدم که مرد. جسدش را به زیرزمین ساختمان بردم و داخل اتاقی انداختم، بعد مقابل در را دیوار کشیدم. تلفن همراه و پول او را نیز در میان دیوار مخفی کردم.»
سرهنگ حکمتا... شجاعی، رئیسپلیس آگاهی البرز در اینباره به جامجم گفت: «پس از اعتراف متهم تیمی از ماموران راهی این خانه متروکه شده و با تخریب دیوار، جسد پسر جوان را پیدا و به پزشکیقانونی منتقل کردند تا علت دقیق مرگ او مشخص شود. متهم ادعا کرده تحتتاثیر توهم شیشه، مرتکب قتل شده که تحقیقات از او ادامه دارد.»
محمد غمخوار - دبیر گروه حوادث
جنایت شیشهای
راز دومین جنایت با گزارش ناپدید شدن پسر 20سالهای در اداره مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی البرز فاش شد. خانواده این جوان در شکایت خود گفتند: ما اهل شهر رزن همدان هستیم. پسرمان اواخر مرداد برای کار راهی کرج شد. قرار بود در شرکتی استخدام شود. وقتی به کرج رسید با او در تماس بودیم. یک روز بعد از اینکه به کرج رسید، ناپدید شد و در این مدت تلفن همراهش خاموش است.
پس از این شکایت ماموران تحقیقات خود را آغاز کرده و با شناسایی افرادی که با پسر جوان در ارتباط بودند، دریافتند او در دام یک شرکت هرمی گرفتار شده و برای حضور در یکی از شرکتهای هرمی به کرج رفته بود. احتمال اینکه او توسط اعضای این شرکت به گروگان گرفته شده باشد، مطرح اما در ادامه با تحقیقات در این شاخه، رد شد.
پس از گذشت یک ماه از اعلام فقدانی این پسر، ماموران دریافتند او آخرین بار در پارک فاتح کرج با مرد جوانی دیده شده است.
مرد 35 ساله شناسایی و دستگیر شد که بعد از انتقال به پلیس آگاهی، لب به اعتراف گشود و گفت: «یک روز در باغ فاتح نشسته بودم که متوجه پسر جوان شده، به سمت او رفتم و صحبت با او را آغاز کردم. فهمیدم برای کار به کرج آمده است. به او گفتم خانه موروثی پدربزرگم خالی از سکنه هست و میتواند آنجا بخوابد. به من اعتماد کرد و به خانه قدیمی رفتیم. شب شیشه کشیدم و خوابیدیم. نیمهشب حس کردم قصد کشتن مرا دارد و به همین خاطر با چوب به او حمله کردم، چند ضربه به بدنش زدم که مرد. جسدش را به زیرزمین ساختمان بردم و داخل اتاقی انداختم، بعد مقابل در را دیوار کشیدم. تلفن همراه و پول او را نیز در میان دیوار مخفی کردم.»
سرهنگ حکمتا... شجاعی، رئیسپلیس آگاهی البرز در اینباره به جامجم گفت: «پس از اعتراف متهم تیمی از ماموران راهی این خانه متروکه شده و با تخریب دیوار، جسد پسر جوان را پیدا و به پزشکیقانونی منتقل کردند تا علت دقیق مرگ او مشخص شود. متهم ادعا کرده تحتتاثیر توهم شیشه، مرتکب قتل شده که تحقیقات از او ادامه دارد.»
محمد غمخوار - دبیر گروه حوادث




