در دنیای امروز چگونه فرزندانمان را بهدرستی تربیت کنیم؟
کودکی؛ دوران طلایی ساخت باورها
امروزه کم نیستند خانوادههایی که تمایل به شرکت کودکونوجوانشان در کلاسهای رقص، ساز و آواز و خوانندگی دارند. در این میان برخی سایتها و سلبریتیها و افراد مشهور نیز در فضای مجازی بهخصوص اینستاگرام بیکار ننشستهاند و در حال تبلیغ چنین کلاسها و تولیدمحتواهای جذاب برای جذب کودکونوجوان هستند اما نکته بسیار مهم اینکه تهاجمات فرهنگی همچنان بهصورت زیرپوستی در حال پیشرفت است.
واقعیت این است که فرزندان ما در برهه کودکی دارای بیشترین قدرت یادگیری هستند و نیاز به سبک و الگویی مناسب و ممتاز دارند که روی شخصیت و طرز تفکر کودک ایرانی اثر مفید و سازندهای داشته باشد. رقصهای نوظهور و خیابانی و ساز و آواز و خوانندگی ازجمله الگوهای غربی و خاصه مربوط به ترویج فرهنگ غرب و جاانداختن سبکزندگی غربی است و متناسب با سبک و سیاق زندگی اسلامی نیست و هیچ بار شخصیتی، اجتماعی، تربیتی و دینی برای فرزندان کشور ما نخواهد داشت.
روانشناسان بر این باورند، وقتی ما از سنین پایین کودکان را وادار میکنیم که رفتارهای نمایشی مثل رقص و آواز برای جلبتوجه و تایید دیگران یاد بگیرند، ضمن اینکه در حال پرورش افرادی وابسته به تایید و تشویق دیگران هستیم، توانمندیهای اصیل و واقعی کودک که مرتبط با رفتارهای دینی و اجتماعی است پرورشنیافته باقی میماند و سبک زندگی کودک ایرانی به سمت سبکزندگی غربی گرایش پیدا میکند. براساس آموزههای دینی، یکی از حقوق فرزندان بر والدین، تلاش برای تربیت صحیح طبق آموزههای اسلامی و تعالیم قرآن و اهلبیت(ع) است. وجود روایات و تعالیم دینی در چگونگی تربیت فرزندان صالح نشان از سنگینی بار مسئولیت والدین در پرورش فرزندان دارد.
زمانی برای شکلگیری شخصیت
دوران کودکی دوران تقلید و الگوپذیری و در نهایت شکلگیری شخصیت کودک است. در این دوران طلایی آموزش اصولی و صحیح، حرف اول را در ارتقای هوش اجتماعی، عاطفی، شناختی و دینی کودک میزند و بهترین زمان برای آشنایی کودک با مسائل دینی و مذهبی که مطابق با سبکزندگی ایرانی است همین دوران کودکی اوست که با همه وجود چنین مسائلی را درک میکند و این مطالب وارد ضمیر ناخودآگاه او میشود و بهندرت پیشمیآید آموزشهایی را که در دوران کودکی آموخته در بزرگسالی فراموش کند. حالا تصور کنید که کودک ما در چنین دوران طلایی و مهم از زندگی بخواهد ذهن خود را روی الگوها و هجویات غربی مانند رقص و ساز و آواز که ازجمله لذتهای زودگذر و بیهدف است متمرکز کند اما یکی از بهترین مسیرها برای شکلگیری و محققشدن شخصیت دینی و اجتماعی کودک، خواندن انواع قصههای آموزنده ایرانی و آشنایی با داستانها و روایات دینی و قرآن به زبان کودکانه از همان دوران کودکی است که به کودک کمک میکند تا بتواند مسیر درست و شایستهتری را انتخاب کند و همچنین بتواند دوران نوجوانی را که روزهای پراضطراب و پرتشویشی است بهشکل عاقلانهتری پشتسر بگذارد.
اثربخشی کتابهای مصور
داستانهای ایرانی و دینی اگر در رده سنی کودک و دارای تصاویر واضح و گویا با رنگ و اشکال تاثیرگذار باشد، میتواند با تحریک هیجانات مثبت باعث ارتقای خلاقیت کودک شده و مهارتهای زیادی را در او نهادینه کند. دکتر نصیر عابدینی، روانشناس بالینی میگوید: «تصاویر کتاب جنبه تزئینی ندارد و میتواند پیامها و اطلاعات زیادی که حتی از عهده متن و کلمات برنمیآید به ذهن کودک منتقل کند. از نظر روانشناسی هر تصویر برابر هزار کلمه است و بر این اساس کتابهای مصور برای کودکان در دوره پیش از دبستان که سواد خواندن متن را ندارند بهترین گزینه محسوب میشود.»
عابدینی میافزاید: «حافظه کوتاهمدت کودک ضعیف است و برای نهادینهشدن اشکال، تصاویر یا شخصیتهای دینی و داستانی که بار آموزشی بالایی داشته و مهارتهای اجتماعی، دینی یا بهداشتی همچون مسواکزدن، شستوشوی دستوصورت، سلامکردن، نمازخواندن یا پوشش مناسب را انتقال میدهد، تکرار در خوانش تصاویر توصیه میشود. تکرار باعث میشود که این قبیل مهارتها و آموزههای دینی در ذهن کودک نهادینه و درونی شده و به حافظه بلندمدت او منتقل شود.»
شروع سن تقلیدپذیری
سن تقلیدپذیری و شروع کنجکاویهای کودک از 3 ــ 2 سالگی شروع میشود و میتواند تفاوتهای اولیه و کلی را درک کرده و تشخیص دهد. دکتر عابدینی میگوید: «در این زمان اگر والدین با کودک همراه شده و تصاویر کتاب را به ترتیب برایش توضیح دهند و هدف از مهارتهای انجامشده توسط شخصیتهای دینی و داستانی را به او بگویند و به مرور زمان تکرار کنند، بهتدریج مراحل شناختی کودک کامل شده و مهارتها و تصاویر تاثیرگذار در ذهنش درونی میشود. آموزش بصری کودک باید در محیطی شاد و آرام، به دور از هرگونه تنش یا بحث و مشاجره پدر و مادر و با لطافت و مهربانی، نه به اجبار و زور به کودک منتقل شود. در این شرایط بار هیجانی کودک برای پذیرش هرچه بهتر و بیشتر مهارتها و پیامها به طرز چشمگیری ارتقا مییابد. در میان کتابهای داستان و شعر و روایات، کتابقصه بهدلیل داشتن شخصیت داستانی که میتواند محبوب کودک باشد، ملموستر، عینیتر و تاثیرگذارتر است که البته مهارت و گیرایی نویسنده در انتقال پیام داستان تاثیر بیشتری دارد.» عابدینی، روایات و داستانهای دینی را بهدلیل تاثیرات مثبت مذهبی توصیه میکند و شعر را اگر قابل فهم و ساده باشد بهدلیل ریتمیک و آهنگینبودن مناسب و جذاب میداند: «آموزش مسائل و مفاهیم دینی از 12سالگی به بعد از سوی کودک قابل پذیرشتر شده و البته که نباید بار تربیت دینی کودک را تنها برعهده کتاب گذاشت.»
فاخره بهبهانی - گروه جامعه
روانشناسان بر این باورند، وقتی ما از سنین پایین کودکان را وادار میکنیم که رفتارهای نمایشی مثل رقص و آواز برای جلبتوجه و تایید دیگران یاد بگیرند، ضمن اینکه در حال پرورش افرادی وابسته به تایید و تشویق دیگران هستیم، توانمندیهای اصیل و واقعی کودک که مرتبط با رفتارهای دینی و اجتماعی است پرورشنیافته باقی میماند و سبک زندگی کودک ایرانی به سمت سبکزندگی غربی گرایش پیدا میکند. براساس آموزههای دینی، یکی از حقوق فرزندان بر والدین، تلاش برای تربیت صحیح طبق آموزههای اسلامی و تعالیم قرآن و اهلبیت(ع) است. وجود روایات و تعالیم دینی در چگونگی تربیت فرزندان صالح نشان از سنگینی بار مسئولیت والدین در پرورش فرزندان دارد.
زمانی برای شکلگیری شخصیت
دوران کودکی دوران تقلید و الگوپذیری و در نهایت شکلگیری شخصیت کودک است. در این دوران طلایی آموزش اصولی و صحیح، حرف اول را در ارتقای هوش اجتماعی، عاطفی، شناختی و دینی کودک میزند و بهترین زمان برای آشنایی کودک با مسائل دینی و مذهبی که مطابق با سبکزندگی ایرانی است همین دوران کودکی اوست که با همه وجود چنین مسائلی را درک میکند و این مطالب وارد ضمیر ناخودآگاه او میشود و بهندرت پیشمیآید آموزشهایی را که در دوران کودکی آموخته در بزرگسالی فراموش کند. حالا تصور کنید که کودک ما در چنین دوران طلایی و مهم از زندگی بخواهد ذهن خود را روی الگوها و هجویات غربی مانند رقص و ساز و آواز که ازجمله لذتهای زودگذر و بیهدف است متمرکز کند اما یکی از بهترین مسیرها برای شکلگیری و محققشدن شخصیت دینی و اجتماعی کودک، خواندن انواع قصههای آموزنده ایرانی و آشنایی با داستانها و روایات دینی و قرآن به زبان کودکانه از همان دوران کودکی است که به کودک کمک میکند تا بتواند مسیر درست و شایستهتری را انتخاب کند و همچنین بتواند دوران نوجوانی را که روزهای پراضطراب و پرتشویشی است بهشکل عاقلانهتری پشتسر بگذارد.
اثربخشی کتابهای مصور
داستانهای ایرانی و دینی اگر در رده سنی کودک و دارای تصاویر واضح و گویا با رنگ و اشکال تاثیرگذار باشد، میتواند با تحریک هیجانات مثبت باعث ارتقای خلاقیت کودک شده و مهارتهای زیادی را در او نهادینه کند. دکتر نصیر عابدینی، روانشناس بالینی میگوید: «تصاویر کتاب جنبه تزئینی ندارد و میتواند پیامها و اطلاعات زیادی که حتی از عهده متن و کلمات برنمیآید به ذهن کودک منتقل کند. از نظر روانشناسی هر تصویر برابر هزار کلمه است و بر این اساس کتابهای مصور برای کودکان در دوره پیش از دبستان که سواد خواندن متن را ندارند بهترین گزینه محسوب میشود.»
عابدینی میافزاید: «حافظه کوتاهمدت کودک ضعیف است و برای نهادینهشدن اشکال، تصاویر یا شخصیتهای دینی و داستانی که بار آموزشی بالایی داشته و مهارتهای اجتماعی، دینی یا بهداشتی همچون مسواکزدن، شستوشوی دستوصورت، سلامکردن، نمازخواندن یا پوشش مناسب را انتقال میدهد، تکرار در خوانش تصاویر توصیه میشود. تکرار باعث میشود که این قبیل مهارتها و آموزههای دینی در ذهن کودک نهادینه و درونی شده و به حافظه بلندمدت او منتقل شود.»
شروع سن تقلیدپذیری
سن تقلیدپذیری و شروع کنجکاویهای کودک از 3 ــ 2 سالگی شروع میشود و میتواند تفاوتهای اولیه و کلی را درک کرده و تشخیص دهد. دکتر عابدینی میگوید: «در این زمان اگر والدین با کودک همراه شده و تصاویر کتاب را به ترتیب برایش توضیح دهند و هدف از مهارتهای انجامشده توسط شخصیتهای دینی و داستانی را به او بگویند و به مرور زمان تکرار کنند، بهتدریج مراحل شناختی کودک کامل شده و مهارتها و تصاویر تاثیرگذار در ذهنش درونی میشود. آموزش بصری کودک باید در محیطی شاد و آرام، به دور از هرگونه تنش یا بحث و مشاجره پدر و مادر و با لطافت و مهربانی، نه به اجبار و زور به کودک منتقل شود. در این شرایط بار هیجانی کودک برای پذیرش هرچه بهتر و بیشتر مهارتها و پیامها به طرز چشمگیری ارتقا مییابد. در میان کتابهای داستان و شعر و روایات، کتابقصه بهدلیل داشتن شخصیت داستانی که میتواند محبوب کودک باشد، ملموستر، عینیتر و تاثیرگذارتر است که البته مهارت و گیرایی نویسنده در انتقال پیام داستان تاثیر بیشتری دارد.» عابدینی، روایات و داستانهای دینی را بهدلیل تاثیرات مثبت مذهبی توصیه میکند و شعر را اگر قابل فهم و ساده باشد بهدلیل ریتمیک و آهنگینبودن مناسب و جذاب میداند: «آموزش مسائل و مفاهیم دینی از 12سالگی به بعد از سوی کودک قابل پذیرشتر شده و البته که نباید بار تربیت دینی کودک را تنها برعهده کتاب گذاشت.»
فاخره بهبهانی - گروه جامعه
تیتر خبرها




