اصلاح مسیر ۴۰ساله سینمای ایران

اصلاح مسیر ۴۰ساله سینمای ایران

سینمای ایران چگونه جهانی می‌شود؟ حتما در خبرها خوانده‌اید که نمایندگان مدیریت سینمای ایران، در پی دعوت مسئولان فرهنگی ازبکستان، همین روزها در این کشور به‌سر می‌برند. تاکنون امضای معاهده تولیدات مشترک، حاصل این سفر بوده است و... ازجمله مهم‌ترین تلاش‌های مدیریت سینمایی طی یک‌سال گذشته، تغییر مسیر سینما از غرب به سمت شرق بوده‌است.

تلاش مدیران سینما در دولت‌های پیشین برای جهانی شدن و برون‌رفت از دایره تنگ داخلی، طی ۴۰ سال گذشته همواره به حضور در فستیوال‌های خارجی (خصوصا غربی) ختم می‌شده‌است. بنیاد سینمایی فارابی به‌جای برنامه‌ریزی‌ استراتژیک و تاثیر‌گذاری بر روند تولیدات داخلی به منظور بومی‌سازی و افزایش سطح کمی و کیفی تماشاگران داخلی، همه‌ هم و غم‌شان حضور سالانه در (مثلا) جشنواره کن بوده است. اینان غافل از این‌که سینمای یک کشور تا بومی و ملی نباشد و تا در درجه اول مورد وثوق جماعت داخلی قرار نگیرد، هرگز راه به دل مخاطبان دنیا نیز پیدا نمی‌کند، سمت و سویی به فیلم‌هایی داشتند که اساسا آثار ضد مخاطب محسوب می‌شد. از سوی دیگر همان حداقل‌های نگاه به بیرون نیز متوجه پذیرنده‌های غربی بود، آن‌هم نه در قالب تولیدات مشترک بلکه گرفتار در چنبره‌ سیاست‌های با مطامح استعماری بودند. 
جهانی بودن و خصوصا مقوله‌ای تحت عنوان تولید مشترک، کاملا تعریف شده با مرزبندی شناخته‌شده‌ای است، رویکردی که با سیاست‌های حاکم گذشته منافات داشت. نتیجه سیاست‌های جهانی سینمای ایران تحت زعامت دولتمردان پیشین، حاصلی جز ناکامی به همراه نیاورد، شکستی که علاوه بر هزینه‌های تحمیلی، سالن‌های نمایش را نیز خالی از تماشاگر کرد و ... اما آنچه توسط مدیریت کنونی پی‌گرفته می‌شود، بی‌تردید اصولی و مطابق روند و روالی است که باید خیلی زودترها شاکله سیاست‌های در ارتباط با بیرونی‌ها را تشکیل می‌داد. البته توفیق و تداوم این وضعیت به خیلی از پارامترها مربوط است، ولی نوع مراوده و ایجاد این مناسبات حتما درست و قابل دفاع است. تعیین و تاکید براین موضوع ازاین جهت است که رابطه با شرق و کشورهای از نظر فرهنگی و خصوصا مذهبی نزدیک به ایران را سرلوحه قرار می‌دهد. در عین این‌که همه موارد در میدان نیاز طرفین، بدون حاکمیت مولفه و منافع استعماری برنامه‌ریزی و دنبال می‌شود. ازهمین‌روست که وزیر فرهنگ ازبکستان در ملاقات با رئیس سازمان سینمایی ضمن اشاره به‌این‌که ایران و ازبکستان دو پایتخت تمدنی مهم جهان اسلام هستند، بر‌ساخت فیلم‌های تاریخی درباره شخصیت‌ها و مشترکات بین دو کشور اصرار دارد. این شخصیت ازبک با دریافت این نکته که سینما وسیله موثر و مهمی در زمینه حافظه جمعی مردم است، ظرفیت بزرگ و توانایی سطح بالای سینمای ایران را به منظور بازسازی و تحریفات استعماری صورت گرفته برکشورش مد نظر قرار می‌دهد و به تعدادی از چهره‌های معروف ازبکستان اشاره می‌کند که قابلیت فیلم شدن را دارند. واقعیت این است که سینمای ایران از نظر امکانات مختلف، خصوصا قدرت و توانایی تکنیسین‌های فیلمبرداری، گریم، جلوه‌های ویژه میدانی و بصری، نیروهای انسانی هنرمند و... از رشد مثال‌زدنی برخوردار است که می‌تواند نیازهای کشورهای منطقه و خاورمیانه را تامین کند. آنچه سینمای ایران را رنج می‌دهد، بیکاری عوامل صاحب صلاحیت آن است؛ واقعیتی که متاثر از غیبت مخاطبان انبوه در سالن‌های سینماست. بنابراین تعامل با کشورهای همسوی فرهنگی، سیاسی و مذهبی گشایش غیرقابل کتمانی دراین زمینه است و...  بالاخره این‌که رابطه دو طرفه منجر به جهانی شدن، جز با تداوم رابطه و اصرار براصلاح مسیر غلط ۴۰ سال گذشته راهی دیگر وجود ندارد.

محمد تقی فهیم | منتقد سینما