حسادت و کینه جان سرآشپز را گرفت
مرد آشپز که بر سر مسائل کاری با همکار آشپزش درگیر شده و از روی حسادت و انتقام او را با ضربات چاقو به قتل رسانده بود، بازداشت شد.
به گزارش خبرنگار جامجم، ساعت 19 جمعه بیستویکم اردیبهشت امسال، یکی از ماموران کلانتری شهرزیبا در تماس با بازپرس کشیک قتل دادسرای جنایی تهران اطلاع داد مردی 30ساله که آشپز رستورانی در غرب پایتخت بوده به قتل رسیده است. در جریان تحقیقات معلوم شد رهگذری او را زخمی کنار شمشادها مقابل رستوران یافته و از طریق اورژانس به بیمارستان منتقل کرده اما او فوت شده است. ماموران با تحقیقات محلی پی بردند مقتول یکی از دو سرآشپز یک رستوران بوده است. در جریان تحقیق از همکاران سرآشپز مشخص شد مقتول با سرآشپز دیگر به نام شهاب کلکل، دعوا و رقابتداشتند.
بنابراین از شهاب تحقیق کردند. او مدعی شد اختلاف میان آن دو جدی نبوده است. ماموران به بررسی وسایل مقتول پرداختند و معلوم شد کارتبانکی و برخی وسایل شخصی او نیست. بنابراین بقیه کمدها را بررسی کردند که وسایل او را در کمد شهاب یافتند. او بهعنوان مظنون در قتل بازداشت و به اداره دهم پلیس آگاهی تهران منتقل شد. ابتدا به ضدونقیضگویی پرداخت و در ادامه به قتل مرد آشپز اعتراف کرد و گفت: من و مقتول به فاصله یک ماه از هم در این رستوران بهعنوان سرآشپز مشغول به کارشدیم.
اوایل اختلافی نداشتیم اما از مدتی قبل متوجه شدم او مدام در کارهای آشپزی دخالت میکند تا مرا در چشم کارفرمایمان کوچک جلوه دهد و سرآشپزی پراشتباه جا بزند. همیشه سعی میکرد مورد توجه باشد، حقوق بیشتری بگیرد و همه از آشپزیاش تعریف کنند. من دستپختم از او بهتر بود اما او با کارهایش، کار مرا خراب میکرد. اگر من غذا درست میکردم با ریختن چاشنیهای مختلف آن را بدمزه میکرد. همه از غذای او تعریف میکردند و شرایط کاری برایم سخت شده بود. همین باعث ناراحتی و کینهام از او شده بود. آن شب دوباره در آشپزخانه سر غذادرستکردن دعوایمان شد. او میرفت گاز و شیرفلکه اجاق گاز را میبست و غذا را خراب میکرد. چند بار این کار را تکرار کرد و باعث ناراحتیام شد. چاقو برداشته و با هم بیرون رفتیم. دعوایمان به آنسوی خیابان و اطراف شمشادها کشیده شد و از شدت عصبانیت با همان چاقو سه ضربه به او زدم که زخمی شد. از ترسم چاقو را در شمشادها انداخته و به محل کارم بازگشتم. کارتبانکی و وسایلی که همراهش بود را در کمدم پنهان کردم تا همه تصور کنند قربانی سرقت شده است.
بنابراین از شهاب تحقیق کردند. او مدعی شد اختلاف میان آن دو جدی نبوده است. ماموران به بررسی وسایل مقتول پرداختند و معلوم شد کارتبانکی و برخی وسایل شخصی او نیست. بنابراین بقیه کمدها را بررسی کردند که وسایل او را در کمد شهاب یافتند. او بهعنوان مظنون در قتل بازداشت و به اداره دهم پلیس آگاهی تهران منتقل شد. ابتدا به ضدونقیضگویی پرداخت و در ادامه به قتل مرد آشپز اعتراف کرد و گفت: من و مقتول به فاصله یک ماه از هم در این رستوران بهعنوان سرآشپز مشغول به کارشدیم.
اوایل اختلافی نداشتیم اما از مدتی قبل متوجه شدم او مدام در کارهای آشپزی دخالت میکند تا مرا در چشم کارفرمایمان کوچک جلوه دهد و سرآشپزی پراشتباه جا بزند. همیشه سعی میکرد مورد توجه باشد، حقوق بیشتری بگیرد و همه از آشپزیاش تعریف کنند. من دستپختم از او بهتر بود اما او با کارهایش، کار مرا خراب میکرد. اگر من غذا درست میکردم با ریختن چاشنیهای مختلف آن را بدمزه میکرد. همه از غذای او تعریف میکردند و شرایط کاری برایم سخت شده بود. همین باعث ناراحتی و کینهام از او شده بود. آن شب دوباره در آشپزخانه سر غذادرستکردن دعوایمان شد. او میرفت گاز و شیرفلکه اجاق گاز را میبست و غذا را خراب میکرد. چند بار این کار را تکرار کرد و باعث ناراحتیام شد. چاقو برداشته و با هم بیرون رفتیم. دعوایمان به آنسوی خیابان و اطراف شمشادها کشیده شد و از شدت عصبانیت با همان چاقو سه ضربه به او زدم که زخمی شد. از ترسم چاقو را در شمشادها انداخته و به محل کارم بازگشتم. کارتبانکی و وسایلی که همراهش بود را در کمدم پنهان کردم تا همه تصور کنند قربانی سرقت شده است.




