سری جدید «چل پله زیر زمین» آماده نمایش شد
تولید فصل سوم سریال انیمیشن چل پله زیرزمین به کارگردانی علیرضا طاهری به پایان رسید.پس ازاستقبال کودکان از دو فصل ابتدایی سریال انیمیشن چل پله زیر زمین، محصول مرکز انیمیشن سوره،به نویسندگی نسیم خراشادیزاده و کارگردانی و تهیهکنندگی علیرضا طاهری،سری جدید این اثرتولیدشد وبهزودی روی آنتن رسانهملی میرود.
فصل سوم این اثر اپیزودیک با تکنیک دوبعدی رایانهای و در ژانر کمدی فانتزی ــ آموزشی برای مخاطب کودک ساخته شده است. درسری جدید چل پله زیرزمین علاوه برهشت شخصیت «کوشا»،«دکتر تور»،«گردوله»،«بادکنک»،«خُرخُف»،«زیپی»، «کُلَنجَک» و «ویزی» سه شخصیت دیگراضافه شدند که عبارتند از:«روشا»، «کَلَک» و«فضولچه».این سریال انیمیشن در دو فصل ابتدایی قصه شخصیتی به نام کوشا را روایت کردکه در باغموزهای محرمانه درمرکز یکی ازکویرهای ایران توسط دانشمندی به نام دکتر تور استخدام میشود تا از موجوداتی عجیبوغریب نگهداری کند. در فصل سوم دکتر تور و گروه قهرمانی سفرهایی را با کشتی پرنده خود به نام «چرخ و فلک» به سراسر ایران دارند تا با مشکلات زیستمحیطی و جاذبههای گردشگری و تاریخی آشنا شوند.
«خانه ما» ترویج زندگی فقیرانه نیست
کارگردان مستند مسابقه خانه ما با اشاره به انتقاداتی که نسبت به مباحث مالی این مسابقه میشود بیان کرد که برنامه، بنایی بر ترویج زندگی فقیرانه ندارد. حامد وقاری، کارگردان مستند مسابقه خانه ما درباره چالشهای ساخت این مسابقه و جلوی دوربین رفتن افراد عادی گفت: شرکتکنندگان این برنامه بعد از اعلام فراخوان هر فصل در سایت برنامه ثبتنام میکنند و بعد از مصاحبه و گزینش نهایی موفق به حضور جلوی دوربین خانه ما میشوند. تیم تولید برنامه به واسطه رضایتی که این خانوادهها برای حضور در برنامه دارند، چالشی برای حضور آنها در مقابل دوربین ندارد، اما بازی گرفتن از آنها و تبدیل کردنشان به خود واقعیشان در مقابل دوربین به زمان احتیاج است.وقاری افزود: ما در خانه ما ترویج فقر و زندگی فقیرانه نمیکنیم، بلکه فقط در یک بازه زمانی با یک بودجه محدود و چالشهای مختلف میخواهیم خلاقیت خانوادهها در مواجهه با این شرایط و چالشهای پیش رویشان را به نمایش بگذاریم و به هیچ عنوان قصد نداریم ترویج یا تبلیغ این نکته که «میتوان ماهانه با یک مبلغ محدود سه یا پنج میلیون تومان زندگی را گذراند» نداریم.
«کانن»، پسر آینده
مریم فلاح: این کارتون شاد و مهیج در جهانی خیالی روایت میشد؛ زمانی که جنگجهانی ویرانگر دنیا را به نابودی کشانده بود و بقایای این نبرد زندگی انسانها را تهدید میکرد. قهرمان داستان ما بیخبر ازاین دردسرها درجزیره دورافتادهای برای خودش خوش میگذراند. کانن، پسرک نوجوانی بود که با پدربزرگش در جزیرهای دور افتاده زندگی میکرد و از درگیریهای دنیا بیخبر بود، البته همانطور که از همه داستانهای ماجراجویانه انتظار میرود این زندگی آرام و بیدردسر دوامی نیاورد و با ورود لانا، دختری همسن و سال پسرک همه چیز تغییر کرد. او ازجامعه پیشرفتهای از خارج جزیره میآمد که تمدن اینداستریا نام داشت. لانا واقعیت دنیای بیرحم پس از جنگ را زیر سلطه حکومت اینداستریا و رهبر ستمگر آن، لپکا برایشان تعریف میکند و میگوید که لپکا در طمع قدرت بیشتر در جستوجوی منابع باقیمانده انرژی در دنیاست و اینگونه کانن تصمیم میگیرد در سفری همراه لانا به او کمک کند تا پدر بزرگ دانشمند لانا که بهدلیل دانشش در مورد انرژی خورشیدی توسط انداستریا ربوده شده را نجات دهند.
«خانه ما» ترویج زندگی فقیرانه نیست
کارگردان مستند مسابقه خانه ما با اشاره به انتقاداتی که نسبت به مباحث مالی این مسابقه میشود بیان کرد که برنامه، بنایی بر ترویج زندگی فقیرانه ندارد. حامد وقاری، کارگردان مستند مسابقه خانه ما درباره چالشهای ساخت این مسابقه و جلوی دوربین رفتن افراد عادی گفت: شرکتکنندگان این برنامه بعد از اعلام فراخوان هر فصل در سایت برنامه ثبتنام میکنند و بعد از مصاحبه و گزینش نهایی موفق به حضور جلوی دوربین خانه ما میشوند. تیم تولید برنامه به واسطه رضایتی که این خانوادهها برای حضور در برنامه دارند، چالشی برای حضور آنها در مقابل دوربین ندارد، اما بازی گرفتن از آنها و تبدیل کردنشان به خود واقعیشان در مقابل دوربین به زمان احتیاج است.وقاری افزود: ما در خانه ما ترویج فقر و زندگی فقیرانه نمیکنیم، بلکه فقط در یک بازه زمانی با یک بودجه محدود و چالشهای مختلف میخواهیم خلاقیت خانوادهها در مواجهه با این شرایط و چالشهای پیش رویشان را به نمایش بگذاریم و به هیچ عنوان قصد نداریم ترویج یا تبلیغ این نکته که «میتوان ماهانه با یک مبلغ محدود سه یا پنج میلیون تومان زندگی را گذراند» نداریم.
«کانن»، پسر آینده
مریم فلاح: این کارتون شاد و مهیج در جهانی خیالی روایت میشد؛ زمانی که جنگجهانی ویرانگر دنیا را به نابودی کشانده بود و بقایای این نبرد زندگی انسانها را تهدید میکرد. قهرمان داستان ما بیخبر ازاین دردسرها درجزیره دورافتادهای برای خودش خوش میگذراند. کانن، پسرک نوجوانی بود که با پدربزرگش در جزیرهای دور افتاده زندگی میکرد و از درگیریهای دنیا بیخبر بود، البته همانطور که از همه داستانهای ماجراجویانه انتظار میرود این زندگی آرام و بیدردسر دوامی نیاورد و با ورود لانا، دختری همسن و سال پسرک همه چیز تغییر کرد. او ازجامعه پیشرفتهای از خارج جزیره میآمد که تمدن اینداستریا نام داشت. لانا واقعیت دنیای بیرحم پس از جنگ را زیر سلطه حکومت اینداستریا و رهبر ستمگر آن، لپکا برایشان تعریف میکند و میگوید که لپکا در طمع قدرت بیشتر در جستوجوی منابع باقیمانده انرژی در دنیاست و اینگونه کانن تصمیم میگیرد در سفری همراه لانا به او کمک کند تا پدر بزرگ دانشمند لانا که بهدلیل دانشش در مورد انرژی خورشیدی توسط انداستریا ربوده شده را نجات دهند.




