یک قایق بیپناه در توفان
کتاب «فال خون» یک درام هولناک است. آنچنان هولناک که گویی مخاطبش را وسط یک اقیانوس بیانتها در قایق کوچکی نشانده و او را به جنگ یک توفان دریایی عظیم فرستاده است.
این چنین است که نویسنده این اثر خود را تا مرتبه درخشانترین نویسندگان جنگ ارتقا دادهاست. امروزه رماننویس کسی نیست که تنها قصهای برای گفتن داشتهباشد؛ چرا که رماننویسی قدرت تشخیص و انتخاب ضرورتمند چیزهاست. رماننویس اگر ضرورت چه بودن و چگونه بودن عناصر داستانی در قصهاش را نشناسد، همان بهتر که حتی داستانی هم برای گفتن نداشتهباشد. به ویژه زمانی که درباره پدیدهای به نام رمان جنگ سخن میگوییم که پدیدهای در ظاهر آشنا اما پیچیده و غریب است. داوود غفارزادگان بدون شک چنین رماننویس زبدهای است. او در این رمان هراسانگیز به مخاطب القا میکند چگونه میتواند از زاویهای متفاوت و غریب به جنگ بنگرد اما همچنان هراس حقیقی جنگ را در اعماق وجودش تجربه و احساس کند. در ادبیات، خود جنگ مسأله هراسانگیزی قلمداد نمیشود، بلکه تاثیراتی که در اشخاص و در زیست جسمانی و روانی آنها ایجاد میکند، هراسانگیز است.
نویسنده: داوود غفارزادگانناشر: سوره مهر
سال انتشار: 1396
تعداد صفحه: 103




